Sunday, 29 April 2012

به مناسبت هشتم ثور،روزپیروزیی مجاهدین

نتیجه تابع اخص ارذل است مقوله ی رایج دراصول فقه ابراهیم ورسجی 10-2-1391 تمایل نداشتم دراین زمینه چیزی به رشته ی تحریردرآورم،امابرخی تحلیل هاوتندروی هادرزمینه وادارم ساخت که این مقاله رابنویسم.درحالی به نوشتن این مقال می پردازم،ازاحساسات پاک هردوگرایش طرفدارومخالف کارکرد مجاهدین آگاهی دارم وبرهردوگرایش احترام وافرمی گذارم.البته که احترام من به هردوگرایش،سبب نمی شود که حقیقت هاازنظرپنهان بمانند.آنچه که پس ازپیروزیی مجاهدین درافغانستان بویژه درکابل برسرمردم ستم زده وامیدواررفت،باید درپیوستگی باسیاست هایی پیش ازآن رخ دادهایی جانکاه ودلخراش موردارزیابی قرارگیرند؛درغیرآن،بدآموزی سیاسی- تاریخی به نفع سیاست بازان،تحریف کنند گان تاریخ وتاجران دین ووطن تمام خواهد شد. ازاین رو،ناچارم که سری هم بتاریخ این کشورشوربخت بزنم.این یک واقعت تلخ است که حکومت هایی منحط وستمگرقبیلگی افغانستان ازدوچیزمی ترسیدند:آگاهی ونوخواهی.دراین زمینه،بسیارهم به عقب نمی روم.دربیست سال دوره ی حکومت ستمگروقاتل فرهنگ ودانشِ عبدالرحمن خان یک مدرسه هم به سبک نوساخته نشد،ودردوره ی حکومت پسرمفسدش حبیب الله خان چندمدرسه برای برآوردن نیازهای بروکراسی رژیم قبیلگی ساخته شد که آموزگارانش همه هندی بودند.بابرآمدن نادرخان وبرادرانش،همان مدرسه هاهم درمعرض اتهام فربه کردن نوخواهی وآگاهی قرارگرفته نابودیاسانسورکرده شدند. بدبختانه یاخوشبختانه که حکومت هایی ضدآگاهی ونوخواهی درافغانستان،هرگزدربرابرذهنیت مردم درداخل واکنش نشان نداده همواره زیرتاثیردیگرگونی های جهانی، رنگ یابی رنگی پذیرفته اند.دراین راستا،همگان اتفاق دارند که پایان جنگ جهانی دوم،بااستعمارزدایی درآسیاوافریقاوبرآمدن دولت هایی جدید خود گردان ملی ودرمجموع باآگاهی وبیداری ملی ونوخواهی درسراسرجهان همراه بود.ازاین رو،موج بیداری وآگاهی بخشی بازارحکومت متحجروناکارآمد وپس مانده ی افغانستان ومحیط فکری وفرهنگی جامعه ی مارانیزدرنوردید.ازاین که حکومت افغانستان درشرایط پیش ازجنگ نامبرده نوکرهندبریتانیابودوسرشتش باخود گردانی ومردمی سازیی پایه های حکومتی سازگاری نداشت،باشتاب استعمارشوروی راجایگزین استعمارهندبریتانیاکرد. افزون برعوض کردن بادار،حکومت کابل یک کاردیگری راهم کرد که تاکنون مردم افغانستان ازشرآن رهای پیداکرده نمی توانند؛وآن این که، دشواری هایی پشتوزبان هایی افغانستان راحل کرده بود وخواستارالحاق پشتوزبان های پاکستان به افغانستان شده دشمنی باپاکستان رابجان خرید.زمانی که درسیاست جهانی،رقابت شوروی وامریکابالاگرفت وسرازگریبان بلاک سازی های نظامی- ایدئولوژیک درآورد،پاکستان اززیرسلطه ی انگلیس به کمپ امریکا،وافغانستان احمقانه درساحه ی نفوذاستراتژیک شوروی افتاد.ازآنجاکه کمونیسم روسی ازدموکراسی وآزادی وگردش آزاداندیشه نفرت داشت،حکومت افغانستان هم به گونه ی که یادمانی شد،ازآگاهی ونوخواهی ودموکراسی نفرت داشت،درهردوزمینه ی بادارپذیری وستیزباآزادی رفیق شوروی شدوازآن کشورتوقع داشت که درقضیه ی پشتونستان کمکش نماید. افتادن افغانستان به زیرسایه ی نفوذاستراتژیک شوروی،یک پیامدخوب یعنی مدرنیسم نیمه کاره ویک پیامد فاجعه باریاسرپرستی حکومت ازچپ گرایی روسی و دین ستیزی ودامن زدن به جریان های مذهبی تاریک ونیمه تاریک رادرپی داشت.روشن است.بهراندازه که فضای سیاسی وفکری وفرهنگی درجامعه بازشود،به همان اندازه،برخورداندیشه وفکر،اندیشه هایی منحط وپس مانده راپیرایش وبه نوگرایی ونوسازیی فکری وفرهنگی کمک می رساند.دراین صورت،درهایی بسته ی جامعه برویی اندیشه هایی نوباز،تاریک اندیشی کمرنگ وحکومت هم برای پذیرش خون نودروازه ی خودرابروی جوانان بازمی کند. برخلاف توقع حکومت،وابستگی مرگباربه شوروی ونافرجامی دشمنی حکومت باپاکستان درقضیه ی پشتونستان،دومسئله رادرافغانستان برجسته ساخت:نخست،درداخل جامعه،حوزه های سنتی مذهبی- قبیلگی حتاآن هایی که سروکله دردربارداشتند،نسبت به آینده ی کشورودشمنی شوروی بادین واکنش نشان دادند.زمانی که واکنش آن هاباگسترش نوشته های نهضت های اسلامی به کشوربه گونه ی سازمان اسلامی جوانان مسلمان دربرابرکمونیست هاعرض اندام کرد،زنگ خطربه گوش زمام داران قبیلگی نواخته شد.دوم،ژنرال ایوب خان رئیس جمهورپاکستان زنگ خطررابه گوش سران کاخ سفیدنواخت که نفوذ گسترده وزیرساخت سازی هایی شوروی درافغانستان، امنیت پاکستان ودرنهایت منافع غرب رادرمنطقه دچارتهدید می سازد.ازسوی دیگر،سیاست توسعه ی اقتصادی وپشتونستان خواهی حکومت محمد داودخان راه بدهی برده نتوانست. بنابراین،ظاهرشاه ودرباریان محافظه کارش که خطررادریافته بودند،بایک حرکت نمایشی محمد داودرابرکناروآوازحکومت مشروطه ودموکراسی خواهی رابلند کردند.دراین راستا،قانون اساسی تصویب شد که تااندازه ی ویژگی دموکراتیک داشت.ازبدرخ دادها،درقانون اساسی باوجودتصویب پارلمان،احزاب سیاسی رسمیت قانونی پیداکرده نتوانستند وشوراهای شهری وولایتی که درقانون درج شده بودعملی نگردید.امافضایی تااندازه ی بازسیاسی- فرهنگی، نهضت اسلامی وکمونیستی رارودرروی هم قرارداد.اگرحکومت، قانون احزاب سیاسی راعملی می کرد،نظام شاهی مشروطه باقی واحزاب سیاسی درحکومت می آمدندومی رفتند.برخلاف،درنبودپوشش قانونی برای احزاب سیاسی،آن هاهمه زیرزمین رفتندوفعالیت های سیاسی- ایدئولوژیک خودراپنهانی ودزدانه به پیش بردند. درحالی که بخاطراجازه ندادن به اجرای قانون اساسی،حکومت شاهی مشروطه ی ظاهرشاهی ناکام شده بود،بازی های سیاهِ درون خانودانی، رژیم جمهوری ستمگرمحمد داودخان رابه میدان آورد که دوکارزیرراکردوبرای شرایط کنونی جاده سازی نمود:نخست،دشمنی باپاکستان راکه پیشترکاهش یافته بود،داغترکرد.دوم،به سرکوب نهضت نوپای اسلامی پرداخته شماری بسیاری افرادکارآمدآن راکشت وزندانی کرد که نتیجه آن باپناه گرفتن افرادناتوان درپاکستان، برای افغانستان بسیارناگوارتمام شد.ازپیش روشن است،اگریک جریان فکری راازافرادبرجسته تهی نمائید،سرنوشت آن بدست افرادی می افتد که خوب ترطعمه ی سیاست بازان درونی وکشورهای بیرونی بویژه پاکستان می شود که ازقبل باافغانستان درداعیه ی پشتونستان دشواری داشت. زمانی که محمدداود فرصت طلبانه خواست قبله عوض وبه پای بوسی جمی کارتررئیس جمهورامریکابرود،مسکوکه باقبله عوض کردن سادات درمصر،جعفرنمیری درسودان وزیاد باری درصومالی درس گرفته بود،به حیات جمهوری روسی مآب دادود پایان ورژیم خلقی رابه میدان آورد که حکایت ازلغزیدن افغانستان ازساحه ی نفوذاستراتژیک به ساحه ی نفوذایدئولوژیک همسایه ی بزرگ شمالی داشت.دروضعیت نو،تحولات افغانستان طوری شکل گرفت که تره کی وامین بیشترازمحمدداودتوحش کرده شمار بسیاری ازنیروهای مذهبی بویژه افراد کارآمد آن راکه داود زندانی کرده بود کشت وبه شمار مهاجران افغان به پاکستان افزود. درواقع،می توان گفت که رژیم خلقی دست بدوکاربسیارخطرناک زد:نخست،باکشتاربیش ازاندازه ی مذهبی هاوکفرگوی های آشکارواحمقانه ی خود،برای جهادموردنظربرخی اسلامی هاکه فربه شدن خودرادرتوحش ودین ستیزی امین وتره کی می دانستند،خوراک چرب فراهم کرد.دوم،امین هم دردرون شاخه ی حزب خلق باتره کی درگیرشد،وهم باپرچمی هاشاخه ی دیگرحزب درافتاد،ودرسیاست خارجی گرایش به پاکستان وامریکانشان داد.واین گرایش درزمانی صورت گرفت که بیشترازده هزارسربازارتش سرخ رابخاطرحمایت رژیم خودبه کابل مستقرکرده بود.ازاین رو،وقتی که به بریژنف رهبرشوروی گزارش دادند که امین تمایل لغزیدن به سوی کمپ امریکادارامی باشد،رخ داداشغال پیش آمد که پیامدآن جهادمجاهدین بادلارامریکایی وریال عربستان و برنامه ریزیی ارتش پاکستان بود.جهادی که انقلاب اسلامی ایران ازنظراخلاقی واندیشه ی وکمک هایی مالی امریکاو عربستان وشیادی آی اِس آی دربرنامه ریزی وسرازیرشدن ملیون هامهاجربه پاکستان وایران کمرآن رابست تامطمئنانه کشوررادربزنگاه قدرت های بزرگ خردوخمیرنماید! زمانی که ازرخ دادهایی پس ازهشتم ثور1371درکابل وهمه ی افغانستان سخن به میان می آیدوبه هرکس وگروهی بدوردنثارکرده می شود،به گونه ی که بمنابست برگذارکردن سالگرپیروزی مجاهدین درسال جاری که تنهادرکاخ ریاست جمهورازآن برگزاری صورت گرفت ودربیرون شهراعلامیه هاوکاغذپرانی های بدگویانه ازجهادی هایاجهادی نماهاصورت گرفت.بهرصورت،برگزاری امسال روزپیروزیی مجاهدین که واکنش های منفی فراوانی رادرپی داشت،وواکنش نشان دهند گان حق دارند که چنان بکنند.بااین همه،ازاین واقعت یت نبایدچشم پوشید که بدون رفتن به ریشه های فاجعه ،واکنش هایی منفی برای درس گیری ازتاریخ ناشادمان چیزی به میدان نمی آورند.نویسنده که درسال های اشغال کشورتوسط شوروی درمحیط هجرت به سرمی برد،بانگاهی به گذشته برخی سخن هارادربالاسرهم بندی کردتابتواندبخشی ازحقایق رانه به گونه ی احساسی بلکه به گونه واقع بینانه به بررسی بگیرد. دراین بخش ازنوشته،بااین که نویسنده بسیارسخن هارادرکتاب دوجلدی"جهادوجنگ سردقدرت های بزرگ" گفته است.لازم می داند که به برخی بازی های بپردازد که ازبیرون به رخ دادهای ویرانگرانه ی پس ازهشتم ثور1371انجامید.ادواردسعید،نویسنده ی فقید فلسطینی می گوید:"بسیاری ملت هاازیک فرهنگ وسرزمین آگاهی دارند،اماکسانی که وطن اصلی خودراازدست میدهند وبه سرزمین دیگری پناه می جویند،بدوفرهنگ وسرزمین آگاهی پیدامی نمایند:یکی وطن اصلی خود که باید دوباره به آن برسند،ودوم وطنی که به آن پناه گرفته اند"!وضعیت ملیون ها افغانی که پس کودتاهایی سرطان1352 وثور1371به پاکستان وایران پناه برده بودندوبخشی ازآن هاهنوزهم درشرایط دوری ازوطن زند گی می کنند،همسازی باگفته ی ادواردسعید می نماید. درافغانستان،تجاوزشوروی وضعیتی بوجودآورد که ازدین واحساسات ملی افغان هابسیاربهره برداری نارواصورت بگیرد.بطورنمونه،ازمسئله ی امت اسلامی واصل برادری اسلامی واعتمادِ دروغینی که افغان هابه پاکستان وعربستان وایران بخاطربرادری دینی کردند،بسیار استفاده جویی سیاسی ومالی شد.ازهمه مهمتراین که،درفضای فرهنگی- تبلیغاتی زاده ی جنگ سرد قدرت های بزرگ،استعمال شدن سازمان های افغانی که دروطن دیگران پناه گرفته بودند،موضوعی حتمی می نمود.درچنان فضای ذهنی وسیاسی،دومسئله بیشترازهمه برای افغان های آواره دردناک تمام شد:نخست،اندره پُف رهبر شوروی که درزمان اشغال افغانستان رئیس ک گ ب بود،پس ازدرگذشت بریژینف و رسیدن به مقام نفراول گفته بود که:"کله ی حزب کمونیست کارنمی کند؛ازاین رو،دیگرسخن اول رادرجهان، امریکامی زند."وبرای بکارواشتن کله ی حزب کمونیست،میخائیل گورباچوف رابالاکشید تاشوروی رابازسازی نماید.آما،"گورباچوف نتوانست کمک بنیادگرایان حزب کمونیست رادرراه اندازیی اصلاحات کمای نماید.نتیجه همان شد که اصلاحات اوشوروی راببادفناداد"!ونابودی شوروی،افغانستان رابه چنگال کرگسان وکفتاران بومی وغیربومی سپرد.دوم،پاکستان که ازترس شوروی، افغان هابویژه سران سازمان هایی جهادی رااحترام می کرد،بانابودیی آن،به بردگی سیاسی افغان هاونابودیی سرزمین شان کمربست. بنابراین،آنچه که پس ازپیروزی مجاهدین درهشتم ثور1371درکابل بوقوع پیوست،برنامه ی ناجوان مردانه وخراب کارانه ی بود که پاکستانی هاپس ازنابودی شوروی وعقب نشینی امریکاازمنطقه روی دست گرفتندوتوسط سازمان های جهادیی بداخلاق،پول پرست و بی خبرازپیچید گی های جهان تنگ وتاریک سیاست درمعرض اجراگذاشتند.و برخی ازمجاهدین، ماننداحمدشاه مسعودکه خواستندباهجمونی پاکستانی هامقابله نمایند،ازاین که روحیه سازش وهمسوی بابسیاری افرادودسته های دیگری که علاقمند بودند دربرابرپاکستان ایستادشوند،نداشتندیابه سخن دیگر،می خواستندخودهمه کاره باشند،توفیق نیافتند.وزمانی که باین کاردست زدند فرصت هاازدست رفته بودوپاکستان اول توان جهادی هارادرجنگ های باهمی شان نابود کرد وبرای مرحله ی بعدی یاحکومت مستقیم خودبرکابل، طالبان راوارد معرکه کرد که ازکمک های همان آقایانی مستفیدشدند که دردوره ی جنگ سردبه کمک جهادی هاشتافته بودندوشرایط رابرای اوضاع کنونی وبی آبروی ملی ودینی مردم افغانستان مساعدساخته بودند. بادرنظرداشت آنچه که گفته شد،به صراحت بایدابرازکرد که عاملان ویرانی کابل چه جهادی وچه طالبی ومهمترازآن هابرنامه ریزان بیرونی ازهرنگاه قابل سرزنش وتقبیح می باشند.اما،سرزنش هانباید درسخن وشعارباقی بماند.باین خاطرکه باشعارنمی توان ازستم دیده دفاع وستمگررابداد گاه برد.ازاین رو،ایجاب می کند که همه آگاهان ،روشنفکران ووطن دوستان کشور،چه آن هایی که بانشراعلامیه هادرروزهشتم ثوردرکابل علیه شکم پرستان جهادی نماکه کشورراویران وصدهاهزار نفرراشهید ومعلول وبه قمیت خون وزخم های التیام ناپذیرآن ها درکاخ هایی مجلل زند گی می نمایند، وفرزندان مجاهدان وشهیدان برای پیداکردن نان درشهرهاگدایی می کنند یااین که باوجود ماه هاپرسه زدن دربیرون وزارت شهداومعلولین نمی توانندسهمیه ی ناچیزخودرابدست آورند،وچه آن هایی که گوشه ی چشم مهربانانه ی به مبارزه ی مردم کشورعلیه تجاوزشوروی که نتیجه ی آن توسط تفنگ داران بی فرهنگ ودین فروشان خاین به غارت رفت؛ دارند،دست بدست هم داده مبارزه نمایند تاکشورازاین وضعیت ناگوارکه دست های بیرونی،توحش وتروریسم پاکستانی برآن بارکرده است،نجات بدهند.دراخیر،آن های که به جهادخودمی نازندبایدبدانند که"نتیجه تابع اخص ارذل است."باین معناکه جهادوایستاد گی که دربرابرشوروی کردید،باویران گری وغارتی که درکابل پس ازفروپاشی حکومت وابسته به شوروی مرتکب شدید،نابودشد،وشماجزمشتی ازتباه کارانی که به دین،جهادوکشورخیانت کردید،نمی باشید،ومردم افغانستان هم شمارابخوبی شناخته اند.برای خدا،ازسردین وناموس وطن دست بردارید؛ورنه،مردم دیریازود برتان می دارند!

Saturday, 28 April 2012

Friday, 27 April 2012

تفاهم نامه ی استراتِژیک میان افغانستان وامریکاوپیامدهایی آن برای پاکستان

ابراهیم ورسجی 6-2-1391 دردوهفته ی گذشته،شاهد رخ دادهایی بودیم که به گونه های مستقیم وغیرمستقیم به تحولات کوتاه مدت وبلندافغانستان اثرگذارمی باشند.چندروزپیش،نویسنده مقاله ی رازیرعنوان"پاکستان کشورناکام بااستراتژیی بزرگ"به نشررسانده بود که درآن این مطلب بازتاب یافته بود که:"یک کارخانه ی اسلحه سازی درکراچی مورد هجوم وازآن6هزاربم دستی به غارت رفته است."همچنان،دررابطه به غارت نامبرده،نویسنده یادآورشده بود که،نهادهایی ویژه ی پاکستانی طرفدارِ ادامه ی جنگ وتروریسم درافغانستان برای مدت درازی به بم گذاران خود کشانه ی دوسوی مرزدیورند،ابزارتباه کاری فراهم کرده اند،وبرای این که اززیرفشارغربی هاگریخته باشند،نام آن رادزدی کارخانه ی اسلحه سازی گذاشتند وبه دیوان علی ولایت سندهم دستورداده اند که موضوع رامورد بررسی قراربدهد. ازپیش روشن بود که چنان رخ دادهایی،بزودی اثرخودرادرافغانستان ومنطقه ی قبیلگی دوسوی مرزمشترک می گذارند.ازغارت کارخانه ی اسلحه ی سازی وبه بازارتروریسم رفتن6هزاربم دستی یک هفته نه گذشته بود که دربامدادروزیکشنبه15آوریل-27حمل یک زندان درشهرستان بنوبخشی ازولایت خیبرپشتونخواه ونزدیک به وزیرستان شمالی موردهجوم طالبان پاکستانی واقع و384تروریست رهاکرده شدند،ودرنیمه ی همان روز،طالبان حملات تروریستی خودرادرکابل،گردیز،لوگرو جلال آباد براه انداختند.نویسنده راجع به تلفات خودی وبیگانه درهجوم های تروریستی نامبرده نمی خواهد سخنی بزبان بیاورد؛چراکه،درزمینه همه سخن هاگفته شده اند.اماچیزی که دراین راستاموردنظرنویسنده می باشد،زمان راه اندازیی هجوم های تروریستی نامبرده می باشد که پاکستانی هامی خواهندازآن بهره برداریی سیاسی نمایند. نگاهی به کارنامه ی تروریست هاچه افغانی وچه پاکستانی نشان میدهد که سازمان دهند گان آن هایعنی نظامی هایی پاکستانی؛باتوجه به زمان گردهمایی هایی جهانی که درآن مسئله ی افغانستان به بحث گرفته می شود،عملیات تروریستی راراه اندازی می کنند.بطورنمونه،عملیات تروریستی روزیکشنبه15آوریل-27حمل، درافغانستان که بیشترین بخش آن درکابل رخ داد،پیوند مستقیم به گردهمایی وزیران خارجه ودفاع سازمان ناتوبه روزچهارشنبه18آوریل30حمل دربروسیلزداشت که درآن مقدمات گردهمایی سران کشورهای عضوناتوکه در20ماه مه درشیکاگودررابطه باافغانستان برگزارمی شود،داشت.هدف پاکستانی هاازراه اندازیی این عملیات وتعیین زمان آن این است که به غربی هابویژه امریکابفهمانند که کم انگاشتن نقش پاکستان درفرایند بازگردانی صلح وثبات درافغانستان اشتباه می باشد. ازآنجاکه پاکستان پس ازحمله ی26نومبر2011-6قوس1390ناتوبه مقرنظامی هایش دربخش سلاله درایجنسی مومند که درآن24سربازکشته وشماری هم زخمی شده بودند،راه تدارکاتی ناتوازطریق بندرکراچی وتورخم وسپین بولدک به افغانستان رابسته وتوقع داشت که طرف امریکایی پوزش خواهی،حملات درونیزرامتوقف وبرنقش برجسته ی پاکستان درروند بازگردانی صلح درافغانستان تمکین نماید وکمیته ی امنیت ملی پارلمان راهم توظیف کرده بودتاپیش نویسی بازتاب دهند ی خواسته های اسلام آباد راآماده نماید.ازاین که، امریکانه پوزش خواهی کردونه به مسیرنامبرده بهایی راداد که پاکستانی هاتوقع داشند.بنابراین،به ایجادنزدیکی میان طالبان پاکستانی وافغانی دست زدتابدین وسیله بتوانداولی هاراازعملیات درداخل پاکستان منصرف ومتوجه افغانستان نماید. هم زمان باهماهنگ سازیی عملیات طالبان پاکستانی وافغانی،نظامی هاواطلاعاتی های پاکستانی این موضوع رانیزدررسانه ی دولتی کشورشان برجسته کردند که ازطریق افغانستان بخشی ازطالبان وبلوچ های ناراضی مجهزوبه غرض عملیات ویرانگرانه به پاکستان فرستاده می شوند.درعین زمان،پاکستانی هادست بدوکاری زیرنیززدند:سیاست نزدیکی باهندوایران راروی دست گرفتند تاازفشارامریکابرشانه ی خودبکاهند.امریکاکه ازدودوزه بازیی پاکستان درده سال گذشته بدرستی آگاه شده است؛بدوسیاست زیرمتوسل شدتاپاکستان رابیشترازپیش زیرفشاربگذارد:نخست،مسیرتدارکاتی راازطریق آسیای مرکزی وروسیه فعال کردتاازوابستگی به مسیرکراچی به افغانستان بکاهد.زمانی که روسیه،پایگاه"اولیانوفسک"درکناردریای ارال رادراختیارامریکاگذاشت،زنگ خطردرگوش نظامی های پاکستانی نواخته شد که این سیاست مسکوبه تقویت مخالفان پاکستان درافغانستان ودوریی بیش اندازه ی واشنگتن ازاسلام آبادمی انجامد.دوم،10میلیون دلاربهایی سرحافظ سعیدیک تروریست دست پرورده ی آی اِس آی ومتهم به عملیات مُمبه ی درسال2008راکه زیرپیگرد حکومت هندنیزمی باشد،تعیین کرد.طرفه این که،معاون وزیرخارجه امریکااین اقدام رابه روز8آوریل-21حمل دردهلی اعلام کرد که ازنزدیکی بیش ازپیش امریکاوهند درسیاست های منطقه ی بویژه افغانستان حکایت می کند. ازسوی دیگر،پاکستان که برای کاستن ازفشارامریکاوبهره برداریی هرچه بیشترازدشمنی میان تهران وواشنگتن درمسئله ی بحران هسته ی به سوی ایران چشم دوخته بودوتاکید داشت که درموضوع اعمارخط نفتی ایران به سوی هندزیرفشارامریکانمی رود،دیگرگونی درموضع ایران دربرنامه ی اتومی اش که درگردهمایی استانبول بتاریخ14آوریل-26حمل، باگروه پنج جمع یک که به سوی سازش باغرب راه افتاده است،سیلی محکمی به رخسارپاکستان به شمارمی آید .دررابطه باسازش ایران باغرب،سایت پیک نت روز4اردبهشت- ثورزیراین عنوان"اطلاعات ملی مذهبی هاازمذاکره وتفاهم استانبول"،این موضوع رابازتاب داد:سایت ملی مذهبی هاپیرامون مذاکرات استانبول وزمینه هائی که برای این کنفرانس وبه نتیجه رسیدن آن ازقبل فراهم ساخته شده بودوزیربنای آن درتفاهم هاومذاکرات محرمانه درراس حاکمیت ساخته شده بود،نوشت:حسن روحانی درجریان سفرمحرمانه خودبه اروپا،در"وین"پایتخت اتریش،طی مذاکراتی،مقدمات اجلاس ترکیه رافراهم کرد.وی باحمایت رهبرجمهوری اسلامی ورهنمودهای هاشمی رفسنجانی درنکات زیرباغرب بویژه امریکابه توافق زیردست یافت:1- ایران هزارسانتریفیوژخودرابرای کارهای تحقیقاتی وتبلیغاتی فعال نگهدارد.2- سایت فردوتعطیل شود.3-فعالیت های سپاه بدر درعراق کاملاکنترل شود.4- برکناری تدریجی بشاراسدراایران بپذیرد.5- امریکامانع حمله(اسرائیل)به ایران شود.6- تحریم ها(علیه ایران)بتدریج تعلیق شود.(1) ازآنجاکه دردوره ی مبارزه ی مردم افغانستان علیه تجاوزشوروی،ایران درجنگ باعراق مصروف بود.پاکستان بابهره برداری ازدورماندن ایران ازماجرای اشغال افغانستان وروابط دشمنانه ی تهران باواشنگتن توانسته بود که بدون رقیب درافغانستان به کسب نفوذ بپردازد.پس ازبرافتادن رژیم کمونیستی کابل هم که دولت آشوب زده ی مجاهدین روی کارآمده بود،بخاطرسیاست خام وبی هدف ایران درافغانستان،پاکستان توانست که هم طالبان رابه کمک امریکا،انگلیس،عربستان وامارات متحده ی عربی رااندازی نمایدوهم فارسی زبان های تاجیکِ هم فرهنگ وشیعه های هزاره ی فارسی زبان رابه گونه ی بی رحمانه ی توسط ملیشه های طالبش بیازاردوحتادرکشتن دیپلمات های ایرانی هم درشهرمزارمشوق طالبان باشد. پس ازرخ داد یازدهم سیپتامبر2001- سنبله1380که طالبان والقاعده این دومتحدوفادارپاکستان ازحکومت کابل به کنارگذاشته شدند،ویک سال وچندماه پس ازآن رژیم صدام حسین هم سرنگون کرده شد؛درواقع،بیشترین بهره برداری راازاین دورخ دادایران کرد.چراکه طالبان درافغانستان متحدعربستان،امارات متحده وپاکستان بودندوعراق هم دشمنی آن باحکومت آخوندیی ایران برکسی پوشیده نبود.به سخن دیگر،امریکازیررهبریی جورج بوش ایران رادرشرق وغربش خاطرجمع کرده بود.ازاین رو،درشرایط برآمده پس ازصدام وطالبان والقاعده درعراق وافغانستان، ایران کوشید که موقعیت خودرادرهردوکشورتثبیت نماید.دشواری رژیم ملاتاریای ایران این است که بازکردن دروازه ی گفت وگووتفاهم باامریکارابرابرباپذیرش دموکراسی وحقوق بشر،می داند.درحالی که درسیاست جهان، بیشترین شمارمتحدین امریکارامستبدین تشکیل میدهندتادموکرات ها! ازهمه خنده دارتراین که،رژیم آخوندی ایران بخاطرنداشتن بصیرت سیاسی همواره کوشیده است تاکارهایی نماید که بجای سودبه زیانش تمام شود.بطورنمونه،درقضیه ی فلسطین خودراکاتولیک ترازپاپ ساخته بیشترازاتحادیه ی عرب خودرادرگیرکرده است واحمدی نژادرئیس جمهورایران که درکله اش هرگندی است مگرعقل وسیاست،خواستارنابودیی رژیم اسرائیل می باشد.موضوعی که مستقیماًهیچ ربطی به ایران یاهرمسلمان غیرعربی دیگرندارد.ازسوی دیگر،سرزمین های تاریخی ایران رادرشمال، روسیه گرفته است نه عرب یایهود،وشیعه های فارسی زبان واردوزبان رادرپاکستان، نظامی های پاکستانی توسط پشتوزبان های طالبی اش می کشد،ودرافغانستان؛ همین نظامی های بی منطق از20سال بدین سو،تمام دشمنی خودراباتاجیک ها/دری- فارسی زبان هابراه انداخته اند.باوجود این همه ناروای ها،درسال هایی اخیر،رژیم آخوندیی ایران به طالبان این دشمنان سرسخت شیعه وزبان فارسی کمک می کند وبه کرزی هم پول میدهد که حکایت ازسیاست بی هدفانه ی ایران می کند.بی هدف ازاین نگاه که اگرهدف می داشت به مردم افغانستان بویژه به مردم شیعه درافغانستان مرکزی کمک می کرد که ازهمه بخش هابیشترنیازمندآن می باشد. جالبترازهمه این که،پاکستان باهمه شیطنت هایی که درافغانستان ومنطقه ازاشغال این کشور توسط شوروی تاکنون کرده است،این روزها؛بخاطررنگ باختنش نزدامریکااین باداردیروزینش،بدوسیاست زیرروی آورده است:نخست، بازی باورق چین.دوم،بهره برداری ازروابط دشمنانه ی ایران باغرب وکمک گیری ازآن درادامه ی بحران افغانستان تابتواندخودرابه قیمت بیشتری باردیگربه امریکابفروشد.بازکردن سریک کارخانه ی اسلحه سازی درکراچی وبیرون دادن6هزاربم دستی به بازارتروریسم،کمک به آزادی384تروریست اززندان بنووسازماندهی عملیات تروریستی روزیکشنبه15آوریل27حمل درافغانستان که درآن همه تروریستانش بدون این یک نفرسربازخارجی رازخمی کرده باشند خود کشته شدندوباعث شهادتِ یازده نفرازانسان های بی گناه کشورشدند،کاری بود که به وسیله ی آن می خواست هم تروریسم صادرنمایدوهم درعرصه ی سیاسی دستاوردی چربی داشته باشد. خوشبختانه که، تمام تدبیرهاوتارهایی پاکستان درحال پنبه شدن است.بطورنمونه،دررابطه باافغانستان پس ازطالبان این گونه تدبیرکرده بود که اوضاع رابابازی دوگانه ی هم باغرب بودن وهم به تروریستان کمک کردن چنان خراب نماید که مانندِ شرایط پس ازشوروی، افغانستان برای آن بگذارندتاطالبان رابرگشتانده یک حکومت مذهبی نمای زیراداره ی آی اِس آی رادرکابل شکل بدهد.برخلاف،تدبیرمنافقانه ی پاکستان درافغانستان،روزچهارشنبه18آوریل-30حمل،وزیران خارجه ودفاع کشورهای عضوناتودربروسیل گردهمای داشتندتامقدمات گردهمایی سران درشیکاگودر20و21ماه مه راکه راجع به افغانستان پس از2014برگزارمی شود،فراهم نمایند.پس ازگردهمای نامبرده،روزپنجشنبه19آوریل31محل،راسموسن سخن گوی ناتوازروسیه وچین خواست که دربازسازی وتقویت ارتش وپولیس ونهادامنیتی افغانستان کمک نمایندتاتوانمندبه اداره ی آن کشورپس ازبیرون رفتن نیروهای غربی شوند.وروزیکشنبه3ثور22آوریل متن تفاهم نامه ی استرتژیک میان افغانستان وامریکاتوسط دادفراسپنتامشاورامنیت ملی رئیس جمهور افغانستان ورایان کروکرسفیرامریکادر درکابل بامضارسید. طوری که ازرسانه های دولتی افغانستان ورسانه های امریکایی- هندی- پاکستانی دریافتم،متن فراهم شده که بایدتوسط رئیسان جمهورامریکاوافغانستان امضاوازتصویب پارلمان هردوکشورنیزبگذرد،مواردزیررادربرمی گیرد:امریکاتاسال2024ازحکومت افغانستان دربازسازی ساختارهای اداری،دفاعی وامنیتی وآموزشی،اقتصادی وبهداشتی حمایت می کند.همچنان،امریکاازخاک افغانستان علیه هیچ کشوری بهره برداری نمی کند،مگراین که افغانستان موردتهدیدواقع شودوازامریکابخواهد که دراین صورت اقدام لازم صورت خواهد گرفت.امضای تفاهم نامه ی استراتژیک میان افغانستان وامریکا؛بااین که ازپایگاه نظامی دومی دراولی سخنی به میان نیامده است،تکان سخت به پاکستان می باشد.ازدونگاه:نخست این که،امریکانمی گذارد که پاکستان مانندِ شرایط پساشوروی درافغانستان به تباه کاری دست بزند.دوم این که،امریکاتازمانی همراه حکومت افغانستان همکارمی ماند که کابل توانمندبه ایستادن سرپای خودشود. درواقع،درتفاهم نامه ی امضاشده تاکیدبراین که تازمانی سرپاایستادشدن افغانستان دربرابرتباه کاری های برخاسته ازبیرون بویژه پاکستان،امریکادرکناراین کشورمی ماند،قوی ترین نمایش به نظامی های پاکستانی می باشد که چاره ی ندارند جزبازنگری درسیاست افغانی خود.دراین راستا، روزدوشنبه16ماه آوریل-28حمل، روزِپس ازامضای تفاهم نامه میان افغانستان وامریکا،درسایت"دِنیوز"متن گفت وگوی ژنرال خالدربانی فرمانده ارتش پاکستان درولایت خیبرپشتونخواه راخواندم که درآن،ژنرالی که همواره خودوهمتایانش درپشاوروکویته بافرمان گیری ازراولپندی طالبان پاکستانی وافغانی دوطرف خط دیورندراآموزش ،سازماندهی ورهبری می کردند ومی کنندتادرافغانستان تباه کاری کنند،گقته بود که:"تصوربازگشت طالبان به قدرت درافغانستان برای پاکستان خطرناک می باشد."سخن ژنرال نشان میدهد که زمین لرزه ی برخاسته ازتفاهم نامه که حکایت ازماندن امریکادرافغانستان دارد،درزیرپای دستگاه نظامی پاکستان تکان آفریده است.پس ازامضای تفاهم نامه ی نامبرده،طوری که ازسخن ژنرال پیدااست؛ممکن است که بجای کوشش درجهت بارکردن طالبان برشانه ی مردم افغانستان که عملی نمی نماید، شیوه ی دیگری بکارگرفته شود.بطورنمونه،درحالی که ازیک طرف ازتصوربازگشت طالبان به قدرت بنام خطربه پاکستان یادآورمی شود،ازطرف دیگر،به نقش فربه طالبان درحکومت آینده ی کابل سخن می گوید که ازریاکاری ودودوزه بازی شیطان گونه ی خودش وبزرگانش درراولپندی حکایت می کند.این که این موضع آموزگاروتدارک چی طالبان به امضای تفاهم نامه ی استراتژیک که روزپیشتردرکابل امضاشده بودمستقیماًرابطه دارد یانه موضوع این نوشته نیست.اما،دراین که کاهش سطح روابط اسلام آبادوواشنگتن درزیرترین نقطه وتاکیدامریکاوکابل به هماکاریی نزدیک وده ساله پس از2014ودرخواست سخن گوئی ناتوازروسیه وچین درجهت کمک به نهادهای دفاعی وامنیتی افغانستان، وتمایل سازش ایران وامریکادربرنامه ی اتومی تهران،ازپرسمان های می باشند که بیشترازهربازی گری منطقه ی دیگر، پاکستان رادرتنگناقرارمیدهد.باوجوداین که پاکستان درتنگناقرارمی گیرد،ازاین واقعیت نبایدچشم پوشید که این کشورافزون برداشتن ابزاری ارزان قیمتی مانند:طالبان،درنهادهای دولتی افغانستان، هم مزدورداردوهم برناتوانی کرزی وفسادگسترده درحکومتش امیدبسته است.موضوعی که هم افغان هاوهم غربی هابایدبرآن بیشترین توجه رانمایند. دررابطه به ناتوانی کرزی درفهم مسایل پیچیده ی سیاسی، بایدعرض کرد که نامبرده به مخالفت به سفریکی ازقوی ترین منتقدان سیاست افغانی پاکستان به افغانستان برخاست.بطورنمونه، روزجمعه 20آوریل- اول ثور،یک هیئت متشکل ازاعضای کنگره ی امریکامی خواست ازطریق دوبی واردافغانستان شود که درآن"دیناروهرابکر"عضومجلس نمایند گان ورئیس کمیته ی زیرین سیاست خارجی آن مجلس ویکی ازدرشت ترین مخالفان پاکستان نیزعضویت داشت.بکرشخصی می باشد که درماه فوریه لایحه ی راجع به تامین حقوق مردم بلوچستانِ پاکستان رابه مجلس پیش کش وازحکومت پاکستان خواست که حق انتخاب بلوچ هارامحترم بدارد.موضوعی که به عصاب خرابی بیشتردراسلام آبادمنجرشد.طوری که ازرسانه های امریکایی دریافتم،بکردرعین مخالفت سرسختانه باپاکستان،ازفسادمالی کرزی وخانواده اش نیزانتقادهای داشته واصل تمرکزگرایی درقانون اساسی ساخت غرب درافغانستان رانیزنکوهش کرده بود.قراراطلاع،اودرماه ژانویه- جدی سال گذشته، دربن، بابرخی ازاعضایی جبهه ی متحدِ مخالف طالبان نیزملاقات داشته است.بهرحال،هیئت امریکایی بدون حضوربکرواردافغانستان شد وبه ملاقات باهمان کسانی پرداخت که پیشتربکرباآن هاملاقات کرده بود.درابطه بامخالفت کرزی باسفربکربه کابل،انگیزه ی اوهرچه باشد که گمانه زنی هادرزمینه بسیارمی باشد؛ازاین مسئله نمی توان انکارکرد که اوبااین رفتارناسنجیده ی خودروح آی اِس آی راکه این روزهاجنگ نیابتی اش درافغانستان به دشواری برای خودپاکستان نیزمبدل شده است،شاد کرد! برهمه کارشناسان امورسیاسی وامنیتی روشن است که پاکستان که یک جنگ نیابتی راباوسیله سازیی طالبان ،گروه حقانی وتااندازه ی کمتری حزب اسلامی، علیه افغانستان وامریکابراه انداخته است،ازتفاهم نامه ی استراتژیک میان کابل وواشنگتن درتنگناقرارمی گیرد.ازاین رو،ناچاراست که موضع خودرادرموضع طالبان درواکنش به امضای "تفاهم نامه ی استراتژیک"میان وکابل وواشنگتن بازتاب بدهد.پس لازم است که بنگریم، طالبان درزمینه چگونه موضع گرفته اند.طالبان واکنش خودراطی پخش پنج ماده به گونه ی زیربازتاب داده اند:1- تفاهم نامه ی استراتژیک میان امریکاوافغانستان امنیت راه هابه سوی آسیای مرکزی ودریای خزرراتامین می کند.2- مانع ازتشکیل حکومت اسلامی توسط طالبان می شود.3- آوردن سکولاریسم ولیبرالیسم به افغانستان.4- ایجادیک اردو/ارتش دشمن اسلام درافغانستان که تنهامنافع غرب راتامین می کند.5- تهدیدبه کشورهای اسلامی منطقه وجلوگیری ازتامین روابط سیاسی ونظامی آن باافغانستان.واکنش پنج فقره ی طالبان به گونه ی ترتیب شده است که خواست همه بازی گران منطقه ی رابه باورترتیب دهند گانش بازتاب داده بتواند.فقره ی اول باین لحاظ بی زمینه است که غرب ازطریق آذربایجان پل میان خودومنابع نفتی وگازی منطقه راپیشتربرقرارکرده است وازهمه مهمتراین که روسیه وآسیای مرکزی خودبخاطرتهیه ی مسیرتدارکاتی به غرب آسانی فراهم کرده اند که سپردن پایگاه"یولیانوفسک"توسط مسکوبه امریکادیگرهیچ مسئله ی راباقی نمی گذارد.ودعوت سخن گوی ناتوازروسیه وچین که به تقویت ارتش ونهادهای پولیسی وامنیتی افغانستان بشتابند،تشکیل ارتش غربی رانیزمنتفی می کند.اگرازپاکستان دعوت نشده است که بجای ارتش ملی درافغانستان،مانند خودش نهادتروریستی پرورش بدهد،کارخوبی کرده اند.اما،دررابطه به مانع شدن ازشکل دهی حکومت اسلامی توسط طالبان درافغانستان،باید یادآورشد که چنان حکومتی رامردم افغانستان درریش بلند،ستیزباحقوق زنان وحقوق بشروتبدیل کردن کشور به پایگاه فقر،غارت،بدبختی،نفرت های مذهبی،قومی،تروریسم،هیروئین،اعتیادودیگرستیزیی قومی ومذهبی آن هم زیراداره ی مستقیم آی اِس آی، یک باربه آزمون گرفته اند ودیگرآماده نخواهند شد که به تکرارآن تن بدهند.دررابطه باسکولاریسم ولیبرالیسم که طالبان دراعلامیه ی خودآن راخطرزابازتاب داده اند،نویسنده کتابی نوشته است زیرعنوان"اسلام وسکولاریسم"که درآن ازلیبرالیسم هم تعریف شده است.سکولاریسم آزادی مذهبی وعرضه ی خدمات توسط حکومت به شهروندان بدون درنظرداشت مذهب،زبان،رنگ ونژادآن هامی باشد که هیچ ستیزودشمنی بااسلام ندارد.آری!سکولاریسم درغرب برادرهمزاد دموکراسی وآزادی وحکومت قانون می باشد که وسیله سازان دین وقومیت وزبان دردست حکومت هایی خودسرنمی توانندآن رابرتابند.ازاین رو،حکومت هایی خود سرکشورهای اسلامی ازجمله پاکستانِ حامی طالبان که مدعی دموکراسی وسکولاریسم می باشند،همان طوری که دراسلام سزاوارمنافق بودن می باشند،درفرهنگ مدرن غربی هم منافق برآورد می شوند. پانویس ها: 1- اطلاعات ملی مذهبی هاازمذاکره وتفاهم(میان ایران وگروه پنج جمع یک)استانبول www.pyknet.net/1391/llordibehesht/04/page/31mozakerat.php 2- with pact,U.S.Agrees to help Afghans for years to come ByAlisaJ.Rubin,published:April22,2012www.nytimes.com/2012/04/23/world/asia/us-and-afghanistan-reach-partnership-agreement.html?page wanted=1&ref=Asia

Thursday, 26 April 2012

Wednesday, 25 April 2012

تفاهم نامه ی استراتِژیک میان افغانستان وامریکاوپیامدهایی آن برای پاکستان

تفاهم نامه ی استراتِژیک میان افغانستان وامریکاوپیامدهایی آن برای پاکستان