Saturday, 18 February 2017

جهادی های که به جهاد خود می نازند؛ باید حساب خود را ازفساد پیشگی های حکومت های کرزی-غنی- عبدالله،پاک نمایند

ابراهیم ورسجی
اول ماه حوت 1395
پنج روزقبل ، جهادی ها ازسالگرد عقب نشینی یا فرار اخیرین سرباز ارتش سرخ ازافغانستان طی گرد همای درخیمه جرگه بزرگ ؛ وحکومتی ها درارگ ، تجلیل به عمل آورده وگفتند که هم دیواربرلین را بزیرکشید ند هم اتحاد شوروی را نا بود کرد ند. بد بختانه ، نه جهادی ها ونه حکومتی ها، هیچ کدام نه گفتند که دستاورد مردم افغانستان ازفروپاشی شوروی وحکومت دست نشانده اش درکابل چیست؟ بله، باتوجه به فقرروزافزون با وجود کمک های بزرگ غرب دردوره حکومت کنونی وسهولت ها برای مردم درحکومت های کارمل ونجیب الله، ارزیابی من ازذهنیت مردم این است که حکومت زیرسایه شوروی بهتربود ازحکومت زیرسایه امریکا !
معلوم است. این ذهنیت بخاطری بوجود آمده است که کمک های شوروی به نفع مردم غریب مقیم افغانستان هزینه شد وکمک های امریکا به جیب حکومتی ها وبرخلاف منافع مردم بکارانداخته شده است. افزون برآن ، جهادی های مخالف شوروی نزد مردم به اندازه طالبان یا دشمنان حکومت کنونی آدم کش ومنفورنبود ند.ازاین رو، درباره تاثیرکمک های اقتصادی شوروی درزندگی مردم زیاد بحث نکرده همین قدرمی گویم که حکومت وابسته به شوروی ازنظر مالی فاسد نبود. برخلاف ، حکومت های کرزی وغنی- عبدالله ، دست فاسد ترین حکومت ها درتاریخ جهان قدیم وجدید را ازپشت بسته اند!
چون ، بحث درباره جهادی های فخرفروش به جهاد وسهم شان درحکومت های فاسد کرزی-غنی- عبدالله درمیان است. ازاین رو، به عرض آن ها به خصوص آقای استاد سیاف می رسانم که خوب کرد که درسالگرد عقب نشینی اخیرین سرباز شوروی وشروع دورباطل نو، گفت که 120 میلیارد دالرکمک دردوره های کرزی-غنی- عبدالله ، وارد افغانستان شده و50 میلیارد آن غائب شده است! نه خیر، جناب استاد سیاف، کمک هاغائب نه شده بلکه غارت شده اند.
ازاین نگاه که ، من ؛ قبلا طی فراخوانی به آگاهی مردم به خصوص آگاهان افغانستان رسانده ام که حد اقل 140 میلیارد یا 140 هزارمیلیون دالرکمک ازبیرون به خصوص ازامریکا برای بازسازی وارد افغانستان شده وبازسازی هم نه شده است. خوب است که ، جان ساپکو، بررسی کننده کمک های امریکا برای بازسازی افغانستان دراخیرین بررسی خود برای رئیس جمهورترامپ ، بیان کرده است که 115 میلیارد دالربرای بازسازی افغانستان توسط امریکا پرداخته شده وبازسازی نه شده است.
ازاین که ، کمک های 115 میلیارد دالری امریکا وحد اقل 25 میلیارد دالری اروپا ودیگرکشورها وارد افغانستان شده وبازسازی هم نه شده است، این پرسش به میان می آید که چه برسرآ ن کمک های بزرگ نازل شد؟ روشن است که ، کمک های چشم خیره کن وبی اثریاد شده توسط تکنوکرات ها، جهادی ها، نهاد کاران غیردولتی ، دلالان ، جامعه مدنی کاران ، شورای ملاها ، شورای عالی صلح ، کمیسیون مسخره حقوق بشر و... غارت شده است. افزون برآن ، 12 ونیم میلیون دالری هم که روزانه توسط امریکا برای نیروهای دفاعی- امنیتی پرداخته می شود، کمترین بخش آن برای سربازان مدافع وطن داده می شود وبخش بیشترآن توسط دلالان وزارت های دفاع، داخله وریاست امنیت ملی خرد وبرد می شود.
باتوجه به کمک های یاد شده ، نابسامانی حکومت به خصوص نیروهای دفاعی ، فربه شدن تروریستان، فقر روز افزون درمیان مردم، کوچه های ویران وپرازگدا گر کابل ،سوال های زیررا متوجه رهبران وقومندان های جهادی ای می کنم که بنام جهاد بی دساورد وشریک دزد شدن درحکومت های کرزی- غنی - عبدالله،هنوزهم به جهاد فخرفروشی می کنند. معلوم است که، درمیان جهادی ها، کسانی بسیاریافت می شوند که با فقر وتنگ دستی زندگی کرده وجهاد فروشی نکرده اند.اما اینکه همه ی ماجرانیست.
به این معنا که ، تجارت کنند گان به جهاد ، آن های هستند که صاحب قصر وتجارت وشماره های میلیون دالری بانکی دردرون وبیرون افغانستان شده وجهاد جهاد هم می کند! برای اینکه میان خوب وخراب مرزکشی شود،ازرهبران وقومندان های جهادی سوال می کنم که آیا حکومت جهادی- آرمانی شان همین حکومت های فاسد - خود فروخته ی کرزی- غنی- عبدالله می باشد؟ حکومت های که بدون کمک امریکا یک ساعت درکابل زنده مانده نمی توانند! همچنان ، همین حکومت ها تلف کننده های کمک های بزرگ امریکا واروپا برای بازسازی هستند وبازسازی هم نه شده است.
وقتیکه کمک ها برای بازسازی تلف شده است ، روشن است که حکومت کرزی وحکومت کنونی مسئول تلف شدن کمک ها برای بازسازیی صورت نگرفته می باشند. بنا براین ، برای جهادی ها ازاستاد سیاف تا مجددی ،آیت الله محسنی،کریم خلیلی،محمد محقق، امین وقاد، امیراسماعیل خان، عطامحمد نور،ودیگر خرده ریزه جهادی های نان خور وفسبک کارشان، دواختیارباقی می ماند: نخست، حکومت های کرزی- غنی- عبدالله را حکومت های آرمانی خود اعلام کرده سهم خواهی کنند ودیگربنام جهاد فخرفروشی نکنند. اگرچنان نمی کنند، علنی بگویند که برای پول وچوکی جهاد کرده بودند ورسیدند به آن ها ودیگر اشتهای برای جهاد گری ندارند؛ دوم، اگرچنان نمی کنند،اعتراف کنند که جهاد شان براه غلط افتاده وکمک به ادامه دور باطل ، یعنی رفتن اززیرسلطه شوروی بزیرسلطه امریکا کرده اند. دراین صورت ، دونتیجه فراچنگ می کنند: نخست، محترمانه اعتراف به شکست کرده و میدان را خالی می کنند تامبارزه اسلامی عدالت خواهانه - آزادی خواهانه ازسرگرفته شده اسلام وافغانستان را ازشرتروریسم ووابستگی نجات دهد؛ دوم، کمک به ادامه ی وضع موجود کرده اسلام وافغانستان را قربانی تروریسم وشکم های خود می کنند! بله ، درهردو صورت ، تاریخ به سراغ شان رسیده کاری می کند که به گفته ی شاعر: سیه روی شود / هرکه دراو غش باشد!

Thursday, 16 February 2017

اول توزیع شناسنامه ودوم انتخابات ؛ درغیرآن ، تکرار فاجعه

درخواست رهبران باصطلاح جهادی که سال ها است جهاد خود را خورده وهضم کرده اند؛ ازحکومت لرزان - نابکارغنی که انتخابات برگزارکند، ازدونگاه خنده آورمی باشد:نخست ،ازایشان سوال می کنم که چرا در16 سال گذشته به توزیع تذکره / شناسنامه تاکید نکرده اند تا انتخابات درست برگزارشود واکنون که درحاشیه سفره قدرت لرزان وروبه نابودی حکومت قرارگرفته اند،خواستاربرگزاری انتخابات می شوند؟ دوم، انتخابات درنبود شناسنامه تکرار همان انتخابات های جعلی- کرزیی زاده کارت های مسخره- مافیای- انتخاباتی می باشد که افغانستان را درلبه پرتگاه کشانده است.ازانتخابات های جعلی - کرزی به این خاطریاد کردم که دیروز کاری داشتم ودرراه درداخل خودروهای شهری کتاب "جنگ اوباما" را می خواندم که درآن دو نکته برایم جالب بود: نخست، حکومت کنونی افغانستان فرقی باطالبان ندارد؛ دوم، کرزی را گرفتار پارانویه معرفی کرده است که معنای دیوانه وبیمارروانی را افاده می کند.اکنون که رهبران نام نهاد جهادی درنبود شناسامه خواستارانتخابات شده اند ، ازایشان سوال می کنم که وقتیکه در13 سال و9 ماه درکنار کرزی دیوانه وغارتگر درغارت 100 هزار میلیون دالرکمک های امریکابرای بازسازی شرکت کرده اند، چرا خواستارتوزیع شناسنامه نشدند تا انتخابات درست برگزارشود.طرفه اینکه ، ازحکومت کنونی که فرقی باحکومت کرزی دارد، نخواسته اند که اول توزیع شناسنامه وبعد انتخابات برگزارنماید.بله، درتوزیع شناسنامه هم دروغ هادربار نفوس برملا می شود هم باکارت های جعلی مفسدان به پارلمان رفته نمی توانند.
ازاین رو، به انتخابات تاکید وبه توزیع شناسنامه تاکید نمی کنند. واقعیت این است که هدف سهم یافتن درسفره حکومت است نه منتخب وغیرمنتخب بودن آن.بله، درهمان سفره دردوره ی کرزی 100 هزارمیلیون دالرامریکای غارت شد ودردوسال و5 ماه حکومت غنی- عبدالله هم 10 هزارمیلیون دالربرای بازسازی تلف شده است.جالب این است که ، مطابق بررسی جان ساپکو ، بررسی کننده کمک های 115 هزارمیلون دالری برای بازسازی، بازسازی صورت نگرفته است. پس، ازکرزی، غنی وعبدالله ورهبران باصطلاح جهادی سوال می کنم که چرا مبلغ بزرگ یاد شده جمع مبلغ حداقل 30 هزارمیلیون دالرکمک های اروپا و...تلف شده ومردم درفقر وگداگری فرورفته اند؟ می دانم که پاسخ پرسش یاد شده دشواراست، اما انفجاراطلاعاتی زاده فن آوری اطلاعاتی مدرن کاری کرده است که هم حکومت کرزی- غنی- عبدالله که سومی هم درگردهمای مسخره حضورداشته است هم رهبرچه های جهادی هم طالبان به گذشته تعلق گرفته اند. یعنی دیگرسخنی برای گفتن ندارند.بله، درادامه بحران زنده اند وبازی گران منطقه ی وفرامنطقه ی بازی بزرگ سوم را بالای موقعیت افغانستان شروع کرده اند. بازی که کمک به ادامه حکومت فاسد وتروریسم ویاه سرای های رهبرچه های وقت گذشته ی جهادی کرده ومی کند!

Tuesday, 14 February 2017

کسانیکه جنگ می کنند وسیاست کرده نمی توانند؛ افتخارات خود را نابود می کنند

ابراهیم ورسجی
بیست وهفتم ماه دلو1395
روز26 ماه دلو ، برابراست به روز عقب نشینی اخیرین سربازارتش سرخ ازافغانستان. روزیکه سران وافراد عادی مجاهدین آن را مایه فخر خود می دا نند! درحالیکه ،مجاهدین روزعقب نشینی اخیرین سرباز ارتش سرخ ازافغانستان را روز موفقیت خود وسرافگند گی اتحاد شوروی ومقد مه ی نابودی آن قدرت بزرگ می دانند؛ سوال این است که، اگرمردم درتاریخ نویسی سهمی داشته باشند، چگونه راجع به روزنامبرده داوری خواهند ؟ به گمان من ، پاسخ پرسش یاد شده زیاد همساز با موضع مجاهدین نمی باشد.
ازاین رو، کوشش می کنم درزمینه بررسی کوتاهی نمایم. واقعیت این است که ، درکتاب دوجلدی" جهاد افغانستان وجنگ سرد قدرت های بزرگ" که ازبازی بزرگ روسیه تزاری وهند برتانیه درسده نزدهم تا تولید طالبان توسط ارتش پاکستان با برنامه ریزیی ایم آی سیکس / سازمان جاسوسی انگلیس را دربرمی گیرد، نتوانستم با توجه به نابکاری سیاسی رهبران جهادی وویران کردن کابل وجاده سازیی درونی آن ها برای طالبان،ازروزهای 8 ماه ثورو 26 ماه دلو دفاع کنم.
آری ، واقعا، برای من که سال ها آوارگی را درپاکستان وکمی درایران سپری کرده بودم ودردولت مجاهدین کارهم کرده بودم ،دفاع ازموضع مجاهدین دشواربود ومی باشد. پس ، این پرسش پیدا می شود که می توان سران مجاهدین را سرزنش کرد؟ می دانم که سرزنش هم دشوارهم موجه می باشد! به این خاطرکه ، برخی خوبی ها نادیده گرفته می شوند. مثلا، موضع مجاهدین دربرابر تهاجم ارتش سرخ وتلفاتی که مردم افغانستان وجهادی های پاک نیت داده بودند وارتش سرخ را واداربه عقب نشینی کردند، مسئله قابل ستایش می باشد.
همچنان ، قابل ستایش بودن ایستادگی مجاهدین سبب نباید شود که برخطاهای رهبران جهادی وغرض ورزی های نظامی های پاکستانی چشم بسته شود. بله، برای پاکستان ، جهاد افغانستان دفاع پاکستان وتجارت اقتصادی آن بود. مثلا، درکتاب جنگ های اشباح " نویشته ستیف کول ، نویشته شده است که " امریکا وعربستان هرکدام شش میلیارد دالردرجهاد افغانستان هزینه کرده اند." اینکه دیگرکشورها بنام جنگ علیه شوروی چه مقدار دالربه جیب نظامی های دغلکارپاکستانی ریخته اند، به بحث طولانی نیازدارد که بیرون ازحوصله ی این نویشته می باشد.
جالب این است که ،درکتاب"قصه های درونی پایان جنگ سرد دربلند ترین سطح" نویشته ی:مایکل آر وستروب تالبوت، آمده است که " ازمجموعه کمک های بیرونی بنام جهاد ، 18 درصد آن به جهادی ها پرداخت شده است." پس ، 82 درصد کمک ها به جیب پاکستان واریز شده بود تا جهاد افغانستان تجارت پاکستان خوب ترخود نمای کند. بله، ازجهاد افغانستان تجارت پاکستان ،این مسئله بدست می آید که سردسته های گروه های جهادی نه سیاست مدار ورهبران سیاسی بلکه ابزارتجارت پاکستان بودند. همین که پاکستان برای سرزنش جهادی های غیرپشتون ، طالبان را ساخت وجاده سازی برای جنگ امریکا علیه تروریسم کرد وازشروع جنگ یاد شده تا کنون چیزی کمتراز20 میلیارد دالرازامریکا گرفته است؛ درواقع، نشان می دهد که جهادی های پشتوزبان وفاداربه پاکستان وجهادی های غیرپشتو زبان مخالف پاکستان وطالبان شاخه ریشوی ارتش پاکستان می باشند.
بنابرآن ، به عرض مدافعان ومخالفان جهاد وچپ گراهای کاتولیک تر ازپاپ می رسانم که نیت های خوب شان به کارهای خوب نه انجامیده است. درستش این است که جهادی ها نه آگاهانه بلکه واکنش دربرابرحماقت های چپی ها بودند. مثلا، من درجلد دوم " جهاد وجنگ سرد"، تره کی وامین را پایه گذار جهاد نویشته ام واستدلالم ازاین قراراست: رهبران گروه های مهاجردرپاکستان بعد ازآنکه تره کی احمق علیه اخوان الشیاطین جهاد اعلام کرد، متوجه شده واژه جهاد را پیشوند وپسوند گروه های خود کردند. ازاین رو،خلقی ها وپرچمی ها به خصوص اولی ها درجامعه افغانستان نقش مایکروب را بازی کردند ؛ وجهادی ها هم شدند بیماریی زاده ی مایکروب های آن ها.
درباره افتخاربودن یا نبودن روزعقب نشینی ارتش سرخ از افغانستان، به عرض جهادی های درشت وریزبرسانم که بله قابل افتخاربود، اما دومسئله زمین بوسش کرد: نخست، شکست کمرشکنی که بعد ازعقب نشینی ارتش سرخ اردوی حکومت دکترنجیب الله درجلال آباد به مجاهدین با وجود کمک مستقیم ارتش پاکستان به آن ها تحمیل کرد؛ دوم، جنگ های تباه کننده درکابل که جهادی ها براه انداخته وکارنامه خوب خود را زیرسوال بردند! ازاین سبب ،به صراحت می گویم که رهبران جهادی نه سیاست مدار شدند ونه فهم سیاسی پیدا کردند. بله ، در جنگ قاعده براین است که سیاست محصول آن را برمی دارد. چون سران جهادی سیاست مدارنه شدند، درنگهداری محصول جهاد یا جنگ علیه شوروی وحکومت دست نشانده اش درکابل ، تهی دست بیرون شدند. افزون برتهی دستی درسیاست، درعرصه اخلاق وتقوی مالی هم بسیاری بزرگان جهادی تهی دست بیرون شدند. بطورنمونه ، ازحکومت فاسد کرزی تا حکومت نابکارغنی- عبدالله، 140 هزارمیلیون دالر امریکا واروپا ودیگرکشورها برای بازسازی افغانستان کمک کرده اند وبازسازی نه شده وکمک هاهم غارت شده است ودرغارت شدن کمک هاهم، کم نیستند جهادی های که همراه تکنوکرات های نادان دزدی وغارت گری کردند ؛ وغاصبان جهادی وغیرجهادی وتکنوکرات بی خبر ازبروکراسی،برای دولت یک بسوه زمین هم درافغانستان باقی نگذاشتند!

Thursday, 9 February 2017

فهم تاریخ افغانستان ؛ بدون فهم تاریخ هند برتانیه ، ناقص می باشد

ابراهیم ورسجی
آرام گاه ومدال سازی برای مرحوم کاتب توسط آقای غنی ، کاری خوبی است ،اما یک پهلوی مشکل تاریخی ای افغانستان دارای تاریخ ناشاد می باشد. یک پهلوبه این معناکه ،برای 200 سال یا دوره ی کمترازآن که تاریخ نویسان افغانستان تاریخ نویشته اند، دوکمبودی دیده می شود: نخست،درک تاریخ افغانستان بدون درک تاریخ هند برتانیه ناقص است. زیراکه ، همه امیران افغانستان مزدورهند برتانیه بودند ومورخان ما زبان انگلیسی واردو یا هندی با دبیره فارسی- عربی را نمی دانستند. دوم ، امیران مانع تاریخ نویسی غیردرباری بودند تانوکری شان فاش نشود. مثلا، همین که درتاریخ نویسی کاتب، درباری های امیرحبیب الله دست کاری می کردند،بدون شک، ازآن ارزش زدای می کردند. بهرحال، تاریخ کاتب نمایش گربرخی ازرویدادهای درونی دوران مورد نظر است نه همه ی آن ها. من درکتاب دوجلدی "جهاد افغانستان وجنگ سرد قدرت های بزرگ"، درباره بازی بزرگ هند برتانیه وروسیه تزاری درمرکزوجنوب وغرب آسیاکه منجرب ساختن افغانستان حایل میان دوطرف شد، کاتب وغباررا تهی دست یافتم. البته، تهی دستی ای ناشی ازعدم فهم زبان انگلیسی وکم دانشی راجع به تاریخ هند برتانیه.ازاین رو، به آن های که می خواهند تاریخ سده های 18 و19 ونیمه اول سده بیستم افغانستان را درست بفهمند،بهترمی دانم که تاریخ هند را درهمان دوران بخوانند.معلوم است که مشکل امروز افغانستان با پاکستان بخشی ازتاریخ هند ونوکری امیران افغان به انگلیس ازشرکت هند شرقی تا انحلال هند برتانیه درسال 1947 وظهورهند وپاکستان می باشد.
دررابطه به تاریخ نویسی دروغین ورسمی افغانستان، تنها به یک خیانت سد وزای ها ومحمد زای ها وتاریخ نویسان شان اشاره می کنم وآن اینکه نادرافشار که احمدخان ابدالی یک منصب دار درارتش اوبود، بعد ازسرکوب هوتکی های برانداز صفوی ها، و رسیدن به قدرت درفارس یا ایران صفوی که ازآن هوتکی ها به هند فرارکرده بودند، خواستار تسلیم دهی آن ها ازپاد شاه مغلی هند شد واو هم خود داری کرد. بنابرآن، نادرافشاردرهمراهی با احمدخان ابدالی به هند حمله کرده تمام هوتکی های پناه گرفته درهند را اعدام وبانک شاه مغلی را خالی وکمک به تقویت بیشتر شرکت هند شرقی کرد تا بعد ترتمام منطقه را زیرسلطه هند برتانیه درآورد. متاسفانه، ابدالی ها ومحمد زای ها درتاریخ رسمی خود ازسرنوشت تلخ هوتکی ها درهند که ازفارس به آن پناه برده بودند یادی نکردند وتارخ نویسان شان هم چیزی درزمینه نگفتند. ازاین رو ، تاریخ افغانستان را قابل بازنویسی می دانم. البته بادرک درست تاریخ هند وتاحدی تاریخ صفوی ها وافشاری ها وخان نشین های فرارود. درباره آرامگاه سازی رئیس غنی برای مرحوم کاتب ، می گویم که خوب است! وپیشترازآن ، رئیس جمهورغنی یک گردهمای راجع به امیرعلی شیرنوای هم به خواست یا جلب توجه آقای دوستم رگزارکرده بود.گردهمای که سیاسی بود نه تاریخی - فرهنگی. بله،دورشدن دوستم ازرئیس غنی ،نشان داد که درست اندیشی درباره مسایل تاریخی- فرهنگی نه سیاسی اندیشی مثمرواقع می شود.درغیرآن، مدال سازی برای مرحوم کاتب ، به تجارت ملا دانش مفید است نه به مردم هزاره. ازاین سبب، افزون برستایش مرحوم کاتب، ملادانش باید خواسته های جنبش روشنای را عملی نماید نه اینکه بنام آرامگاه سازی برای مرحوم کاتب،ناکاره گی خود را برای هزاره ها پنهان نماید. دراخیر، من عزم دارم که دربازنویسی "جهاد وجنگ سرد قدرت های بزرگ"، به سراغ تاریخ رسمی وتاریخ نویسان رسمی ای بی خبر از تاریخ هند برتانوی وتاثیر آن برتاریخ افغانستان دیروزحایل وامروزگرفتاربازی بزرگ دوم بپردازم، تاسیه روی شود/ هرکه دراوغش باشد!

Tuesday, 7 February 2017

حکومت های استبدادی مسئول تولید تند روی وتروریسم مذهبی می باشند

ابراهیم ورسجی
من درنویشه هایم دررابطه به پیدایش ورشد تروریسم وتند روی مذهبی درسیاست وجامعه مسلمان ها ازافغانستان تا لیبیا، همواره تاکید کرده ام که این حکومت های استبدادی بودند که کمک وزمینه سازی برای برآمدن آن هاکرده اند. مثلا، درافغانستان یک حرکت آرام دانشگاهی ویک حرکت محافظه کار ملای- مذهبی درافغانستان کم سروصدا فعالیت داشت وحکومت پاد شاهی محافظه کار ظاهرشاه هم فعالیت آن هارا پذیرفته بود اما نه قانونی. برخلاف، محمد داود پسرعموی شاه که به کمک خرده افسران ارتش کودتا کرد، چون خرده افسران زیرتاثیر خلقی هاوپرچمی ها یا چپی ها طرفدارمسکو بودند،فعالان دانشگاهی ومدرسه ی- مذهبی را به خصوص اولی را سرکوب وواداربه پناهنده شدن درپاکستان کردند ؛ وپاکستان هم کوشید انتقام پشتونستان خواهی داود بی سواد را باکمک به مبارزان مسلمان افغانستان بگیرد.ازآن به بعداست که ، میانه روی مذهبی تبدیل می شود به تند روی مذهبی .اینکه شد میوه استبداد قبیلگی وچپی درافغانستان. درسوریه که موضوع بحث من می باشد،فرانسه رده های بالای ارتش این کشوررا دردوران سلطه خود، به فرقه علوی سپرده بود. پس، حافظ اسد ازهمان فرقه درسال 1969 باکودتا به قدرت رسید ودرسال 1982 تنهادرشهرحما، 32 هزارنفررا شهید وشماری زیادی را زخمی کرد وتا سال 2000حکومت وحشی او بازرو سرنیزه وکشتارادامه یافت.
پس ازمرگ حافظ اسد درسال 2000، بشار اسد پسرش رئیس جمهورتحمیلی شد وعده اصلاحات داد ؛ وخواست مردم قبل ازاصلاحات، لغو قانون اضطراری بود که پدرش 30 سال براساس آن وحشیانه حکومت کرده بود! بله ، تااخیر سال 2010 وشروع سال 2011 که بهارعربی بنیاد استبداد عربی را لرزاند، بشاراسد با همان قانون اضطراری باقی مانده ازپدروحشی اش برمردم حکومت کرد. وقتیکه درمارس 2011، بهارعربی به سوریه رسید، مردم خواستارلغوقانون اضطراربودند نه برکنارکردن حکومت البته بخاطرتهدید اسرائیل نه قابل اصلاح بودن حکومت اسد. برخلاف، بشار اسد با روی آوردن به توحش ، کمک به خشونت درسوریه کرد که نتیجه آن برآمدن داعش می باشد. قبل، برآمدن داعش درسوریه، با براندازی حکومت صدام حسین توسط جورج بوش ورساندن شیعه های افراطی طرفدارایران به قدرت دربغداد،اول، اسد ازافسران بعثی حکومت صدام حسین حمایت کرد تا خیزش درعراق شروع کنند، اما موفق نشد. زیراکه ، سنی های عراقی ازبعثی ها خوش نبودند. وقتیکه نوری مالکی زیرهدایت قوای امریکای نخست وزیرراق شد وسنی ستیزی را شروع کرد، ازشکم سنی ستیزی او،پروفیسورابراهیم البغدادی استاد فقه دانشگاه بیرون شد وبزودی به کمک همان افسران بعثی ، موصل مرکز استان نینواراگرفت.اسد که درسوریه توحش کرده بود، سنی هارا که 80 درصد مردم سوریه تشکیل می دهند متوجه خیزش پروفیسور ابراهیم البغدادی کرد.
دراین راستا، پروفیسور ابراهیم البغدادی هم اعلام خلافت کرد هم مارش به سوی بغداد نمود که نجف و قم را لرزاند! عربستان هم که قبلا به پروفیسورابراهیم کمک کرده بود، ازاعلام خلافت او ترسیده ازامریکا دعوت کرد که بیاید که خلافت وهابیتی- نفتی روبه مرگ می رود!پس ، ولایت فقیه ووهابی گری هردو زیر سایه امریکا دربرابر خلافت داعش که درعراق وسوریه گسترش یافته بود،جمع شدند. حکومت اسد وحشی که گمان کرده بود ائتلاف عربستان وجمهوری اسلامی زیرسایه امریکا بنابودی داعش کمک می کند، به توحش علیه سنی های سوریه افزود. توحشی که به تباهی حلب والیپو و...منجرشد. وقتیکه ائتلاف وهابیت وولایت فقیه علیه داعش موثرواقع نه شد،روسیه وارد معرکه شد. معلوم است که ، روسیه مسایل خاورمیانه را بهتر ازجمهوری اسلامی می فهمد.ازاین رو،درتبانی با ترکیه کوشش دارد که بحران سوریه را پایان دهد. تبانی ای که دربلند مدت بزیان ایران فقهی می باشد! بهرحال، اکنون که مذاکرات آستانه دومین دورخود را شروع می کند وحکومت رئیس جمهور ترامپ هم هم به آن چراغ سبزنشان داده است، دررسانه های خاورمیانه وجهان سخن ازاعدام ها وتوحش حکومت اسد بلند شده است. مثلا،ماه گذشته این خبررسانه ی شد که درزندان های حکومت سوریه 11 هزارزن زندانی هستند واکنون این خبررسانه ی شده است آن حکومت وحشی ازماه سیپتامبر2011 که سیپتامبرنیست بلکه ماه مارس است؛ تا کنون، 13 هزارنفررا بدون محاکمه اعدام کرده است. بله ، حکومت مستبد سوریه هم مسئول پیدایش داعش است هم مسئول اعدام بی گناهان.ازاین رو، به صراحت می گویم که تا استبداد باشد، تروریسم می ماند وتروریسم هم دراستبداد زنده است. ازاین رو، به نفع مسلمان هامی باشد که مبارزه برای نابودی استبداد کنند تا تروریسم تولید نکند!

Tuesday, 31 January 2017

شرایطه لازم ؛ برای تحلیل گرسیاسی شدن


ابراهیم ورسجی
این رهنمود ؛ دررابطه به تحلیل با صطلاح سیاسی یک نفرکه درسایت سپوت نیک ، یا خبرگزاریی فارسی دری روسیه درباره ی بحران افغانستان وناتوانی رهبران افغانستان درجهت توجیه سیاست تروریست پرورانه ی پاکستان بازتاب یافته بود ، ارایه می شود که جنبه توصیه ی دارد نه تخریبی.برای تحلیل گرشدن درمسایل جهانی ومنطقه ی ، لازم است که تحلیل گران در مسایل روابط بین الملل ،حقوق بین الملل ،نهاد های بین المللی،سیاست خارجی قدرت های بزرگ وروابط کشورهای درمیانی وکوچک با آن ها ورویداد های روز درجهان ومنطقه اطلاع کافی داشته باشند. همچنان ،فهم زبان انگلیس به حیث زبان جهانی وعلمی هم درزمینه موثر می باشد. متاسفانه ، تحلیل گران افغانستانی به جز رویداد های روز به چیزی دیگری اطلاع ندارند.ازاین رو، اغلبا یاوه گوی می کنند.مثلا، درباره ادامه تروریسم وبحران درافغانستان ونقش کشورهای منطقه وحضورامریکا درآن ، همه می دانند که پاکستان از کودتای ثور 1357 تا کنون به خون افغان ها تجارت کرده است وبزرگترین تجارتش در جنگ یا جهاد افغان های ساده ونادان درمقابل ارتش سرخ میان سال های 1978 و1989 بود .بعد ازآن هم،پاکستان با دامن زدن به جنگ های گروهی کابل را ویران کرد وبعد ازویرانی کابل ، طالبان والقاعده را ساخت وکمک به جنگ امریکا وانگلیس علیه تروریسم کرد ودر جنگ علیه تروریسم هم از2001 تا 2015 ازامریکا 19 میلیارد دالر گرفت. طرفه اینکه با همان کمک، طالبان والقاعده را برای دوام حضورامریکادرافغانستان بازسازی کرد. بله، اکنون که امریکا دغلکاری پاکستان را فهمیده ونسبت به آن نامهربانی پیشه کرده است،نظامی ها وسیاسی های دو دوزه بازپاکستانی در پکن ومسکو پرسه می زنند تا به امریکا نشان دهند که باداران نو ازآن ها پذیرای می کنند.
درظاهر ، معلوم می شود که پکن ومسکو ازپرسه زدن پاکستان پذیرای می کنند.درزمینه ، من به رهبران روسیه وچین می گویم که پاکستان هم پایه گذاروحامی تروریسم وتند روی مذهبی است هم به آن ها دروغ می گوید ؛ به گونه ی که به امریکا وانگلیس دروغ گفته وازدربارآن ها رانده شده است.بطورنمونه ، اسناد فراوان وجود دارد که پاکستان به امریکا گفته است که آماده است به طالبان دریشی ونیکتای بپوشاند، اما بادار پیشنهاد نوکررانه پذیرفته است.کرزی قبلا اعضای طالبان ونوکر شناخته شده ی آی اِس آی وسیا هم که مهره سوخته ی بیش نیست؛ این روزها به حیث مخالف امریکا به مسکو ودهلی پرسه می زند ومخالف بادار خود هرزه گوی می کند! پس ، یک یاد واره از بهودگی کرزی وآصف زرداری هم می کنم.درکتاب اوبامادرجنگ ، نویشته شده است که او قبل از وارد شدن بکاخ سفید، جوبایدن معاونش وسناتور گراهام را به اسلام آباد وکابل اعزام کرده است تا به زرداری وکرزی بفهماند که مانند جورچ بوش با آن ها رفتارنمی کند.درجریان ملاقات ،زرداری خواستارکمک مالی شد و گوفت که درصورت گرفتن کمک، مانع طالبان بازی نظامی هامی شود.بایدن به سوی گراهام نگریسته زرخند می کند وبعدا باهم از زرداری به حیث مستر ده درصد نام بردند.خانه زردای آباد که مسترده درصد شده بود! برخلاف، مسترکرزی مستر90 درصد دردزدی کمک های امریکا شد!بهرحال ،وقتیکه درکابل، کرزی گیلایه کرد،بایدن برایش گفت که اگر افغانستان را اداره کرده می توانی، ما فورا آن را ترک می کنیم! کرزی که صندلی ریاست جمهوری مسخره اش بالای شانه سربازان امریکای نه افغانی باقی مانده بود ، سکوت کرد!
بله ، این تروریست پروری نظامی های پاکستانی وناتوانی طالب کرزی دراداره سازی بود که باعث ماندن امریکا درافغانستان شده است.من ؛ درحالیکه درکاناداندگی می کنم ورویداد های افغانستان ونگاه امریکای هانسبت به آن را پیگیری می کنم، نشانه ی نمی بینم که امریکا عزم ماندن درافغانستان واستفاده ازآن علیه کشورهای منطقه را داشته باشد. ازاین رو،ایران ملای که سیاست افغانی ندارد؛ به آن سخنی برای گفتن ندارم. اما ازرهبران روسیه وچین می خواهم که پاکستان یک کشور تروریستی می باشد وجز کمک به ماندن امریکا وادامه تروریسم درافغانستان کاری نمی کند.پس، به نفع پکن ومسکو می دانم که با امریکا ودهلی نو همراه شده تروریسم پاکستانی را درافغانستان مهار نمایند.درغیرآن ،تروریسم ادامه وامریکا درافغانستان می ماند وپاکستان را خلع سلاح اتومی می کند.بله،اگرپاکستان درپکن ومسکو پرسه می زند،نه برای مهارتروریسم بلکه برای حفظ پروژه اتومی اش می باشد.پروژه ی که نگهداری آن بالاترازتوان مالی پاکستان می باشد.

Sunday, 29 January 2017

درایجاد بند ش به رود مسلمان ها به امریکا ،کی مقصراست؟ دانالد ترامپ یا تروریستان مسلمان

ابراهیم ورسجی
سه روز می شود که ، فرمان صادر شده توسط رئیس جمهورترامپ درجهت بند ش ورود مسلمان های 7 کشور مسلمان به امریکا، دررسانه های مسلمان وغیرمسلمان بازتاب گسترده یافته است. بازتابی که این پرسش را به میان آورده است که کدام طرف مقصرمی باشد ؟ حکومت رئیس جمهور ترامپ ؛ یا مسلمان های ایران ، عراق ،سوریه ، یمن ، صومالی ، سودان ولیبیا، یا تروریستان مسلمان که آدرس ومنبع مالی وتجهیزاتی شان مشخص است؟
برای پاسخ دادن به پرسش یاد شده ، بهتراست که به علت های صادر شدن چنان فرمانی توسط رئیس جمهورترامپ تمرکز کرده شود! معلوم است که ، رئیس جمهورترامپ هم در جریان مبارزات انتخاباتی هم در وقت سوگند وفاداری خوردن به حیث 45 مین رئیس جمهورامریکا ، اعلام کرده بود که علیه تروریسم ورادیکالیسم اسلامی مبارزه می نماید. درزمینه ، موضع رئیس جمهور ترامپ چنان سخت بود که با تاکید گفت که در مبارزه علیه داعش با رئیس جمهور پوتین هم همکار وهمراه می شود.
درواقع ، صراحت لهجه رئیس جمهور ترامپ در همکاری با پوتین در جهت مبارزه با تروریسم چنان بی سابقه بود که تمام رهبران غربی را گیچ کرد که چگونه رئیس جمهور امریکا درمبارزه با تروریسم همکار رئیس جمهور روسیه می شود؟ این هم درزمانیکه ، بسیاری متحدان اروپای امریکا نگران قدرت نمای پوتین بعد از ضمیمه سازی کریمیه به خاک روسیه وخود نمایی آن در اوکراین وسوریه وضعف سیاست جهانی امریکا می باشند. بله ، نفرت ترامپ ازتروریستان وتند روان مسلمان چنان زیاد است که حاضراست با رقیب جهانی امریکا ،یعنی روسیه دربرابرآن ها متحد شود ؛ وازمطالب پخش شده ازگفت وگوهای تلفونی دیروز میان هردو رئیس جمهور هم چنان برمیاید!
بهر حال ، من ؛ درحالیکه درک می کنم که رئیس جمهور ترامپ وتیمش نفرت بی پایان ازتروریستان وتند روان مسلمان دارند؛ اما درگزینش کشورهای که شهروندان آن ها نمی توانند وارد خاک امریکا شوند ، به خطارفته اند. مثلا ، عراق ؛ اول ، قربانی سیاست اشغال گرانه ی جورج بوش ؛ ودوم ، قربانی رقابت ایران وعربستان ؛ وسوریه هم قربانی رقابت مذهبی ایران شیعه وعربستان وهابی وضعف امریکا می باشد. همچنان که ،یمن قربانی تهاجم هوای عربستان ولیبیا قربانی حملات هوای امریکا به فرمان بارک اوباما وسرکوزی ، رئیس جمهور فرانسه ودیوید کامرون ، نخست وزیرانگلیستان می باشد ؛ به گونه ی که ، افغانستان قربانی تروریست پروریی پاکستان بود ومی باشد. درباره سودان ، همین قدرمی دانم که حکومت آن کشورسرگرمی های تروریستی ندارد وصومالی هم قربانی سیاست های بوش پدروپسر حتا کلنتن واوباما می باشد. به سخن دیگر ، اگر جورج بوش درسال 2008 ، حکومت گروه محاکم اسلامی را سرنگون وکمک به بازگشت جنگ سالاران نمی کرد ، گروه تروریستی الشباب یا جوانان سفره تروریسم را در صومالی پهن کرده نمی توانست.
با توجه به قربانی شدن های مسلمان های کشورهای یاد شده ، وقتیکه آن عده شهروندان شان که دارای ویزه اقامت که خیر، کارت سبز امریکای را هم دارند ووارد خاک امریکا شده نمی توانند! پس ، می توانم بگویم که ترامپ سیاست ناسنجیده اختیارکرده است. سیاست نادرستی که با عث احتجاج هامسلمان های امریکا وبسیاری کشورهای مسلمان ، حتا شهروندان خود امریکا شده است. دراین سیاست ناسنجیده شده ، مسئله سوال برانگیز این است که عربستان منبع مالی- اید ئو لوژیک وپاکستان مرکز آموزش وتجهیز تروریسم ورادیکالیسم اسلامی ای مورد نفرت رئیس جمهور ترامپ فراموش شده یا کارت برائت گرفته اند.
ازاین رو، من در فرمان بند ش به ورود مسلمان ها به امریکا که توسط رئیس جمهور ترامپ صادرشده است ؛ اشکالات زیررا می بینم:نخست ،شمار مسلمان ها درجهان به یک میلیارد وشش صد میلیون می رسد؛ درحالیکه ، شمار تروریستان وتند روان مسلمان به ده هزارهم نمی رسد. جالب این است که ، مسلمان ها آن ها را ازخود ندانسته وبه آن ها نفرین هم نثارمی کنند؛ دوم ، فرمان بند ش ورود مسلمان ها به امریکا درتناقض با قانون اساسی این کشور وحقوق وقانون مدنی آن هم می باشد ؛ سوم ،اگر رئیس جمهور ترامپ درمبارزه با تروریسم وتند روی اسلامی جدی است ، بداند که فرمان منع ورود مسلمان ها به امریکا به نفع تروریستان وتند روان مذهبی تمام می شود.ازاین رو ، ازرئیس جمهور ترامپ می خواهم که فرمان صادر شده ی خود را پس گرفته حمایت مسلمان های جهان را درمبارزه علیه تروریسم را کمای نماید.درغیراین صورت ، باورنماید که کمک به تضعیف امریکا وفربه شدن تروریسم وتند رویی مذهبی درجهان به ویژه درکشورهای اسلامی می کند!