Friday, 20 January 2017

آقای دانا لد ترامپ ؛ به حیث 45 مین رئیس جمهور امریکا، آغازبکارکرد

اول دلو 1395
ابراهیم ورسجی
لحظ ی پیش ، آقای دانالد ترامپ ، بعد ازسوگند خوردن ،به حیث 45 مین رئیس جمهورامریکا آغازبکارکرد.آغازبکار رئیس جمهور ترامپ ازسه نگاه برای من مهم می باشد:نخست ، مراسم انتقال قدرت وسوگند خوردن وخواندن سرود های مذهبی وملی درآن ؛ دوم ، رسیدن یک شخصیت تاجروفاقد کارنامه وتجربه ی سیاسی ومخالف ساختار جاریی قدرت به مقام ریاست جمهوری؛ سوم ، تعهد آقای ترامپ به مبارزه علیه تروریسم.
شایان یاد آوری است که ، من ؛ قبلا هم مراسم انتقال قدرت ازرئیس جمهوری قبلی به رئیس جمهوربعدی در امریکا را نظاره کرده بودم، اما آن انتقال ها وتعهد ها برای من به اندازه انتقال قدرت ازبارم اوباما به آقای ترامپ وسخنان او بعد ازسوگند خوردنش جالب نمی باشد.ازاینکه ، مبارزه انتخاباتی آقای ترامپ برای من جالب بود ، مراسم انتقال قدرت ازبارم اوباما به او وسخنان او هم برایم جالب می باشد.
درتاریخ امریکا ، درسال 1860 ، ابراهام لنکن ، فرزند یک کفاش رئیس جمهور شد ودرهنگام سخنرانی اش درکنگره ، یک سرمایدار باتوهین گفته بود که بچه یک کفاش هم رئیس جمهورامریکا شد! لنکن که سخن متکبرانه ی آن سرمایداررا شنیده بود، به او گفت که بله، پدرم یک کفاش موفق بود ومن می خواهم که یک رئیس جمهور موفق باشم وآماده هستم که کفش تورا کفاشی کنم! درواقع ، با فخرکردن ابراهام لنکن به کفاشی پدرش ، سرمایدارمغروررا بزیرزمین انداخت. رویداد جالب روزگاراین است که ، اکنون یک سرمایدار رئیس جمهور امریکا شده ومی خواهد که یک رئیس جمهور موفق باشد.ازهمه جالب تر اینکه، این سرمایداربیشترین آرائی کم درآمد ترین بخش سفید پوست جامعه ی امریکا وکمترین آرای سیاهان ولاتینی های آن را کمای کرده وگفته است که ازحقوق تان دفاع می کنم. اینکه آقای ترامپ به وعده هایش به کم درآمد های امریکا عمل می کند یانه باید منتظر عمل او ماند!
بهرحال ،هم مبارزه انتخاباتی آقای ترامپ جالب بود هم سخنرانی ای بعد سوگند ریاست جمهوری خوردنش هم تعهد ش برای ریشه کن کردن تروریسم. درحالیکه رئیس جمهورشدن یک تاجرموفق درامریکا بدون سابقه ی فعالیت سیاسی برایم مهم می باشد، ازهمه مهمترهمراهی دموکراسی ، مدرنیته ومذهب درامریکا برای من بسیارمهم می باشد. بطورنمونه ، پیش ازتعهد گرفتن رئیس دیوان عالی امریکا ومعاونش از آقایان : دانالد ترامپ ومایک پنس ، معاونش ، خواندن آیاتی ازانجیل توسط یک کاردینال وسرود های مذهبی توسط تیم زنان ومردان مذهبی بسیار جالب بود.
ازاین نگاه جالب بود که ، سال ها است که علم وچپ گرایان مادی گرا تلاش دارند مذهب را مخالف مدرنیته ومدرنیسم ثابت کرده روانه ی تاریخش نمایند! برخلاف ، درامریکا ، کشور پیشگام مدرنیته ، مدرنیسم وعلم وتکنالوژی ، مذهب چنان قوی است که شعار آن باید پیش ازقانون به سمع مردم رسانده شود ؛ ورئیس جمهور ترامپ هم اولین سخن را ازانجیل بیان کرد. بله ، قوت مذهب درامریکا نشان می دهد که فلسفه اصالت منفعت جیمزجونز ، فلسفه حاکم برامریکا ، خود را با دموکراسی ومدرنیته و مذهب مسیح همنواساخته است.
اگر یک سرمایدارموفقی مانند آقای ترامپ رئیس جمهورمی شود وحامی کم درآمد ها می شود وساختار قدرت درامریکا را مخالف منافع مردم معرفی می کند، به این معنامی باشد که امریکای ها ازبلند پروازی های سیاست مداران خود که جیب شان را خالی کرده است، رضایت ندارند. فکرمی کنم. اگر آقای ترامپ دراین زمینه همساز با نبرد درجهت ریشه کن کردن تروریسم عمل نماید ، به نفع صلح جهانی کارمیکند. مثلا، آقای ترامپ، ناتو را بهوده وباردوش امریکا نامیده وخواسته است که اروپای غربی وژاپن درپرداخت بودجه ناتو شریک شوند! همچنان، آقای ترامپ گفته است که ازحکومت عربستان وشیخ های جنوب خلیج فارس دیگر بدون پرداخت حق دفاع حمایت نمی کند.
درواقع ، این نظر آقای ترامپ که اروپا وژاپن وعرب های نفتی برای امریکا حق دفاع بپردازند؛ به این معنا می باشد که هرکشور باید ازخود ش دفاع نماید. دراین صورت ،ناتو به پایان خط می رسد که پایان نظامی گری درسیاست جهان می باشد. درحالیکه به پایان خط رسیدن ناتو مهم است، اما مبارزه علیه تروریسم بدون ناتو هم عملی می باشد وشکست این نهاد پرمصرف درمهارکردن تروریسم افغانستان، نشان داد که برای نابود کردن تروریسم بهتراست که به رعایت حقوق بشر ، دموکراسی ، حکومت داریی خوب ومبارزه اندیشه ی پناه جسته شود!
دراخیر، با تمجید ازهمسازیی مدرنیته ومذهب ودموکراسی درامریکا،برای مسلمان های فهمیده وسیاست کاران مسلمان پیشنهاد می کنم که به دومسئله زیر توجه نمایند: نخست ، همسازی فقه با استبداد کمک به برآمدن تند روی وتروریسم مذهبی درکشورهای اسلامی کرده است؛ دوم، مخالفت استبداد وفقه با مدرنیته وفراورده ی های آن : حقوق بشر، دموکراسی ، آزادی بیان وبهبود وضع زنان ، کشورهای اسلامی را در عقب مانده ترین بخش جهان قرارداده است.ازاین رو ، اگرمسلمان ها می خواهند وارد جهان مدرن شوند ، دقت نمایند که بدون حکومت قانون ، آزادی ، دموکراسی، رعایت حقوق بشر ورهائی زنان ازقید وبند های کهنه وتاریخ زده بدبخت ترمی شوند.دراخیرین بخش این نویشته ، به آگاهی مردم افغانستان به خصوص آگاهان آن ها می رسانم که بارک اوباما، بعد ازکاخ سفیدبه یک خانه ی کرایه ی درواشنگتن رفته است.ازاین رو، ازآن ها پرسان می کنم که کدام سردسته باند های جهادی وقومندان ها ورهبرچه های باصطلاح جهادی وکرزی درکابل درخانه ی کرایه ی زندگی می کنند؟

Wednesday, 18 January 2017

نگاهی بدستاورد های اوباما درامریکا وجهان

سی ام جدی 1395
ابراهیم ورسجی
درباره دستا ورد ناچیزاوبا ما درافغانستان ، مطلبی نویشته پخش کردم . ازاین رو، بهتراست که درباره دستاورد دو دوره ریاست جمهوری او درامریکا وجهان هم بررسی به عمل آورده بازتاب دهم. واقعیت این است که ، رئیس جمهور اوبا ما که فردا کنارمی رود وجای خود را به رئیس جمهور دانالد ترامپ می سپارد، درامریکا دا رای دستاورد می باشد. برخلاف ، دستا ورد او درجهان جز آشوب وبی اهمیت شدن نقش امریکا چیزی دیگری نمی تواند باشد.
بطور نمونه ، رئیس جمهور اوبا ما یک اقتصاد فروپاشیده را از جورج دبلیو بوش تحویل گرفته بود. بله ، درهشت سال توانست بحران اقتصادی را مهارو بهبود دراوضاع اقتصادی بیاورد. همچنان ، با ارایه یک برنامه بهداشتی برای 20 میلیون امریکایی کم درآمد کمک رساند. برخلاف ، رئیس جمهور ترامپ وتیم او اصراردارند که برنامه بهداشتی اوبا ما را لغومی کنند. معلوم است که ، لغو برنامه یاد شده بدون بد یل ، درانتخا بات بعدی بزیان رئیس جمهورنووتیمش تمام خواهد شد. بله ، با وجود دستاورد های اوبا ما در بخش بهداشت واقتصاد ، حکومت او در پایان دادن به موجودیت میلیون ها میل سلاح دردست مردم ناموفق ثابت شد ؛ وافزون برآن ، تنش های رنگ وپوست را میان سفیدان وسیاهان ناخواسته فزونی بخشید.
بهرحال ، دراین باره که حکومت اوباما تاچه حد درداخل امریکا موفق بوده است ، برای من اهمیت درجه دوم دارد. به این معنا که ، دستاورد ریاست جمهوری اوباما به حیث نخستین رئیس جمهور سیاه پوست امریکا درعرصه بین المللی برای من مهم تراست. پس ، دراین باره بیشترتمرکزمی کنم. البته که ، تمرکزبه گونه بررسی کارنامه ودستاورد او درهمه بخش های جهان ؛ واز امریکای جنوبی شروع می کنم. بله ، درامریکای جنوبی ، ملاهای مسیحیی ای پیرو الهیات رهای بخش ومارکسیست های آزادی خواه شده مدت هاست که حکومت های نظامی طرفدارامریکا را زباله کرده اند ؛ ودراین زباله کاری ، اندیشه ها وایستادگی رفیق فیدل کاسترو بسیارتاثیر داشته است!
آری ، امریکای زیررهبری اوبا ما که متوجه شده بود درجنوب باخته است ؛ ازاین رو ، کوشش کرد دربرازیل وآرژانتین ووینزیویلا به کمک راست برود وتاحدی دردوکشوراولی موفق شد ،اما فکرنمی کنم یکسال بعد راست ها دربالا بمانند. یعنی بزیرکشیده می شوند. مزید برآن ، اوباما دراخیرسال گذشته به کوبا رفت تا میان واشنگتن وها وانا پل بزند. درحالیکه ، رفتنش به هاوانا خوب بود اما زیاد مفید تمام نشد. به این خاطرکه ، فیدل وراول به وعده های اوباما باورنکردند ؛ وچپ ها وملاهای مترقی منطقه هم ازکناروعده های اوباما سرسری گذ شتند!
درشرق آسیا ، دوترته ، رئیس جمهور فیلیپین ، حکومت اوباما را محکوم وبه سوی چین میلان نشان داد واندونیزی ومالیزی هم زیاد به مسکو وپکن نگاه مساعد دارند تا واشنگتن. درپیوند باچین ، دست اندازی های حکومت اوباما درمرزهای آبی جنوب آن ، مناسبات دوطرفه را بحرانی ترساخت. دراروپا ، بیرون شدن انگلیس از اتحادیه اروپای به نفع آلمان وفرانسه وزیان جهان انگلیسی زبان تمام شد. دراروپا ی شرقی هم ، حکومت اوباما به حضورناتو افزوده دوکاربی نتیجه ی زیررا کرد: نخست، با مداخله دراوکراین ، آن کشوررابحرانی وزمینه سازی کرد برای روسیه تا شبه جزیره کریمیه را مال خود بسازد ؛ دوم ، با خلق بحران وبیرون کردن دیپلمات های روسی ازواشنگتن ، رئیس جمهورپوتین را عصبانی کرد تا دربرابر رفتار غلط ناتو در لهستان وکشورهای کوچک بالتیک رویه تهاجمی اختیارنماید.
درافریقای سیاه ، کمک حکومت اوباما درمهاربیماری ایبولا بسیارخوب اما درسرمایه گذاری درمقایسه با چین پس رفت داشت. درمصر،عدم تحمل حکومت منتخب محمد مرسی توسط حکومت اوباما ونتانیاهووعربستان ، کمک به کودتای نظامی وبازگشت استبداد کرد. استبدادی که با سرکوب مسلمان های میانه رو کمک به فربه شدن مسلمان های تند رو وتروریست کرد. ازاین رو ، من به حیث یک تحلیل گر سیاسی به صراحت می گویم که حکومت اوباما دراوکراین ومصر کمک به سرنگونی حکومت های منتخب وبازگشت استبداد وجنگ داخلی کرد.
افزون برآن ، موضع انفعالی حکومت اوباما درسوریه کمک به ادامه حکومت اسد وگسترش تروریسم وبازگشت روسیه مانند دوره شوروی به این کشور ویران شده کرد. ازعراق هم که اوباما عقب نشینی کرده بود بازگشت ، اما کمک در مهار ماعش یا ملیشه های ایران درعراق وشام وداعش یا ملیشه های عربستان درعراق وشام کرده نتوانست. ازسوی دیگر، عربستان را تجهیزوتشویق کرد تا وارد جنگ علیه یمن شود. جنگی که به فاجعه انجامیده وباعث شده است که ریاض بنام ائتلاف کشورهای اسلامی علیه تروریسم ، راحیل شریف فرمانده بازنشسته ارتش پاکستان را به حیث فرمانده جنگ نام نهاد علیه تروریسم توظیف نماید. جالب این است که ، راحیل شریف یکی از همکاران تروریستان علیه حکومت دست نشانده امریکا درافغانستان وپایگاه های نظامی آن دراین کشورجنگ زده بود.
ازجانب دیگر ، درحالیکه یک ائتلاف جنگی علیه تروریسم زیرفرماندهی امریکا به شمول عربستان درمنطقه فعالیت داشت ، نمی دانم که ائتلاف نظامی دست ساخت عربستان علیه تروریسم چه معنا می تواند داشته باشد؟ بله ، این ائتلاف بیانگربی باوریی عربستان به دوستی میان خودش وامریکا می باشد. همچنان ،پاکستان که فرمانده بازنشسته ارتشش ، فرمانده جنگ عربستان علیه تروریسم شده است ؛ بخاطربازی دوگانه علیه امریکا ازدرگاه این آقا رانده شده است واین روزها درپکن ومسکو پرسه می زند ودریک گردهمای بنام آوردن صلح درافغانستان به شمول چین درمسکو شرکت هم کرده است. اگر روسیه پایگاه امریکا شدن پاکستان علیه شوروی دردهه 80 سده بیستم را فراموش نکرده باشد، فکرنمی کنم که پرسه زدن های پاکستان درمسکو مفید واقع شود!
طوریکه یاد آوری شد ، درباره دستاورد اوبا ما درافغانستان نوشتم که بی نتیجه بود! اما دستاورد اوباما دردومسئله دیگردرخاورمیانه هم موقعیت لرزان دارد: نخست، سیاست اوباما وناتو، ترکیه را عصبانی کرده ومتوجه مسکو سا خته است ؛ دوم ، اوباما بعد ازامضای معاهده اتومی با ایران ، همه تعزیرات اقتصادی بارکرده شده براین کشور را برنداشت. مسئله ی که تند روان را فربه وممکن است که رئیس جمهورروحانی میانه رو را درانتخابات سال آینده خورشیدی زیرفشارقراردهد! درچنان شرایطی ، ترکیه وروسیه بازیی مشترک درسوریه را شروع کرده اند. بازیی که ایران ازآینده آن نامطمئن واوباما وملک سلمان نا راحت معلوم می شوند. ازاینکه ، رئیس جمهورترامپ گفته است که درمبارزه با تروریسم همکار رئیس جمهورروسیه می شود؛ دومسئله قابل پیش بینی می باشد : نخست ، ایران منزوی ترمی شود ؛ دوم ، ترامپ وپوتین واردوگان وضع عراق وسوریه را بزیان تند روی وتروریسم مذهبی وایران رقم می زنند. چون عربستان ازتند روی مذهبی سنی علیه ایران شیعه بهره برداری می کند ،بهترازایران می تواند با ترامپ وپوتین واردوگان همراه شود!

Tuesday, 17 January 2017

نگاهی به دستاورد های ناچیز اوباما درافغانستان

بیست وهشتم جدی 1395
ابراهیم ورسجی
به پایان دوره ریاست جمهوری بارک حسین اوباما ، رسیده ایم. ازاین رو ، بهتراست دستاورد های حکومت هشت ساله ی او درافغانستان بررسی وجمع بندی وبازتاب داده شوند. ازاینکه جنگ علیه تروریسم درافغانستان وتثبیت حکومت دست نشانده امریکا دومسئله مهم سیاست خارجی اوباما بود، بهتراست بررسی را ازآن دو بیاغازم. واقعیت این است که ، اوباما درهشت سال قبل ، میراث بدی را به گونه های یک حکومت فاسد ونابکارزیرریاست طالب کرزی، بازگشت طالبان تروریست وبازسازی شده توسط پاکستان وبازی دوگانه ی ارتش آن کشور درافغانستان را ازجورج بوش تحویل گرفته بود؛ وقرارنبود که همان میراث بد را به دانالد ترمپ به میراث بگذارد. برخلاف ، میراث بد ترازآن را به ترمپ گذاشته است.
نویسنده که سخنان ووعده های اوباما درروزنخست تحویل گرفتن کاخ سفید از جورج بوش را بیاد دارد، می داند که کمتر به سخن ها ووعده های داده شده عمل کرده است. بی عملی ای که بدوعامل زیر برمی گردد: نخست ، بزرگی ای میراث بد جورج بوش ؛ دوم ، نا بکاریی حکومت دست نشانده ای او درکابل. بهرصورت ، اوباما دشواری های درافغانستان داشت که باید برآن ها غلبه میافت. برخلاف ، نه تنها برآن ها غلبه نیافت بلکه وضع را درهمه بخش های سیاسی- اجتماعی- اقتصادی - امنیتی- فرهنگی- روانی بد ترهم ساخت.
پس ، بهتراست که کمی درباره ی دشواری ها یا وضع ناگوارهم سخن بگویم. طوریکه در" کتاب جنگ اوباما" ، نویشته ی باب وُد وارد آمده است: اومابا پیش از وارد شدن بکاخ سفید، جوبا یدن معاون خود وسناتور گراهام ازحزب جمهوریخواه را به اسلام آباد وکابل اعزام وبه زرداری وکرزی پیام داده بود که مانند جورج بوش با آن ها رفتارنمی کند. درگفت وگوهای بایدن وگراهام با زرداری وکرزی ، مسئله جالب ، تذکرهای خنده آورمعاون وسناتور درباره زرداری به حیث مسترده درصد وگیلایه های کرزی از امریکا می باشد. مسترده درصد پسوند نام زرداری بخاطر استفاده جوی اش دردوره ی نخست ودوم حکومت همسرش بی نظیربوتو دروقت امضای معامله ها با قراردادی ها چسپ شده بود. بله، استفاده های کرزی به 90 درصد رسید که روی زرداری را سفید کرد. درباره شکایت های کرزی، بایدن به او گفته بود که شما که کشورتان را اداره کرده بتوانید ، ما شوقی برای ماندن درکشورشما نداریم. دراین راستا، اشتباه بایدن وگراهام این بود که زرداری مستر ده درصد، اماکرزی مستر 90 درصد بود که ازذکرپسوند دومی غفلت کردند. همین که ، جان سپکو، رئیس سیگار / بررسی کننده ی کمک های امریکا برای بازسازی افغانستان دراخیرین بررسی خود گفته است که درافغانستان 1115 میلیارد دالر هزینه شد که 115 میلیارد آن برای بازسازی بود وبازسازی نه شد، دال بر مستر90 درصد بودن کرزی می باشد! افزون بر سفر بایدن وگراهام ، اوباما ، ژنرال پطریوس را ازعراق به افغانستان اعزام کرد تا وضع نا بسامان آن را سامان بدهد.
جالب این است که ، پطریوس طوریکه درکتاب" اوباما درجنگ " آمده ، گفته است که همین که به کابل رسیدم ، دیدم که چیزی بنام ساختار دولتی وجود ندارد. این هم سال هفتم ریاست جمهوری کرزی یا مستر 90 درصد می باشد. ازاین رو، به دالر تکیه کردیم. درواقع ، اعتراف پطریوس به نبود ساختارحکومت ؛ نشان داد که کرزی ومعاونان وزیردستان شان غیر ازغارت کمک های امریکا ودیگرکشورها که مقدار آن ها به 140 هزارمیلیون دالرحتا بیشترازآن می رسد، کاری دیگری درجهت دولت سازی نکرده اند وازتوان شان هم بیرون بود. به این خاطرکه ، جاهلان واوباشانی بیش نبودند. افسوس که همین گونه نادان ها بر اساس اطلاعات غلط داده شده به جورج بوش وتصمیم های غلط او واصرار ژنرال پرویز مشرف وحماقت وزیر خارجه ی ایران ، درگردهمایی بن بتاریح پنجم دیسامبر 2001، درکابل به قدرت نصب کرده شدند.نصب کردن ساده انگارانه ی که اوبا ما تاوان آن را با شکست درمهارتروریسم ودولت سازی پرداخت ودانالد ترمپ با آن پنجه نرم خواهد کرد.
آری ، رابرت گیتس وزیر دفاع امریکا دردوره اول ریاست جمهوری اوباما درکتاب خود " وظیفه " اعتراف کرده است که با وجود بیست سال کاردررابطه به افغانستان ، هنوزهم درباره این کشورمعلومات درست نداریم. همچنان، گیتس اعتراف کرده است که درمسئله بازسازی بجای کاربامردم افغانستان با نهاد های غیردولتی کارکردیم که مفید تمام نه شد. مزید برآن، نویشته است که کسانی را درافغانستان حاکم ساختیم که قدر وعزتی نزد مردم این کشورندا شتند. بله، گیتس این راهم گفته است که کرزی ووزیرانش نزد ما می آمدند ومی گفتند که پیش مردم افغانستان بی عزت می باشند!
تا جای که من درعرصه های تاریخ، جامعه ، سیاست ،اقتصاد وفرهنگ افغانستان مطالعه کرده ام، می دانم که امریکا غلط کرد که افراد بهوده ی مانند کرزی ومعاونانش وپساکرزی ها را درکابل حاکم ساخت. به این خاطرکه ، دوران گماشتن خود فروخته ها به قدرت توسط سازمان های جاسوسی به پایان رسیده بود؛ اما گمارنده ها وذهنیت قبایلی گماشته شده ها تکیه برتاریخ ننگین گذشته واحیای آن داشتند که به گذشته تعلق گرفته بود وقابل احیاهم نبود. بهرحال ، اعتراف رابرت گیتس ، هم نماد حقیقت می باشد هم بیانگر دشواری های بارک اوباما درافغانستان. درحقیقت ، رابرت کیتس هم اعتراف به حقیقت کرده است هم نه گفته است که چه وعده های خوبی به مردم افغانستان داده شد وچرا به آن وعده ها عمل کرده نه شد؟
درباره وعده ها ، طوریکه در ج دوم " جهاد افغانستان وجنگ سرد قدرت های بزرگ" نوشته ام ودرقرارداد بن مندرج در آن هم آمده است، دولت سازی، حکومت قانون، بازسازیی اقتصادی، رعایت حقوق بشر، بهبود وضع زنان ، تحقق دموکراسی وبسیاری وعده های چربی دیگری داده شده بود. متاسفانه ، درعمل کاری نه شد. بله ، با ساختن کمیسیون حقوق بشروقانون اساسی متمرکزکننده قدرت دردست رئیس جمهور دست نشانده ونمایش آزادی بیان وتهدید وقتل روزنامه نگاران توسط اراذیل واوابیش حکومتی وبی حرمتی به زنان وگسترش ازدواج های اجباری وخرید وفروش دختران خرد سال به بزرگ سالان خرپول وبی سرنوشتی مهاجران درایران وپاکستان ، غصب ملکیت های مردم ودولت توسط حکومتی های نادان وغارتگرو... قبر حکومت امریکای کرزی- غنی- عبدالله را ازهمان آغازحفرکرده بود ، اما مسئولان امریکای توجه نکردند! درزمینه ، مشکل امریکای های مسئول درافغانستان این بود که ازهیچ کارشناسی به جز نوکران نادان خود سخن شنوی ندا شتند وندارند.
اگر مطابق اعتراف سیگار / بررسی کننده ی کمک ها ، بازسازی نشده است وحکومت کابل بسیار فاسد ونیروهای دفاعی آن ناتوان است ؛ وازهمه خنده داراینکه ، منصب داران نظامی وپولیس ها سلاح های خود را به طالبان می فروشند وتقویت شدن تروریست ها، دال براین است که کمک های امریکا را خدمه های خود امریکا دزدیده اند ومردم را ناراض کرده اند تا مواد خام شوند برای پاکستان وشاخه ی ریشوی ارتش آن بنام طالبان در پوشش مذهب. بله ،امریکا باید درافغانستان به همین جای می رسید که رسیده است. به این خاطرکه ، مطابق این شعر نغز فارسی که :خشت اول گر نهد معمارکج / تا سریا می رود دیوار کج. واقعا،معمار یا امریکا خشت اول را درافغانستان کج گذاشته بود. خشت کج گذاریی که جمع بازیی دوگا نه ی پاکستان هم سیاست افغانی امریکا را به چالش گرفت هم تروریسم وتند روی مذهبی را تقویت کرد هم ارزش های مدرن غربی مانند: حقوق بشر،دموکراسی،حکومت قانون ،تحقق حقوق زنان وآزادی بیان ورسانه ها و... را به مسخره گی گرفت. مثلا، مطابق اعتراف رابرت گیتس ، درانتخابات ریاست جمهوری 2009 خلاف قانون اساسی افغانستان کار شد! درانتخابات 2014 ، هم تقلب شد هم بحرانزای کرده شد تا جان کری ؛ وزیرخارجه امریکا برای رفع بحران به کابل آمد وبا ساختن حکومت وحدت ملی متشکل ازهردو طرف کشمکش باندی نه حزبی که به حزب سیاسی موقع رشد داده نه شد، به جنازه قانون اساسی دست ساخت خود امریکا ودموکراسی ای نمایشی اش لگد زد! شایان ذکراست که ، درتقلب 2014 مانند تقلب 2009 ، مستر کرزی 90 درصد سهم بارز داشت.
ازاین رو ، افزون بر محکوم کردن کرزی 90 در صد دزد کمک ها ومعاونان ووزیرانش ومفسدان حکومت کنونی ای کابل، بهتراست که مسئولان امریکا ی درامور افغانستان راهم مقصر دانسته سرزنش کنم! مثلا ،اعتراف پطریوس مبنی براینکه اداره نبود وبردالرتکیه کردیم واعتراف رابرت گیتس که کسانی رادرافغانستان با لاکشیدیم که نزد مردم این کشور منفور وبی عزت بودند ؛ همچنان این سخن نویشته شده درکتاب اوبامادرجنگ که میان حکومتی های کابل وطالبان فرقی نیست واین مسئله که ما سه هزار شغال را برای گرد آوری معلومات بکار انداختیم ؛ دال براین است که بارکج به منزل نمی رسد. این هم درشرایطی که ، پاکستان با کمک های مالی ونظامی امریکا علیه منافع آن درافغانستان مبارزه می کرد ومی کند!
اگر با نگاهی به قانون جنگل ، موقعیت شغال را درآن درنظر بگیرم ،معلوم می شود که بکاراندازی شغال ها دربرابر کفتار ها وکرگس ها درافغانستان ، سیاست نادرستی بود. البته ، نادرست ازدونگاه : نخست ، ادعای امریکا بر تحقق دموکراسی ، حقوق بشر وحکومت قانون وبازسازی اقتصادی ، با استخدام شغال ها وتباه کاری وغارتگریی کفتارها وکرگس ها ناممکن می باشد. زیراکه ، درافغانستان ، ازقبل کفتارها وکرگس ها بسیار تقویت شده بودند وبراندازیی آن ها توسط شغال ها خارج ازامکان بود ومی باشد.اگرچه کرزی ومعاونان ووزیران تکنوکراتش شغالانی خوبی بودند ، اما مهارکردن کفتارها وکرگس ها ازتوان آن ها بیرون بود. ازاین رو، با کفتارها وکرگس ها سازش کرده هم کمک های امریکا را دزدی کردند هم تروریستان را تقویت کردند هم تلاش های حکومت اوبا ما برای مهار تروریسم ودولت سازی وبازسازیی اقتصادی درافغانستان را ضرب صفرکردند! بله ، شاید عده ی خانه های لوکس کرزیی ها ومواد مخدرکاران وغاصبان زمین های دولت ومردم در شیرپور وچند سالون عروسی درکابل را دیده سخن ازبازسازی بگویند ، اما برای آن ها سرک های ویران کابل ، سیلوی ویران کابل، محیط زیست مرگبارکابل، کاخ ویران دارالامان وتونل دشوارگذرسالنگ را نماد نبود بازسازی گرفته برای ایشان بگویم که اشتباه می کنند! با درنظرداشت گفته های بالا، به صراحت گفته می توانم که حکومت اوباما درافغانستان دستاورد ندارد. اگرداشته باشد ، ناچیز می باشد!

Friday, 13 January 2017

نه برطالب حکیم مجاهد بلکه برتعیین کننده اش به حیث مشاورشورای نابکار صلح بتازید

بیست وچهارم جدی 1395
ابراهیم ورسجی
چند روزمی شود که سخنان طالب حکیم مجاهد درباره قتل دکترنجیب الله واستادربانی به خصوص دومی درصفحه فسبک واکنش خلق کرده وعده ی را مصروف کرده است. ازاین رو، به واکنش نشان دهنده ها می گویم که بر حکیم مجاهد نتازید وبر کسی یا کسانی بتازید که اورا مشاور شورای خنده آورصلخ ساخته اند! شورای مسخره ی که دستاوردش را درتقویت تروریسم وروبه زوال نهادن حکومت فاسد ونابکارغنی وعبدالله می بینیم!
بهرصورت، بهتراست که کمی به عقب برگشته اشاره ی به داستان مشترک کرزی وحکیم مجاهد ووزارت خارجه پاکستان بپردازم. درزمینه ، کتاب احمد رشید ، نویسنده ی پاکستانی زیرعنوان " فرورفتن درآشوب " را ورق بزنیید وبنگرید که درآن چه سخن ها آمده است؟ واقعیت این است که ، درصفحه های 13و14 آن کتاب ، نویشته شده است که کرزی می خواست نماینده طالبان درسازمان ملل مقرر شود وفرمان ملاعمررا گرفته به وزارت خارجه پاکستان رفت تا تایید آن را بگیرد. یعنی همه نماینده های طالبان دربیرون توسط وزارت خارجه پاکستان تایید وتعیین می شدند. زهی افغان بودن وپشتونستان خواهی کرزی، غنی ، احدی و...ازحامی های حکیم مجاهد وبرادرقلمداد کردن طالبان یا شاخه ریشوی ارتش پاکستان توسط آن ها وپشتونستان خواهی شان! بله ، شعارهای دیورند ناپذیری وپشتونستان خواهی این ها گوش فلک راکرده است! درزمینه ، من با روانشاد سید موسی شفیق ، اخیرین نخست وزیر حکومت ظاهر شاه هم نظرهستم که گفته بود:" افغانستان را قربانی پشتونستان نمی کنم"!
درباره نماینده طالبان مقررشدن کرزی درسازمان ملل ، ازاینکه قبلا حکیم مجاهد دراین وظیفه توسط وزارت خارجه پاکستان تعیین واعزام به نیوریارک شده بود، به کرزی توسط وزارت نامبرده گفته شد که این مقام پوراست ؛ وکرزی هم به خانه احمد رشید رفته وموضوع را به اوگفته واوهم آن رادرکتاب خود بازتاب داده است. بله، می دانم که سازمان ملل ، اداره ی جنگلی طالبان را نه پذیرفت ونماینده حکومت مجاهدین درآن نهاد بکارخود ادامه داد ؛ وحکیم مجاهد هم درنیویارک مصروف پرسه زدن به حیث نماینده ظاهری طالبان ودراصل نماینده آی اِس آی ماند وتا اخیرهم حسب فرمان آی اِس آی بکارخود ادامه داد.
بهرحال ،به آن عده دوستانم در صفحه فسبک که از فارسی زبان ها وهم تبارانم هم می باشند، می گویم که ازتوهین حکیم مجاهد به مرحوم استاد ربانی خشمگین نشوند! البته بدلیل های زیر:نخست ، بدانند که احمدشاه مسعود اول ازدرون با ند شورای نظاربا تطمیع بیرونی ها شهید ساخته شد تا جاده سازی شود برای رئیس جمهور شدن کرزی درزیر سایه های طیاره های بی 52 وقوای ناتو؛ دوم، استاد ربانی تروری شد تا حکومت ننگین کرزی تثبیت شود. درحالیکه استاد ربانی مانعی درسر راه تثبیت آن حکوممت سیاه کاروتباه کارنبود؛ سوم ، این ملافهیم کته شکم - تهی مغزوتیم بدکاره اش بودند که درتمام این بازی های کثیف همکارکرزی شدند وکرزی هم ستون پنجم پاکستان را در درون دستگاه دولت بدکاره ولرزان سا خت هم ملا حکیم مجاهد را به کابل آورده مشاور شورای نابکار صلح ساخت.درحقیقت ، کرزی که قبلا عضو طالبان بود ، جاده سازی برای بازگشت طالبان کرد ؛ وطالبان هم بیشترین قربانی را ازغیرپشتون ها به خصوص تاجیکان گرفتند ؛ ودرگام دوم ، ازپشتون ها هم قربانی گرفتند. قربانی گیری های که بدون شک ادامه خواهد یافت!
دراخیر، برای غیر پشتون ها به خصوص تا جیک ها می گویم که به مسایل زیر توجه کنند: نخست ، کرزی ، غنی ، احدی و... برتری قوم وقبیله خود را درحکومت می خواهند وطالبان هم چنان خواستی با شعار دین داریی بدوی- تروریست پرور دارند. پس ،فرقی میان کرزی ، غنی ، حکیم مجاهد واحدیی با صطلاح افغان ملت که در دوحه از طالبان برای کسب مسرت آی اِس آی عذرخواهی کرد ، وجود ندارد. بهرحال ، آن ها زمان را عوضی گرفته اند؛ دوم، شعارهای دموکراسی وحکومت قانون خواهی آن ها جزفریب کاری بویژه فریب دادن ومصروف کردن غیر پشتون ها، معنای دیگری ندارد! سوم ،به غنی ، کرزی ، احدی و... می گویم که اگر تنها به رویدادهای دردناک سه روزاخیر کابل وقندهار توجه کنند ،درک خواهند کرد که طالبان پشتون هستند امادرخد مت پاکستان برخلاف منافع مردم افغانستان. ازاین رو،کمک به تامین سلطه پاکستان درافغانستان می کنند نه اعاده ی سلطه ی بی دستارود قبلی پشتون ها. دربالا، تذکردادم که غنی، کرزی ، احدی و... زمان را عوضی گرفته اند. به این خاطرکه ، پشتون ها درافغانستان از32 در صد بیشتر نفوس ندارند واین 32 درصد را براساس مردم شماری دوره ی نورمحمد تره کی می گویم که نفوس پشتون ها را این اندازه برآورد کرده بود. وقتیکه امین دید که قومش 32 درصد می باشد، فرمود که به شمار یک ونیم لک کوچی یک صفر اضافه شود تا یک ونیم میلیون بالابروند وکمک به فی صدی بالای نفوس پشتون ها شود. زهی مسخره گی ! بله ،این واقعیت را محمد داود نیمه دیوانه هم می دانست، اما به شمارکوچی ها صفرنه افزود. یعنی ازامین کرده بی وجدان ترنبود! بله ، محمد داود پشتونستان خواهی را دراصل برای بیرون شدن ازحالت اقلیت براه انداخته بود که بیشتر بزیان پشتون های دوطرف دیورند تمام شد! وعدم توزیع تذکره / شناسنامه درپازده سال و13 روزگذشته هم فرار ازپذیرش اقلیت بودن درافغانستان چند قومی می باشد. بهرحال ، به پشتون خواهان می گویم که افغانستان وارد عصر نو شده وعصرنو هم بدون توزیع تذکره وروی آوردن به دوکراسی وحقوق بشر معنای ندارد! معلوم است که دراین عصر ، حکومت قانون زاده اراده اکثریت واحترام به حقوق اقلیت ها کار ساز است ، نه رفتن به گذشته ی نا شاد.

Friday, 30 December 2016

نگاهی به رویداد های مهم جهان درسال 2016

بخش سوم
ابراهیم ورسجی
دهم جدی 1395
دربخش نخست ودوم این نویشته ، رویداد های مهم افغانستان وخاورمیانه درسال رو به پایان میلادی به بررسی گرفته شدند ؛ ودراین بخش که بخش سوم وپا یانی می باشد ، رویداد های مهم جهان بطورعام به بررسی گرفته می شوند. همان گونه که دردوبخش قبلی گفته شد ، واقعا ،سال 2016 ، سال خوشا یندی نبود. با وجود نا خوشا یند یی سال یاد شده ، رویداد های مهم آن را به بررسی می گیرم؛ وخوب است که ازنیم کره غربی آغازبه نیم کره شرقی یعنی چین رسیده نویشته را پایان بدهم.
واقعیت این است که ، درنیم کره ی غربی یا جنوب قاره امریکا ، ائتلاف چپ ها وروحانیون پیرو الهیات رهای بخش مدت هاست که اربابی ولایت های متحده ی امریکا را به چالش گرفته ودیکتاتوران نظامی وابسته به آن را برکنار وحکومت های دموکراتیک با گرایش های سوسیالیستی را درجهت کاهش فقربه میدان سیاست وتاریخ آورده اند. امریکا که حکومت های نظامی طرفدارش درمنطقه مرخص شده بود ند ؛ بیکارنه نشسته ازطریق رسانه ها وبورژ وازیی بومی ورسانه های طرفدار گرایش های لیبرالی درجهت تضعیف چپ گرایی کارکرد.
دراین راستا ، دیده شد که راست ها باکودتای سیاسی دربرازیل ، خانم دیلمه روسیف ، رئیس جمهورچپ گرای آن کشوررا برکنارکردند . اما راست ها زود رنگ باختند. رنگ باختنی که زمینه سازی کرده است تا درانتخابات بعدی که سال آینده برگزارمی شود ،لولا دی سلوا ، رئیس جمهورقبل ازدیلمه روسیف ، با حتمال قوی به قدرت برگردد. درآرژانتین هم که راست ها به تضعیف چپ ها شتافته بودند، کارنامه روشنی ازخود به نمایش نه گذاشتند ودر وینزیویلا ، حکومت مادروی چپ گرا تلاش های راست ها را بی اثر ساخت.
درامریکای مرکزی ، معلوم است که حکومت های مافیای مانند حکومت جورج بوشی افغانستان بر قرار است ؛ ودر مکسیکو، مسئله دیوارسازیی مرزیی مستر دونالد ترامپ ، رئیس جمهورنومنتخب امریکا، رئیس جمهورآن کشوررا خشمگین وبیکاران آن را خوشحال کرده است که درصورت دیوارسازی کار پیدا می کنند. یعنی درمکسیکو، بیکاران مخالف حکومت خود وبه نفع مستر ترامپ موضع گرفته اند. درکوبا ، فیدل کاسترو بعد ازقریب 60 سال حضور درسیاست مرد وتاریخ ساخت ، ودرامریکا هم، 20 روزبعد ، باریاست جمهوری مستر ترامپ ، فصل نو آغازمی شود. ازاینکه مسترترامپ قرارداد های تجاری با کا نا دا ومکسیکورا بهوده خوانده وبه اتحادیه تجاری امریکا- اقیانوسیه نیزانتقاد کرده است، باعث رنجش دوستان قبلی امریکا شده است. جالب این است که ، قبل ازشروع فصل نو مسترترامپ، رئیس جمهوراوباما هم اسرائیل را خفه ساخت هم با بیرون کردن دیپلمات های روسی ، رابطه مسکو- واشنگتن را تیره ترساخت. برخلاف ، ولادی میر پوتین واکنش سخت نشان نداده اعلام کرد که دیپلمات های امریکای بکارخود درمسکو بطورعادی ادامه دهند. نرمش پوتین دربرابر رفتار سخت اوباما به این معنا می باشد که رابطه ترامپ با او ازگونه ی رابطه اوباما با اونمی باشد
همچنان ، رئیس جمهور اوبا ما در ماه های اخیرحکومتش زیردریای به آب های جنوب چین فرستاد که هم توسط آن کشور قید شد هم باعث سردی روابط واشنگتن- پکن شد. ازسوی دیگر، مسترترامپ با تلفون کردن به رئیس جمهور تایوان با عثب خرابی اعصاب رهبران چین شد. ازنظرانسانی ، درهمسایگی امریکا ، کانادا برخلاف اروپا ، ازمهاجرین سوریه پذیرای کرد که قابل ستایش می باشد. درحالیکه کانادا شماری زیادی مهاجرین سوریه را درسال 2016 پذیرفت . برخلاف، اروپا کمک به مهاجرین نکرده باعث غرق شدن شمارزیادی ازآن ها دردریای مد یترانه کرد.
همزمان با بی توجهی اروپا به مشکل مهاجرین که حقوق بشر خواهی آن را زیر سوال برد، برتانیه با برگزارکردن همه پرسی ازاتحادیه اروپا خارج شد. همچنان ، برتانیه رابطه ی سختی دربرابر روسیه اتخاذ کرد. ازاینکه برتانیه دراروپا تنها شده است، روسیه به موضع سخت آن نسبت به خود واکنش درخورتوجه نشان نداد. برتانیه دراخیر سال 2016 یک کارمهم دیگرهم کرد وآن اینکه با شرکت درگردهمای کشورهای جنوب خلیج فارس وعربستان درمنامه مرکز بحرین ، نشان داد که می خواهد خالیگاه امریکا را پُرکند. مثلا، وزارت خارجه برتانیه به امیران عرب گفت که قبلا هم با شما بودیم واکنون وبعدا هم خواهیم بود. یعنی بالای بادار کهنه کارتان حساب کنید ؛ وسیاست های غلط ایران هم کمک به برتانیه کرد تا به امارت های جنوب خلیج فارس وعربستان برگردد.
دررابطه به ایران هم ، رویداد مهم جهانی درسال 2016 این بود که درماه آوریل معاهده اتومی را با کشورهای پنج جمع یک ، یعنی پنج عضودائمی شورای امنیت وآلمان امضا کرد ومطابق آن روز26 ماه ژوئیه روز برچیدن تحریم ها علیه ایران تعیین شده بود که تاحدی عملی شده است. درحالیکه ، رابطه عرب ها با انگلیس گرمترمی شود؛ برعکس ، رابطه آن ها با ایران بخاطر بحران سوریه وعراق رو به وخامت گذاشته است. درآن سوی مرزهای ایران - عرب ، ترکیه قراردارد که هم ازامریکا رنجیده خاطر شده است هم سرسازش با روسیه نشان داده است ونقطه ی مرکزی سازش آن ها اعلام آتش بس درسوریه می باشد.
درحالیکه ، ایران متحد روسیه در سوریه می باشد. برعکس ، اشتیاق روسیه به ترکیه در مسئله آتش بس درسوریه آن هم در نبود ایران سوال برانگیز می باشد؟ معلوم است که ایران هم خیزش شیعی در عراق علیه داعش زیر فرماندهی سپاه قدس خود ساخته هم درسوریه با لشکر فاطمی خود جمع حزب الله لبنان مصروف نبرد علیه لشکر داعش - النصره برای نگهداری اسد در قدرت می باشد. بهرحال ، گمان من از توجه روسیه به ترکیه درمهاربحران سوریه این است که ترکیه هم عضو ناتومی باشد هم رابطه ی گرم با عربستان وامارت های جنوب خلیج فارس دارد هم میزبان چند میلیون مهاجر سوریه می باشد هم ازطریق جمعیت اخوان المسلمون / برادران مسلمان با تمام فعا لان سیاسی- مذهبی در کشورهای عربی در تماس نزدیک است. یعنی ترکیه رابطه ی خوب با همه میانه روان مسلمان در خاورمیانه دارد . برعکس ، ایران در خاورمیانه ازنظرمذهبی- سیاسی منزوی است. مثلا ، اگر ایران وضع سیاسی- اجتماعی ای عراق را به کمک امریکا تثبیت کرده نتوانست ، بدون شک ، حکومت اسد را هم با کمک روسیه نگهداشته نمی تواند ودرصورت رفتن اسد دست خالی از منطقه بیرون می شود. ازاین رو، روسیه ترجیح می دهد که در پیوند با آوردن صلح درسوریه با ترکیه رابطه خوب داشته با شد حتا با وجود خفه شدن ایران. دراین راستا ، قبل از شروع به نوشتن این مقاله ، دیدم که شبکه تلویزیونی سی بی سی کاناداد این خبررا گزارش داد که ترکیه از حزب الله لبنان خواسته است که خاک سوریه را ترک نماید. درواقع ،درخواست یاد شده به این معنا می باشد که سپاه قدس ایران هم با ید سوریه را ترک نماید. اگر این درخواست ترکیه از حزب الله همزمان با بستن مرزهای ترکیه بروی رفت وآمد تند روان وتروریستان مذهبی به سوریه وعراق شود ، بدون شک ،هم مورد قبول روسیه واقع می شود هم مورد قبول امریکا وعربستان ؛ ونتیجه این می شود که بعد ازیک دوره ی انتقالی اسد مرخص وسوریه هم به صلح می رسد هم به حکومت منتخب قابل قبول همه مردم آن کشور.
دراخیر این نویشته ، بهترمی دانم که کمی از فعالیت های انسانی کلیسای کاتولیک واعلامیه های بشر دوستانه ی سازمان ملل هم سخن بگویم. واقعیت این است که ، پاپ فرانسیس ، رهبرکنونی کاتولیک های جهان که یکی از وفاداران جنبش الهیات رهای بخش امریکا لاتین می باشد؛ بیشتر از پاپ های قبلی راجع به مسایل انسانی وفاجعه های ناشی از جنگ وتروریسم ومهاجرت ناشی ازآن سخن گفته ودر سال 2016 با سفر به یونان عده ی ازآواره های سوریه را به روم برد وپای یک آواره مسلمان را در روم بوسید وبه کشورهای اروپای توصیه کرد که دروازه های خود را بروی آوارگان جنگی باز کنند! درحالیکه ، پاپ رهبر کلیسای کاتولیک درسال 2016 تلاش های زیادی در جهت کاهش رنج آوارگان کرد؛ برخلاف ، برخی مولوی های شیعه ووهابی زیاد ازتکفیر یک دیگرشان سخن گفتند وشاگردان شان هم از افغانستان تا لیبیا ترور وخشونت زیاد کردند که قابل تاسف می باشد! ازبازتاب خدمات بشردوستانه کلیسای کاتولیک وتفرقه انگیزیی برخی ملاهای وهابی وشیعه که بگذرم، نوبت بازتاب اعلامیه های انسانی ای سازمان ملل می رسد. مثلا، کریستینا مدیرآژانس مبارزه با جرائم و مواد مخدر سازمان ملل متحد اعلام کرد که در سال 2016 ، قاچاق انسان بویژه قاچاق زنان وکودکان افزایش یافته است ؛ واین قاچاق ازکشورهای جنگ زده مانند عراق وسوریه بوده وبه معامله سود آوری برای قاچاق بران تبدیل شده است. دراین معامله ننگین ، معلوم است که زنان بسیار قربانی تجارت جنسی وکاراجباری شده اند! به گفته ی پولیس اتحادیه ی اروپا ، قاچاق بران ازهمین طریق درسال 2016 ، شش میلیارد یوروکمای کرده اند. بهر صورت ، ازاینکه مدیرآژانس مبارزه با جرائم ومواد مخدر سازمان ملل ، قاچاق انسان ها ازافغانستان را فراموش کرده است ، متاسفم !

Tuesday, 27 December 2016

نگاهی به رویداد های مهم جهان درسال 2016

بخش دوم ، خاورمیانه
ابراهیم ورسجی
هشتم جدی 1395
سال 2016 ، بد ترین سال برای ملت های خاورمیانه بود. ازاین رو ، بهتراست که اول تعریفی ازخاورمیانه بدهم ودوم به تشریح رویداد های مهم آن درسال روبه پایان میلادی بپردازم. معلوم است که ، خاورمیانه در بهترین تعریف ، منطقه ی که از شرق مد یترانه تا افغانستان را شامل می شود. منطقه ی دارای زبان ها ، فرهنگ ها ، قبایل ومذهب های گونه گون. اکنون که، خاورمیانه مشخص شد ؛ دراین نویشته ، رویداد های مهم آن را درسال 2016 به بررسی می گیرم. ازاینکه ، درخاورمیانه ، استبداد شاه وشیخ ونادان ومتفرق نگهداشته شدن مردم ها توسط آن ها تئوری توطئه را تنومند وبیان حقیقت را دشوار کرده است ؛ مسرت دارم که انفجار زاده ی فن آوری اطلاعاتی بیان وگسترش حقیقت را آسان ترکرده است. با وجود آن ، بنیاد گرای هم درحکومت هم در کناره ی آن وفرزند تباه کارشان ، یعنی تروریسم ، وضع دشواری خلق کرده است. وضعی که آینده اش مبهم است اما تاکنون همراه با مسخ گری حقیقت ها وکمک تئوری توطئه وکم دانشی ای مردم ها ادامه یافته است.
بهرحال برای من استفاده ازفن آوریی اطلاعاتی درجهت بیان واقعیت وحقیقت مهم است نه شاخ ودُم نشان دادن استبداد شاه وشیخ ریاکاروتهی مغز.ازاین رو ، رویداد های مهم خاورمیانه را به گونه ی بیان می کنم که در آن تئوری توطئه نقشی نداشته باشد. پس ، بهتراست که از رویداد های مهم مصر شروع کرده به سوی افغانستان رسیده نوشته را پایان دهم. معلوم است که درسال 2016 ، مصر شاهد رویداد های زیر بود: دوری گزیدن از عربستان درپیوند با بحران سوریه ،خود داری از اعدام رهبران جمعیت اخوان وبسنده کردن به حبس درازمدت آن ها درسیاست داخلی ودرسیاست خارجی ، سهم گرفتن در قطعنامه ی محکوم کردن اسرائیل دررابطه با سیاست شهرک سازی درمناطق فلسطین اشغالی. بله ، مصر درحالیکه معاهده کمپ دیوید را با اسرائیل امضاکرده است ؛باوجود آن ، به حیث عضو غیردائم شورای امنیت مشتی سختی به دهن اسرائیل کوبید!
بعد ازمصر ، معلوم است که عربستان بازی گر مهم در خاورمیانه می باشد. بازی گری که دستاوردی درسال جاری دریمن نداشت. با وجود آن ، به جنگ بی حاصل ادامه داد. افزون برآن ،درسوریه هم به کمک خود به مخالفان حکومت اسد وایران ادامه داد،اما نتیجه در خور نگرفت وباید نمی گرفت. به این خاطرکه ،در سوریه ، نیروی میانه رومذهبی مخالف حکومت اسد، جمعیت اخوان مسلمان بود که هم توسط عربستان هم توسط ایران هم توسط حکومت اسد تضعیف وبجایش تند روان مذهبی تقویت کرده شدند. تند روانیکه بد نامی شان کمک رساند به اسد وخامنه ی وحزب الله لبنان تا از سقوط حکومت دمشق که چیزی بهتر از داعش می باشد ، جلوگیری کنند. اگر چه عربستان در سوریه کم دستاورد ثابت شد،اما رقیبش یعنی حکومت ولی فقیه ایران هم در پاکسازی موصل از داعش زیر فرمان بارک اوباما موفق نه شد.
برای من ، جنگ سپاه قد س ایران ونیروی خیزش مردمی - شیعی- عراقی اش زیرچترهوای امریکا علیه داعش سنی درموصل که من آن را داعش شیعه می نامم ؛ازدونگاه مهم می باشد:نخست ،شعار ضد امریکای حکومت ولایت فقیه ؛ دوم ، موضع جنگی ای مشترکش همراه امریکا علیه داعش درموصل که بتاریخ 17 اکتوبر شروع وتاکنون ادامه دارد وموفق نه شد ه است که داعش را براندازد. جنگ علیه داعش درموصل ازاین نگاه هم مهم است که ائتلاف ایران وحکومت بغداد وهمراهی امریکا وعربستان با آن موفق نه شد که این شهر بد بخت را از تروریستان پاکسازی نماید. ازاین رو، بهتراست بگویم که تاثیر منفی شکست ایران دربراندازی داعش درموصل برابر است به تاثیرمنفی ای عدم موفقیت عربستان دریمن. بله ، باید ایران ادعاکند که درویرانی ورهای حلب از مخالفان اسد موفق شده است؛ اما به عرض همزبان های ایرانی ام برسانم که بمبارد های هوای روسیه کمک به ویرانی بیشتر ورهای ویرانه ی بنام حلب کرده است ؛ نه نقش سپاه قد س ایران وحزب الله لبنان.
درشمال عراق وسوریه هم ، حکومت ترکیه کمتریابیشترازایران وعربستان در بحران های هردوکشور دخیل می باشد. دخالتی که به مسئله کرد های ترکیه منوط است نه به مسئله داعش ومخالفان میانه رو وتند رو حکومت بشار اسد. ازاینکه امریکا با کرد های شمال عراق وکرد های شمال سوریه همنوای دارد، باعث رنجش خاطر اردوگان شده است ؛ واردوگان هم درظاهر یا درعمل تمایل به نزدیک شدن به روسیه نشان داده است. تمایلی که امریکا را نگران ساخته است. درحالیکه ترکیه با مسئله کرد های خود درگیر است وایران هم دنبال کمربند شیعه ازقم تا جنوب لبنان می باشد ؛ وداعش هم مانع درسرراهش درجهت تکمیل کمربند یاد شده .درچنان شرایطی ، اسرائیل هم بیکار نه نشسته هم درامور سوریه دست می زند هم درمناطق اشغالی فلسطین به شهرک سازی شدت بخشیده است که امریکا یاحامی بزرگش را هم افسرده کرده است.افسردگی که رای ممتنع خلاف خواست اسرائیل درمسئله شهرک سازی درشورای امنیت دوروزقبل نماد آن می باشد.
درشمال عراق وسوریه هم ، حکومت ترکیه کمتریابیشترازایران وعربستان در بحران های هردوکشور دخیل می باشد. دخالتی که به مسئله کرد های ترکیه منوط است نه به مسئله داعش ومخالفان میانه رو وتند رو حکومت بشار اسد. ازاینکه امریکا واروپا با کرد های شمال عراق وکرد های شمال سوریه همنوای دارند، باعث رنجش خاطر اردوگان شده است واردوگان هم درظاهر یا درعمل تمایل به نزدیک شدن به روسیه نشان داده است. تمایلی که امریکا ودیگراعضای ناتو را نگران ساخته است. درحالیکه ترکیه با مسئله کرد های خود درگیر است وایران هم دنبال کمربند شیعه ازقم تا جنوب لبنان می باشد وداعش هم مانع درسرراهش درجهت تکمیل کمربند یاد شده .درچنان شرایطی ، اسرائیل هم بیکار نه نشسته هم درامور سوریه ولبنان دست می زند هم درمناطق اشغالی فلسطین به شهرک سازی شدت بخشیده است که امریکا یاحامی بزرگش را هم افسرده خاطرکرده است. افسردگی که رای ممتنع امریکا برخلاف خواست اسرائیل درمحکوم کردن شهرک سازی های آن درمناطق اشغالی فلسطین درشورای امنیت دوروزقبل نماد آن می باشد.
دربخش شرقی خاورمیانه ، یعنی افغانستان ، همه می دانند که سال ها است که پاکستان مصروف صادرکردن تروریسم وکشتار مردم این کشورمی باشد. تروریسمی که اول پای امریکا وناتورا به افغانستان کشاند ودوم خود پاکستان را درکنارافغانستان درمانده ساخت.اگر اکنون پاکستان ازدرگاه امریکا نا امید شده است وبدرگاه پکن ومسکو روی آورده است، ناشی ازسیاست کمک کننده به تروریستان می باشد. ترورستانیکه هم دین هم دنیای مسلمان ها وغیرمسلمان ها را خراب کرده اند. درمهارتروریسم وتامین صلح، حکومت افغانستان که خیر مانع ها ودشواری ها تارسیدن به صلح وثبات زیاد دارد. برخلاف ، درماندگی سیاسی پاکستان وبادارعوض کردن هایش بسیارمهم می باشد. مثلا، ماه گذشته ، پاکستان به شرکت فرماندهان نظامی خودش ، چین ، افغانستان وتاجیکستان در دوشنبه به گردهمای رفت تانشا دهد که دنبال پالیسی برای مهارتروریسم می گردد ودیروز درمسکو درگردهمای کشورهای چین وروسیه شرکت کرده است تا باصطلاح به مهارتروریسم درافغانستان کمک نماید. جالب این است که ، کنفرانس مسکو بدون شرکت افغانستان برگزار شده است. زهی مسخره گی ! یعنی درنبود حکومت افغانستان تروریسم درآن مهارکرده می شود! این هم شد سیاست آن هم سیاست درجهت براندازی ومهارکردن تروریسم. پس ، ازپکن ومسکو می خواهم اجازه دهند برایشان بگویم که رشد تروریسم درافغانستان دوعامل دارد: نخست ، نابکاری حکومت افغانستان ؛ دوم، تروریسم صادراتی پاکستان به آن . ازاین رو، ازکنفرانس مخالف تروریسم درمسکو که دیروز به شرکت چین ، روسیه وپاکستان برگزارشد ، کمکی درجهت مهارتروریسم فراچنگ نمی شود. بله ، به نفع روسیه وچین است که مرکزهای تروریست پروری درخاک پاکستان علیه افغانستان وکشورهای آسیای مرکزی را بسته نمایند. درغیر آن ، خود را زحمت ندهند!

نگاهی به رویداد های مهم سال 2016 درجهان

بخش نخست ، افغانستان
ابراهیم ورسجی
هفتم جدی 1395
سال 2016 ، سال خوبی برای افغانستان نه بود! به این خاطرکه، دردو ماه وبیست روز اول سال گذشته که برا بر بود به موسم زمستان سال 1394 ، تروریسم پراکنده درکابل وبخش های دیگر افغانستان ادامه یافت ؛ وحکومت وحدت ملی یا ملی نما هم بهبودی دراداره وامنیت ووضع اقتصادیی آورده نه توانست. وقتیکه با 21 مارس 2016 ، موسم بهار سال 1395 شروع شد، جنگ های بهاری وتابستانی طالبان هم شروع وهم ادامه یافت. همچنان ، نیروهای دفاعی- امنیتی افغانستان با وجود ضعف فرماندهی - اداره وتدارکات که ناشی ازدزدی کردن نان وجیب خرچ های سربازان توسط مقام ها ی بالای دفاعی وامنیتی بود، به دفاع ادامه دادند. کاریکه قابل ستایش می باشد!
درحالیکه ، دفاع مردانه وار نیروهای دفاعی- امنیتی دربرابر تروریستان ادامه یافت ؛ متاسفانه ، نزاع های رئیس جمهور ورئیس اجرائیه درجهت تقسیم صندلی های مهم وکمترمهم حکومتی درمرکز وولایت ها نا امیدی وفروپاشید گی اداری وسیاسی را درپی داشت. ازهمه تاسف باراین که ، کشمکش رئیس جمهور ورئیس اجرائیه بخاطر صندلی گیری های باد آورده به پایان نرسیده بود که سه رویداد دیگر خود نمای کردند: نخست، برخی رهبر چه های جهادی این ادعا را بلند کردند که مجاهدین ازحکومت بیرون رانده می شوند؛ دوم، حکومت درمانده هم شورای احزاب جهادی ای خود از کته شکم های تهی مغزرا ساخت ؛ سوم ، نزاع های درون حکومتی ؛ طالبان وگروه حقانی را گستاخترساخت! ازسوی دیگر ، برای تقویت آن ها، فرماندهی ارتش پاکستان برای ملیشه های مرزیی آن کشورفرمان داد که در ولسوالی های مرزی ننگرهار بنام داعش به جنگ علیه مردم ونهاد های دولتی حتا طالبان بپردازند.
ازهمه خنده داراین که ، حکومت کابل ازنهایت بی عقلی وبی نظمی ، حملات ملیشه های مرزیی پاکستان را حملات داعش نام داد. درواقع نام دادن ملیشه های مرزی پاکستان به داعش هم درننگرهارهم درفراه وجنوبی؛ درواقع، خدمتی بود که حکومت کابل به نظامی های پاکستانی کرد. مثلا، نظامی های پاکستانی برای برخی طالبان زیر فرماندهی ملیشه های مرزی خود به این خاطرنام داعش داده بود ند تا طالبان را میانه رونمایش داده آن ها را بنام مذاکرت صلح شریک حکومت لرزان کابل نمایند ؛ وامریکا هم درشروع باورکرده بود که داعش خطرناکتر است وطالبان میانه روباید با حکومت کابل وارد مفاهمه وصلح شوند ودراین راستا گفت وگوهای چهارجانبه ، درکابل ، اسلام آباد ودوحه راه اندازی شد.برخی افراد ستون پنجم که درحکومت منحط کرزی وزیر ورئیس هم بودند ، دردوحه از طالبان عذر خواهی هم کردند! عذری بد ترازگناه! بهرحال ، ازاین که پاکستان دوگانه بازی می کرد، یعنی هم جنگ را درهلمند وکندز وبغلان داغ کرد هم ملیشه هایش درننگرهار به نیروهای افغانستان حمله کردند، هم امریکا هم حکومت کابل از مذاکرات چهارجانبه دلسرد شدند.
باتوجه به چرخش یاد شده دررفتار امریکا ورئیس حکومت لرزان کابل ، هند سیاست افغانی خود را داغ ترکرد. مثلا، وقتیکه بند سلما با شرکت نخست وزیر هند افتتاح شد ومودی نخست وزیر آن کشوربرای افتتاح ساختمان پارلمان که به کمک کشورش ساخته شده بود ،ازطریق نوار با مسترغنی گفت وگوی افتتاحی کرد وهمچنان مسترغنی به دهلی نو دعوت شد؛ مزید برآن ، معاهده ی چاه بهارمیان کابل ، تهران ودهلی امضاشد، حکومت ونظامی های پاکستانی عصبانی شده حمله بنام داعش درننگرهار وجنگ درکند ز، بغلان وهلمند را گسترش دادند وترورهای هم درکابل ، وردک ، کنرها، پکتیکا،لوگر، ارزگان ، فراه و...صورت گرفت. دراین راستا ، درماه اکتوبر- میزان ، طالبان به کمک ستون پنجم برای چند روزکند زراگرفتند ودربغلان هم پیشروی کردند، اما نیروهای دفاعی افغانستان مرکزکند ز را پس گرفته ودربغلان هم به طالبان تودهنی زدند.دربدخشان هم ، ازپیش رویی طالبان جلوگیری به عمل آمد.
درحالیکه طالبان درمرکزکند ز وبخشی ازبغلان وبدخشان مهارشده بودند ، دو رویداد خوب ویک رویداد بد درافغانستان رویداد: رویدادهای خوب ؛ سرکوب طالبان درهلمند وتوبیخ پاکستان درکنفرانس امرتسر درهند توسط نخست وزیر هند درکنفرانس قبل آسیا ؛ ورویداد ناخوشایند ، بروز اختلاف میان رئیس جمهورمسترغنی ومعاونش آقای ژنرال دوستم بود.اختلاف آقای دوستم با مسترغنی این گونه شروع شد که اولی ، دومی را به تمرکزقدرت وانحصارگری وقوم گرای ملامت کرد. ملامت کردنی که فکرمی شد مانند اختلاف عبد الله وغنی خامو ش می شود؛ برخلاف ، نه تنها خاموش نه شد بلکه گسترش هم یافت وحکومت لرزان غنی- عبدالله را لرزان ترکرد.
آری ! گمانه زنی مبنی براینکه اختلاف آقای دوستم ومسترغنی مانند اختلاف مستران : غنی وعبد الله بزودی حل می شود، ناشی ازاین ساده انگاری بود که درشناخت دوستم اشتباه شده بود. به این خاطرکه، آقای ژنرال دوستم به اصل غیر دموکراتیک بودن قانون اساسی جورج بوشی برای نگهداشت کرزی درارگ اشاره کرده بود. چون ملا فهیم وملا خلیلی درلبه دستارخان قانون اساسی تمرکزگرا زا نو زده کم یا زیاد نان وجیب خرچی گرفته روزگذ رانی کرده بودند وعبد الله هم که خود را بنام اصل 50 و50 درصدی چوکی ها دلخوش کرده بود وکاری کرده نتوانست وهمه چوگی ها را مسترغنی ازافراد نالایق قوم وقبیله ی خود پُرکرد، دیگران گمان کردند که آقای دوستم مانند : ملا فهیم ، ملا کریم وعبد الله می باشد وبزودی به سردستارخان قبیله زده برمی گردد.
برخلاف ، آقای ژنرال دوستم درموضع خود استوارماند وعلت استوارماندش هم دو دلیل زیر می باشد:نخست، غنی وتیمش به خصوص دومی نه تنها درسرکوب طالبان توسط آقای دوستم درفاریاب وجوزجان کمک نکردند بلکه او را به نسل کشی هم متهم کردند. یعنی آقای دوستم که در ولایت های نامبرده طالبان تروریست را سرکوب می کند درواقع نسل پشتون ها را بر می اندازد. مسئله ی که خنده آور می باشد! دوم، درغورماچ به جان آقای دوستم وهمراهانش حمله تروریستی صورت گرفت که موفق نبود ودوستم هم امنیتی های زیر ذقن مستر غنی را مسئول حمله تروریستی بجان خودش وهمراهانش معرفی کرد. معرفی کردنی که رابطه نفر اول ونفردوم را خراب ترساخت.
بعد ازروبه وخامت گذاشتن رابطه ی مستر غنی وآقای دوستم، اول مسترغنی اعلام کرد که مسئله حمله به آقای دوستم درغورماچ را بررسی می کند که نکرد. شاید بی علاقگی آقای دوستم به برخورد کمرنگ مسترغنی به موضوع باعث شده باشد که بررسی پشت معرکه انداخته شود. پیش وپس از بی اهمیت شدن مسئله یاد شده، سه مسئله ی دیگر توسط مسترغنی روی دست گرفته شد: نخست، شورای صلح مسترغنی گفت وگو های معامله گرانه را با حکمتیار شروع ومتن معاهده دوطرفه هم امضا کرده شد؛ دوم، مسترغنی همان گونه گفت وگوها را با آقای نور سرپرست ولایت بلخ ورئیس اجرائی جمعیت اسلامی تکه پاره را هم گرم کرد ؛ سوم، بخش امنیتی ریاست جمهوری وداد ستانی اش مسئله اتهام احمد ایشچی به آقای دوستم را داغتر کردند. امریکا هم که مسئله را مهم گرفته بود، ارزیابی ادعای ایشچی را دراختیارخود گرفت، اما معلوم نشد که ادعای مدعی درست است یانه ؟ روشن است که ، دراختیار امریکا رفتن بررسی ادعای ایشچی علیه آقای دوستم توهین به غنی وعبد الله هم می باشد. به این معناکه ، بررسی ای یک ادعای دروغ یاراست علیه یک مقام حکومتی را هم با ید امریکا دراختیاربگیرد!
بهرحال ، بررسی دوسیه ایشچی به دا د ستانی داده شد وداد ستانی هم آقای دوستم را جلب کرد ودفتر او هم درخواست داد ستانی را بهوده نامید! ازاین رو، به صراحت می توانم بگویم که دست اندازیی امریکا دردوسیه ایشچی وبی اهمیت گرفته شدن درخواست داد ستانی توسط دفتر آقای دوستم چیزی بنام آبرو برای حکومت غنی وعبدالله باقی نگذاشته است. حکومتی که به باورخودش کمیته های انتخاباتی وبررسی های تخطی های انتخاباتی را تعیین کرده وادعا کرده است که انتخابات هم برگزارمی کند. انتخاباتی که درنبود تذکره نزد مردم، کشمکش رئیس جمهور ومعاون اولش وبهوده شدن مقام رئیس اجرائیه نزد قومندانک های جمعیت تکه پاره شده و... بسیارخنده آور به نظرمی رسد! بله ، طالبان هم نهایت کوشش خود را کردند ومی کنند تا ازشارید گی ای حکومت درنتیجه نزاع های درونی بهره برداری کنند وتاحدی هم کرده اند! دراخیر، به رئیس جمهوروتیم جاهل وباصطلاح تکنوکراتش وطرف های معامله اش چه جهادی نما ها وچه آقای دوستم وچه طالبان ، می گویم که افغانستان را به سوی بحران وآشوبی می برند که خود شان معلوم است که درمهارآن بی چاره هستند، حتا حامیان بیرونی شان هم بی چاره هستند وبی چاره تر خواهند شد! بله، یک راه بیرون رفت ازبحران وجود دارد وآن اینکه به یک اداره انتقالی نه مانند اداره انتقالی کرزی نادان بلکه یک اداره انتقالی متشکل ازکارفهمان درجهت برگزاری انتخابات تن دهند .درغیرآن ، خودشان وحکومت شان غرق وافغانستان را تباه می کنند!