Saturday, 19 May 2018

زنان افغانستان ؛ هنوزهم از رهای ازخشونت های خانواد گی ، فاصله زیاد دارند

ابراهیم ورسجی
بیست ونهم ماه ثور1397
این تحلیل ؛ درپیوند به گزارش طولانی زیرعنوان :" رهای ازخشونت ؛ دو دهه تلاش وپا یداری زنان افغانستان "، نشر شده درسا یت توانا ، ارایه شده است. ازاین که درصفحه فسبکم پخش شده است، بهتردانستم که درسایت اند یشه هم پخش شود، تا دوستان ازآن مستفید شوند. ازجنگ امریکا وانگلیس علیه تروریسم طالبانی دست ساخت خود شان بتاریخ هفتم اکتوبر 2001 تاکنون،هم وعده ها برای بهبود یی وضع زنان داده شد هم کاری درزمینه صورت نگرفت.علت کاری درجهت بهبود یی زنان به خصوص کاهش خشونت های خانواد گی برآن ها صورت نگرفتن این بود ومی با شد که امریکا وانگلیس ، طالبان ریشورا روانه ای پاکستان کرد ند وطالبان دریشی پوش را بنام تکنوکرات درکابل به قدرت رسانید ند! اگرچه امریکا وانگلیس بسیار شعارداد ند که سیاست شان به نفع زنان تمام شده است،اما من به حیث نویسنده و45 سال شاهد رخ داد های افغانستان وبرخاسته ازده وتماشاگرخشونت های خانوا د گی برزنان ازده پدری ام تا تالقان مرکزولایت وتخاروشاگرد در دانشگاه کابل درسال 1357 خورشیدی وومهاجر درپاکستان وشاهد وضع نکبت بارزنان درکمپ های آواره گان درآن کشور، با ارایه ای دلیل های زیاد می گویم که کاری درجهت کاهش خشونت علیه زنان نکرده اند وباید نمی کردند! به این خاطرکه، خود شان طالبان زن ستیزراساختند وطرفدارپاکسازی آن ها درجهت بهبود وضع زنان وتامین امنیت درافغانستان نبود ند و نمی با شند!
دراین باره که طالبان را امریکا وانگلیس با تمویل عربستان سا ختند ورهبری آن ها را به ارتش جنایت کارپاکستان سپرد ند، دلیل های زیررا ارایه می کنم:نخست،احمد رشید نویسنده ای پاکستانی درکتاب خود" طالبان"، نوشته است که سی آی ای ، سازمان اطلاعات مرکزی امریکا معاش ماهوار حکومت طالبان درکابل را پرداخت می کرد؛ دوم،ابوالحسن بنی صدر ، اولین رئیس جمهورایران که اکنون مقیم پاریس می باشد، درماه اکتوبر سال 2017 ، با شورای فرهنگی دانشگاه هاروارد امریکا گفت وگو داشت. من که ترجمه آن گفت وگورا به فارسی درگویا خبرخواندم متعجب شدم! به این خاطرکه، بی نظیربوتو نخست وزیرقبلی پاکستان درسال 2001 درگفت وگو با لوموند دیپلماتیک فرانسه، گفته بود که طالبان را انگلیس وامریکا ساختند وتمویل شان را عربستان وپیاده کاری آن ها را ارتش پاکستان بدوش گرفت. جالب این است که ، دردوره حکومت طالبان برکابل،کلنتن رئیس جمهور امریکا بود ومن درخاطرات او که اکنون سرمیزم می باشد، سخنی درباره توحش طالبان نمی بینم. به این معنا که هیچ مصیبتی برزنان درافغانستان صورت نگرفته بود. بلی،ازاینکه سرنوشت طالبان وزن ستیزی شان زیرنظر سیا صورت گرفته ومی گیرد،باید کلنتن خاموش باشد!
بهرحال، جورج بوش وتونی بلیر ،طالبان دست ساخت سازمان های امنیتی شان را بدون اینکه بینی شان را خون کرده باشند، روانه پاکستان کردند تا برای پروژه های بعدی بکارگرفته شوند.افزون برآن، طالبان دریشی پوش را ازتبارطالبان ریشو بنام تکنوکرات به افغانستان حاکم ساختند وفریب کاری هم کرد ند که وضع زنان را بهبود می بخشند. بلی، یک زن ان جی او کاررا رئیس کمیسیون مسخره حقوق بشر ساختند ویک زن درمانده دیگررا وزیرامورزنان ساختند وشوراهای ملاها وصلح را هم پُر ازملاهای طرفدارطالبان ساختند وشعارها هم داد ند که درجهت بهبود وضع زنان کارهم می کنند. دراین راستا، روزپنجم ماه آوریل 2017، جان ساپکو / بررسی کننده کمک های غارت شده ای امریکا برای دولت سازی وبازسازی صورت نگرفته درافغانستان ، دردانشگاه آتوا درکا نا دا، سخنرانی داشت. درسخرانی خود ، گفت که کشورش کمک درجهت بهود وضع زنان کرده است! ازاین رو،دربخش سوال وجواب، من که سوالی نداشتم، سخنرانی وسیاست غلط افغانی امریکا درافغانستان را مستد ل بیان کردم ودرضمن گفتم که هیچ کاری برای کاهش خشونت علیه زنان درکشورزاد گاهم صورت نگرفته است. درپا یان سخنرانی من، آقای ساپکو اعتراف کرد که کمک های کشورش برای بهبود وضع زنان، توسط چند زن دلال غارت شده است وبا ابرازسپاس ازمن، بررسی های که ازسال 2012 تا فوریه 2017 راجع به تلف شدن کمک های امریکا درافغانستان کرده بود ودرسه جلد تهیه شده بود را به من داد ونشست پایا یان یافت. بنا برآن ، به زنان آگاه ودلسوز افغانستان می گویم که توقعی به خارجی ها درجهت آوردن بهبود درزند گی شان درافغانستان ندا شته با شند وتنها به مبارزه با امکا نات درونی اتکا کنند. شا یان ذکراست که، سنت های کهنه قبایلی خود را زیرسایه دین پنهان کرده مانع بهبود وضع زنان می شوند. پس ، باید مبارزه روشنگرانه کرد ؛ نه توقع ازدیگران.

Friday, 18 May 2018

سیاست های نامردمی حکومت های مسلمان ها ؛ باعث دوام کشتارفلسطینی ها توسط اسرائیل شده است

ابراهیم ورسجی
بیست ونهم ماه ثور1397
این تحلیل ؛ درپیوند به گزارشی زیر عنوان: " استنبول: اسلامی تعاون تنظیم کا هنگامی اجلاس، اسرائیلی جارحیت کی مذ مت"، نشرشده درسایت اردوی روزنامه جنگ، بتاریخ نزدهم ماه مه / بیست ونهم ماه ثور، ارایه شده است. ازاینکه درصفحه فسبکم پخش شده است ، لازم دانستم که درسایت اند یشه هم پخش شود تا دوستان ازآن مستفید شوند. سران کشورهای اسلامی ؛ با برگزاری گردهمای کنفرانس سازمان همکاری های اسلامی درشهراستا نبول درترکیه وابرازهمکاری وهمد ردی با فلسطینی ها وسرزنش تروریسم اسرائیل علیه مردم فلسطین ؛ کاری خوبی کرده اند! معلوم است که ، گردهمای سران کشورهای اسلامی به دعوت آقای رجب طیب اردوگان ، رئیس جمهور ترکیه صورت گرفته است. ازاین رو، هم ازرئیس جهمورترکیه هم ازدیگرسران کشورهای مسلمان بخاطرگرد همای استا نبول به حمایت ازفلسطینی ها ، ستایش هم به آن ها پیشنهاد زیررا پیش کش می نمایم: نخست، سران کشورهای اسلامی با ید بدا نند که مسلمان ها درسیاست جهان سهمی ندارند. مثلا،چهارعضودائمی شورای امنیت سازمان ملل ، یعنی امریکا، انگلیس ، فرانسه وروسیه ،مسیحی ، وچین هم که مذهب های: لائوتیسو، کانفیوشس وبودای خود را دارد. بد بختانه، یک میلیارد وشش صد میلیون مسلمان درشورای امنیت سازمان ملل حضورندارند ودرمجمع عمومی آن سازمان هم دیگران به سخنان آن ها اهمیت نمی دهند! ازاین رو،امریکا با حمایت ازاسرائیل ، فلسطینی ها را سرکوب وعرب ها را توهین می کند. دوم،اختلاف ها ورقابت های بهوده ای درونی ودرمیانی ای کشورهای مسلمان، تمام توان وقوت آن ها را تضعیف کرده ومی کند.معلوم است. وقتیکه،کشورهای مسلمان با رقابت های احمقانه درفکربربادی خود هستند نه دفاع ازمسلمان ها به خصوص فلسطینی ها دربرابراسرائیل. اسرائیل و میانمارجرئت پیدا کرده اند تا مسلمان ها را بکوبند. به گونه ای که درفلسطین وولایت رخین درمیان ماردیده می شود.
درباره تباه کاریی مسلمان ها علیه یک دیگر، به بازتاب پنج نمونه بسنده می کنم: نخست، همه ای آگاهان مسلمان می دانند که صدام حسین با یک حماقت بزرگ به جنگ علیه ایران دست زد ؛ وخمینی هشت سال آن جنگ را احمقانه ترادامه داد ویک ونیم میلیون مسلمان های عرب وایرانی را شهید وزخمی کرد وبیشتر از200 میلیارد دالر بدو کشورمسلمان زیان رسانید! دوم، پاکستان چهل سال می شود که مصروف تباه کاری وصادرکردن تروریسم به افغانستان می باشد. سوم، ایران آخوندی ورقیبش عربستان وهابی، مصروف تباه کاری درخاورمیانه می باشند.ازآن هم ترسناک اینکه ، خامنه ای رهبر حکومت آخوندی ایران درسال 2003، کمک به جورج بوش وتونی بلیر، رئیس جمهور امریکا ونخست وزیر بریتا نیا دربراندازی حکومت صدام حسین وویرانی ای عراق وایجاد داعش وتباهی موصل دومین شهربزرگ سنی نشین عراق بعد ازبغداد کرد. خوب شد که درانتخابات چهارروزقبل عراق، مولوی مقتدا صدر وحزب کمونیست عراق وچند گروه دیگر دست بدست هم داده گروه های دست نشانده ایران آخوندی را پشت معرکه انداخته اند. چهارم، رجب طیب اردوگان رئیس جمهور ترکیه هم با عبدالله اوجالان رهبر زندانی کرد ها معاهده امضا کرده هم آن معاهده را نقض هم به جنگ کرد ها به سوی سوریه شنافته است. پنچم، درمصر،معلوم است که ارتش آن کشور سالانه 12 صد میلیون دالر ازامریکا کمک برای جنگ نکردن با اسرائیل وسکوت کردن در مسئله ای فلسطین می گیرد. ازاین رو، اسرائیل گستاخ ترشده هم درمناطق اشغالی فلسطین برای یهودی ها خانه سازی می کند هم فلسطینی ها را می کوبد هم غزه را به بزرگترین زندان بی بام تبدیل کرده است! بطورنمونه، غزه چهل کیلومتر طول وده کیلومترعرض ودومیلیون باشنده دارد که اکثریت آن ها ازمناطق اشغال شده توسط اسرائیل به این زندان بی بام پنهاه آورده اند.اسف ناک اینکه ،مصر برابر با اسرائیل درادامه زندان بی بامی بنام غزه نقش بازی کرده ومی کند!

Thursday, 17 May 2018

نگاهی بدو انتخا بات دردوکشورمسلمان : مصر ومالیزی

ابراهیم ورسجی
بیست وهفتم ماه ثور1397
این تحلیل ، درپیوند به گزارشی زیرعنوان :" پلیس مالیزی محل های متعلق به نخست وزیر سابق مالیزی را بازرسی کرد"، نشر شده درسایت فارسی بی بی سی ، بتاریخ 27 ماه ثور، ارایه شده است. ازاین که درصفحه فسبکم پخش شده است، لازم دانستم که درسایت اند یشه هم پخش شود تا دوستان ازآن مستفید شوند! درهفته اول ماه حمل ، انتخا بات ننگین ریاست جمهوری درکشورمصر ودرهفته ای جاری انتخا بات آزاد پارلمانی درکشورمالیزی برگزار شد. دو انتخا باتی که اولی مایه شرمساری برای دموکراسی نما ها ونظامی ها درکشورمصرودومی مایه فخر برای دموکراسی خواهان به ویژه دکترمهاتیرمحمد درکشورمالیزی می باشد. بهرحال ، همه ی آگاهان جهان اسلام می دانند که هگل ، کارل مارکس وانگلس ، ازاستبداد شرقی سخن گفته بود ند. مطابق تعریف هرسه شخصیت فرهیخته ای جهان اند یشه وفرهنگ وفلسفه وسیاست، استبداد شرقی به این معنا می باشد که درآن :" تنها فرمان روا آزاد است وفرمان بران یا مرد مان همه برده های او می باشند. ازاینکه کشورمالیزی با رسیدن به استقلال ازاستعمار انگلیس درسال 1957 ، هم استعمارهم استبداد را مهارکرده بود. دکترمهاتیرمحمد از1980 تا 2003، آن کشوررا هم صنعتی هم دموکراتیک ساخت ووقتیکه دید نخست وزیرنجیب رزاق فساد را درکشورش گسترش داده است، به عمر92 سا لگی به سیاست برگشته هم صدای اصلاحات را بلند کرد هم دموکراسی اصیل را دوباره برگشتاند هم به صراحت گفت که درمدت دول ، انورابراهیم را نخست وزیرمنتخب مردم ساخته ازسیاست کنارمی رود.
برخلاف، درمصر که تاریخ مستعمره گی مانند ما لیزی ندارد وزمانی بخشی ازامپراتوری عثمانی بود وبا مرگ آن درسال 1917 خود کشورمستقل شد. متاسفانه ، مستقل شد اما آزاد نشد. یعنی اززیر سلطه ترک ها بیرون اما به آزادی های فردی نایل نشد که عامل عمده آن پاد شاهان فاسد وخود کامه ونامرد می ویا استبداد شرقی آن ها بود. ازاینکه مردم مصر ازپاد شاهی ملک فاروق مفسد ومستبد ناراض شده بود ند، درسال 1952 ، سرهنگ ناصر با کودتای بدون خون ریزی وشعار آزادی ودموکراسی به قدرت رسید. مردم مصر که فریب شعارهای توخالی ناصر را خورده بود ند ، بزودی گرفتاری استبداد شرقی وکشتارهای شد ند که وادارشان کرد به ملک فاروق درود نثارکنند. بهرحال، ناصر درحمله 1967 اسرائیل برمصرروحا مرد ودرسال 1970 جسمن رفت توی گورستان تاریخ. با توجه استبداد جنایت کارناصر،نجیب محفوظ ادیب جایزه صلح نوبل گرفته مصری، ازعصر فراعنه تا سادات ،همه زمام داران مصررا محاکمه وبه جز تمس فرعون هزاره قبل ازمیلاد،دیگران به شمول ناصررا روانه دوزخ کرد.
اگرچه نجیب محفوظ همه زمام داران مصردردوهزارسال گذ شته به شمول ناصررا روانه دوزخ کرد،اما سادات کشته شد ومبارک را مصری ها بسیارمسخره مرخص کرد ند ومحمد مرسی را درسال 2012 رئیس جمهور خود انتخا ب کرد ند. ازاینکه مرسی هم اخوانی بود هم رئیس جمهورمنتخب مردم ، به ذهن ارتشی های گروگان گیرنده مصر برای 60 سال، اسرائیل ، امریکا وعربستان خوش نیامد.ازاین رو، درسال 2013، با کودتای ژنرال فتاح سیسی روانه زندان شد. خنده داراینکه ، سیسی کودتا چی دو انتخا بات ریاست جمهوری درسال های 2014 و2018 برگزارکرد که دومی ماه گذشته بدون رقیب وزیرنظرارتش برگزارشد. مسخره اینکه ،درهردوانتخا بات ، ریاست جمهوریی سیسی نه از صندوق های رای های مردم بلکه از اداره پولیس واداره ارتش بیرون کرده شد! ازاین رو، به صراحت می گویم که زنده باد دموکراسی ومرده باد استبداد شرقی وسرفرازباد دکترمهاتیرمحمد وسرافگنده باد فتاح سیسی ودیگرژنرال های جنایت کارمصری که درفکر حمایت ازفلسطینی ها دربرابر صهیونیسم نیستند ودرفکر غارت مصری ها وسلب آزادی آن ها بودند ومی باشند!

Friday, 11 May 2018

آقای کدیور،بهتراست که به نقد خرافات بپردازید؛ نه به توجیه ، یا دفاع ازآن

ابراهیم ورسجی
بیست یکم ماه ثور1397
این تحلیل ؛ درپیوند به مقاله آقای محسن کد یور به عنوان:" نماد تقوی، فقه سنتی، مخالفت با انقلاب،انکارولایت فقیه "، نشرشده درسایت ملی- مذهبی ،بتاریخ 19 بهمن / حوت 1396، ارایه شده است.ازاین نگاه که به فقه رابطه دارد ومن نظرخاص درباره ای فقه درشرایط کنونی ای مسلمان ها دارم ودرصفحه فسبکم پخش شده است ، بهتردانستم که درسایت اند یشه هم پخش شود تا دوستان ازآن مستفید شوند! مقاله طولانی آقای کدیور را که برای دفاع ازیک آخوند فقه خرافات زده ای شیعه نوشته است را مطالعه کردم؛ ازاین رو، لازم می دانم که به نقد آن بپردازم. به نقد آن به این خاطرکه ،همه فقه ها به خصوص فقه شیعه 12 امامی چیزی برای توجیه ودفاع ندارد.ازاین لحاظ که، هیچ پایه درقرآن واحادیث صحیح ندارد وبیشترمتکی براوهام ، تقدیس سازی وخرافات می باشد. مثلا،درقرآن ،آیه ای برای دفاع ازتقدیس علی وفرزندانش بنام ائمه معصومین واطهاروجود ندارد. افزون برآن، جعفرورضا ازمعاش خوران حکومت عباسی بودند وازنظرعلم ودانش هم مطالب قابل توجهی ارایه کرده نتوانستند. قبل ازآن ها، جنبش معتزله جنبشی بود درجهت رهاکردن اسلام ازبدویت عربی اموی وعباسی.ازاینکه مادرمامون خلیفه عباسی هراتی بود،اورویه خوبی با معتزلی هانشان داد وجانشین او به سرکوب آن ها شتافت وکمک کرد به برآمدن حنبلی ها.حنبلی ها نه تنها علیه معتزله ،بلکه با نعمان بن ثثابت بن مرزبان ، پایه گذارفقه حنفی هم پنجه نرم کردند اما با تکفیر.می دانم که تکفیرآن ها نتوانست ازمحبوبیت مذهب عقلانی ابوحنیفه بکاهد.
ازاین رو،برنامه ای ریخته شد که حکومتی ساختن ابویوسف ومحمد شیبانی ،شاگردان ابوحنیفه بود وکشتن او درزندان توسط خلیفه ومقید کردن فقه او درقالب مذهب های مالکی وشافعی.به این خاطرکه،ابوحنیفه هم حامی معتزلی ها هم حامی پایه گذارفقه زیدی هم بود هم مذهبش ستمگریی حکومت را برنمی تافت.ازاین رو، فقه زیدیه را 60 درصد حنفی می دانم.درباره فقه جعفری می توانم بگویم که پیش ازصفویه نقلی وغیرعقلی بود که با افزون غیبت امام موهومی به آن خرافات برنقلی گری اش برتری یافت.متاسفانه، صفوی ها به کمک ملاهای لبنانی خود آن راچنان خرافاتی ساختند که دفاع ازآن ضیاع وقت می باشد.ازسوی دیگر،تحمیل ولایت فقیه به آن توسط خمینی واین سخن حمینی که دولت ولای می تواند توحید برای تحکیم حکومت تعطیل نماید وجنایت های حکومت ولای در39 سال گذشته علیه مردمان ایران ومنطقه؛ فکرنمی کنم که چیزی برای توجیه یا دفاع ازفقه ولای باقی مانده باشد.
بنا برآن ، ازآقای کدیورمی خواهم که اگردغدغه دین داری دارد،به مسایل زیرتوجه نماید:نخست، به قرآن بپردازد؛ دوم، کوشش درجهت تحقق یک سکولاریسم انسانی برای رهای اسلام ازشرولایت فقیه وحکومت قبایلی عربستان و... نماید. دررابطه به اصل نخست،باید بگویم که کدیوری فقه شیعه زده ومن سنی زیان دیده ازجهاد دروغین وتروریسم طالبان افغان دست ساخت نظامی ها وملاهای پاکستانی، تنها درقرآن وتفسیرنو ازآن کنارهم قرارگرفته مبارزه می کنیم.دررابطه به بازگشت به قرآن، دونمونه ارایه می کنم: روش عقلانی- فقهی ابوحنیفه و تاکید محمد عبده بربازگشت به قرآن وتفسیرنو ازآن.ازاینکه آقای کدیوردرامریکا تشریف دارند،خوب می شود اگراسلام،اسلام ومدرنیسم وموضوعات بنیادی قرآن ،نوشته های دکترفصل الرحمن استاد سابق دانشگاه شیکاگورا مطالعه نمایند.دررابطه به سکولاریسم انسانی،باید بگویم که وضع فاجعه بارکنونی جهان اسلام که دستاورد استبداد شاهی وشیخی می باشد؛تنها با وارد شدن مسلمان ها به عصرسکولار، یا آزادی خرد،عقیده واراده میسرمی شود. درواقع، درهمین آزادی عقیده است که اسلام دوباره برگشته فقه های سلطانی به خصوص فقه امام زمانی وعقل ستیز شیعه را پشت معرکه می اندازد.

Friday, 4 May 2018

نگاه مثبت نخبگان افغانستان نسبت به ایران درست است ،اما نسبت به کارکرد آخوندیسم درست نمی باشد

ابراهیم ورسجی
چهاردهم ماه ثور1397
این تحلیل ؛ درپیوند به مقاله ای زیرعنوان:" نخبگان افغانستان درباره ایران چه فکرمی کنند؟" نوشته سردارمحمد رحیمی، نشرشده درسایت فارسی بی بی سی ؛ بتاریخ چهاردهم ماه اردبهشت / ثور، ارایه شده است. ازاین که درصفحه فسبکم پخش شده است، بهتردانستم که درسایت اند یشه هم پخش شود ، تا دوستان ازآن مستفید شوند! آن نخبگان افغانستان که دررابطه به ایران نگاه مثبت دارند یا نگاه مثبت تبارز داده اند ؛ ساده اندیش می باشند! اگرملائیزم ایران تمرکزبه این کند که آوارگان افغانستانی را دردوران اشغال افغانستان توسط ارتش سرخ پناه داده یا اکنون کارگران وآوارگان این کشوردرخاکش حضوردارند، مایه فخرفروشی آن شده نمی تواند. من ؛ اگرچه خود را نخبه نمی دانم ، اما هم درایران زندگی کرده ام هم راجع به آن آگاهی دارم هم شاهد سهم گیریی حکومت آخوندی ایران درویران کردن کابل درجهت منافع پاکستان بودم. مثلا،مزاری رهبر حزب وحد ت ازدوستان بسیارنزدیک من بود وکوشش داشتم که میان او وفرمانده مسعود پیوند زده مانع جنگ هزاره های حزب وحدت با دولت مجاهدین شوم. بیاد دارم که ماه سنبله / شهریور71 بود ومن رئیس بخش بین بین المللی دولت مجاهدین بودم ودکترولایتی وزیرخارجه حکومت آخوندی به کابل آمد ودرملاقات او با پروفیسورربانی به حساب کاراداره ام حضورداشتم. فرمانده مسعود درآن روزدرکابل نبود وولایتی گمان کرد که او عمدا ازملاقات با اودوری گزیده است؛درحالیکه مسئله آن گونه نبود.
متاسفانه، فردای آن روزکه مزاری ر ا دیدم ، دریافتم که آماده همراهی با دولت مجاهدین نیست. معلوم بود که ولایتی اورا تشویق به دوری ازاستاد ربانی ونزدیکی با حکمتیارکرده بود. فرجام همکاری مزاری با حکمتیار این بود که دومی ازچارآسیاب گریخت واولی را طالبان بعد ازمعامله ای منافقانه شهید ساختند. جالب این بود که ، پیش ازکشته شدن مزاری توسط طالبان، سفیرایران به ریاست جمهوری آمد وخواستارتامین رابطه با مزاری برای رساندن پیام رفسنجانی به او برای پیوستنش به دولت مجا هدین بود. کوشش های که درآن روزصورت گرفت،منجربه تامین رابطه ورساندن پیام رفسنجانی به مزاری نشد وسرانجام سرنوشت نا شاد دومی رادیدیم. وقتیکه فردای آن روز،وقتیکه با فرمانده مسعود درچاریکا گفت وگو داشتم به او گفتم که سفیرایران آمده بود تا پیام رفسنجانی را به مزرای برای پیوستنش به دولت مجاهدین برساند که نشد. فرمانده مسعود گفت که:" مزاری وقت توسط خلیلی به آی اِس آی فروخته شده است"!
بهرحال،سیاست ایران دررابطه به افغانستان نه آن روزدرست بود ونه امروزدرست می باشد. دراین بخش نوشته،باید توضیح دهم که من به حیث یک نویسنده وتحلیل سیاسی گرفارسی زبان با ایران مشکلی ندارم .البته بخاطرتاریخ،فرهنگ وزبان مشترک،اما باحکومت آخوندی کنونی ایران مشکل دارم حتا آن را ازنظرماهیت ایرانی نمی دانم ودلیل های زیادی هم برای ایرانی نبودن آن دارم. مثلا، آخوند های مصادره کننده ای انقلاب دموکراتیک مردم ایران ، عرب های شیعه ای جنوب لبنان می باشند که توسط صفوی های جنایت کار بعد ازشهید ساختن نیم میلیون ایرانی بدلیل سنی بودن آورده شدند تا شیعه صفوی را به مردم تحمیل کنند وتحمیل هم کردند. برای لبنانی بودن آخوندیسم حاکم برایران،دونمونه ارایه می کنم:نخست،حکومت آخوندی هفتاد میلیارد دالربرای نگهداری حکومت وحشی بشار اسد ازفرقه علوی درسوریه که هفت درصد نفوس آن کشور را تشکیل می دهد هزینه کرده است اما برای آبادانی هزاره جات درفلب افغانستان یک میلیون دالرهم مصرف نکرده است؛ دوم،طالبان افغان وپاکستانی قتل های زیادی ازهزاره های شیعه ای کویته دربلوچستان پاکستان کرده اند ومی کنند؛اما ولایت فقیه توجهی به حیات آن ها نکرد. به این خاطرکه، لبنانی نمی باشند.افزون برآن، اکنون اسنادی وجود دارد که حکومت آخوندی به طالبان افغان کمک می کند وماه گذ شته نواری ملاقات خامنه ای با ملاعمرکه درسال 1390 صورت گرفته بود رسانه ای شد.بنا برآن ، ازفرهنگیان افغانستان حتا ازشیعه های آن می خواهم که فریب شعارهای توخالی آخوند یسم ایران را نخورند. بلی،به آخوندیسم ایران همین امتیازرامی دهم که خراب کاری اش درافغانستان کمتر ازخراب کاریی پاکستان می باشد.

Tuesday, 1 May 2018

برخورد ضد انسانی رژیم ولایت فقیه با مهند س امیرانتظام ؛ درتاریخ بشر،سابقه ندارد

ابراهیم ورسجی
یازدهم ثور1397
این تحلیل ؛ درپیوند به گزارش یا مقاله ای به عنوان:" امیرانتظام ،سمبل ایستادگی دربرابر جریان ضد ملی"، نشرشده درسایت ملی - مذهبی ارایه شده است. شا یان یاد آوری می دانم که، به این گونه مقاله ها یا گزارش ها به این خاطرتحلیل می کنم که ریا کاری سیاسی درلباس دین بسیاربه مسلمان ها به ویژه مسلمان های افغانستان زیان رسانده است! یعنی می خواهم چهره ریاکا ران سیاسی ابزارکننده ای دین را تا حدی که ممکن است معرفی کنم. بد بختانه، این گونه چهره های مزوردرافغانستان زیاد هم هستند! من که یک شخص فارسی زبان افغانستانی وشهروند کانادا می باشم ؛ روزی که روان شاد بازرگان ازریاست دولت موقت استعفی داد وروزی که به خمینی گفت که درپاریس سخنانی گفتید واکنون مخالف آن ها عمل می کنید،وخمینی گفت که خدعه کردم ، درتهران بودم وازبرخورد غیرانسانی که حکومت ولایت فقیه با مهندس امیرانتظام کرده است آگاهی کامل دارم. مثلا، حکومت ولایت فقیه یک مسلمان را 39 سال یا برابربه عمرخود زندانی نگهداشته است که ازهرنگاه قابل سرزنش می باشد! به این خاطرکه،اسلام این گونه برخورد را با مسلمان ونامسلمان جایزنمی داند.بهرحال، شاید برخی دوستان فسبکی ام نظرمرا تایید نکنند. بهرحال ، برای آن ها می گویم هم دینی وهم فرهنگی ایجاب می کند که چنین نظری را ارایه نکنم. مثلا،اگرچه درپاکستان مهاجربودم ، هم اخبارایران را پیگیری می کردم هم هرسال برای گرفتن کتاب های تازه ترجمه ونوشته شده به ایران می رفتم.البته که بعد ازآموختن زبان هندی بادبیره فارسی بنام اردو وتقویت زبان انگلیسی وداشجوی علوم سیاسی شدن دردانشگاه پنجاب درلاهور وفارغ شدن ازآن ،کتاب فارسی نخواندم یا بسیارکم خوانده ام ودردولت مجاهدین هم که رئیس روابط بین المللی وشهردارکابل بودم؛ باوجود مصروفیت ها درآن وقت واکنون که ازافغانستان دورهستم،مسایل ایران را مانند زادگاهم پیگیری می کنم وعلت آن هم همزبانی وهمفرهنگی ام با ایرانی ها می باشد.ازاین رو،همه رخ داد های تلخ افغانستان،پاکستان وایران وتباه کاری ملاهای شیعه وسنی وطالبان دست پرورده شان را پیگیری ومی فهمم.
پیش ازتباه کاری های جهادی ها،آخوند ها وطالبان،بتاریخ اسلام یا پسوند وپیشوند اسلامی دادن بتاریخ باورنداشتم وندارم،به این خاطرکه،بعد ازرحلت پیامبر تاریخ اسلامی نداریم وتاریخ مسلمان ها را داریم ودرتاریخ مسلمان ها هم،کارنامه های آخوندیسم ایران،جهادی های افغانستان وطالبان تروریست افغان ودست کاری آن ها توسط نظامی ها وملاهای پاکستانی و...را بخوبی می دانم وازآن ها نفرت دارم ونفرتم باعث شده است که کتاب"اسلام وسکولاریسم" را نوشته طرفدار جدای دین ازسیاست شوم.شایان ذکراست که ، دومسئله باعث شد که منِ مبارزمسلمان وفعال فرهنگی علیه اشغال کشورم توسط ارتش سرخ،باورمند به جدای دین ازسیاست شوم:نخست، برخوردی ناجوان مردانه ای که آخوندیسم با امیرانتظام،مهندس بازرگان،وبنی صدر کرد.سخنرانی مهندس معین فردرپارلمان آخوندیسم بدفاع ازبنی صدرعلیه مخالفان اورا بیاد دارم.همچنان،برخوردی زشتی که درهمان پارلمان با بازرگان شد وگریه وناله ای علی گلزاده ای غفوری راهم فراموش نمی کنم.برای اینکه سخنانم طولانی نشود،به بازرگان وغفوری روح شان شاد گفته وبه آقای امیرانتظام بخاطرایستادگی ورنج وزندانی طولانی بودش هزاران سلام می فرستم.دراخیر،به خامنه ای ودیگرآخوند هامی گویم که به ابوبکر،عمر وعثمان که دشنام شان می دهید،هزاران کریدیت می دهم.به این خاطرکه،زندانی سیاسی- عقیدتی نداشتند.علی هم که به حیث یک سیاست مدار ناپخته درآتشی که بی لیاقتی سیاسی عثمان افروخته بود سوخت! بهرحال،برای سرزنش هرچه بیشتر شما آخوند های شیعه ای صفوی ،معاویه وعمروابن عاص ،دوفرد منفورتاریخ سیاسی مسلمان ها رابرشماوامام تان ترجیح می دهم!div dir="ltr" style="text-align: left;" trbidi="on">

Sunday, 29 April 2018

مقایسه سیاسی ایران وافغانستان معاصر؛ توجیه علمی وجامعه شناختی ندارد

ابراهیم ورسجی
دهم ثور1397
این تحلیل درپیوند به مقاله یک نویسنده ای ایرانی بدون نام به عنوان :" قیاس سیاسی ایران وافغانستان معاصر"، نشر شده درسایت عصرنو بتاریخ ششم اردبهشت / ثور1397، ارایه شده است.ازاین که نویسنده درمقاله خود به مقایسه سیاسی ایران وافغانستان پرداخته ودرآن کمبودی ها زیاد می بینم،لازم دانستم که به نقد آن بپردازم. معلوم است که، درمقاله ،غیر ازمقایسه سیاسی ایران وافغانستان معاصر، به مقایسه درباره کشورهای زیادی پرداخته شده است.ازمقایسه اش دریافتم که درباره فهم مدرنیته ومدرنیسم مشکل دارد. پس، باید درزمینه توضیح داده وارد بخش دیگر آن شوم. مدرنیته، تبدیل جهان بینی وطرزفکر یک جامعه می باشد که مدرنیسم درپی آن می آید. رخ دادی که دراروپای غربی رخ داده است ودرادامه آن اول دولت های مستبد- نوگرای مدرنیست وبعدا انقلاب صنعتی ،بورژوازی ،جامعه مدنی واحزاب سیاسی نمودارشده آن جامعه ها را به دولت- ملت مدرن متحول کرده اند. شایان ذکراست که ، دولت های مستبد - مدرنیست درپایان جنگ های مذهبی درسال 1648 پس از قرارداد ویست فالی بوجود آمدند.
درکشورهای مانند ترکیه،ایران ، مصر ودیگرکشورهای خاورمیانه،مدرنیسم ناقص آورده شده است بدون اینکه خبری ازمدرنیته درمیان باشد. مدرنیسم هم با ایجاد زیرساخت ها وایجاد ارتش های مجهز با سلاح های نسبتا مدرن وکودتاهای نظامی وتقویت استبداد نظامی ازگونه مصر ودیگرکشورهای عربی وپاکستان وتاحدی ایران همراه بود. درافغانستان،نظام قبایلی زاده سیاست استعماریی هند بریتانیا حکومت می کرد که با محواستعمارانگلیس وظهورپاکستان بدامن شوروی افتاد وشوروی هم برای آن زیرساخت های اقتصادی نیمه کاره وارتش دربدل گازوموقعیت جغرافیای اش ساخت. ارتشی که کودتا ها کرد وکودتاهایش پیاده شدن ارتش سرخ وجهاد را بدنبال داشت که کابل را ویران کرد. درادامه ویرانی کابل،انگلیس وامریکا ،طالبان را ایجاد وبه ارتش پاکستان امرکردند که این گروه را با تمویل عربستان درافغانستان مسلط سازد.البته با جنگ علیه فارسی زبان ها که زبان وفرهنگ شان براین کشورسلطه داد وبرسیاست آن قبایل پشتون به کمک استعمارها حکومت داشتند ودارند. بهرحال،خوب شد که خود امریکا بنام جنگ علیه تروریسم آمد ودرباتلاقی افتاد که قبلا شوروی افتاده بود.ازاین رو،نه درافغانستان حکومت است ونه جمهوری اسلامی وقانون اساسی جورج بوشی آن ها ورق پاره ای بیش نیست. بنا برآن، مقایسه آن با ایران آخوندی منطقی نمی باشد.
درباره جمهوری اسلامی ایران که ازآغاز تاکنون می شناسمش،باید بگویم که آیت الله خمینی وآیت الله خامنه ای ، حکومتی را براین کشوری تا حدی مدرنیزه شده توسط رضا شاه ها تحمیل کردند که حتا ازحکومت مسخره زاده ناتو درافغانستان هم عقب مانده تراست. بنابراین،اگربخواهم آن را بادیگرنظام های سیاسی مقایسه کنم،مجبورهستم که به 1494 به فلورانس درایتالیا بروم. به این خاطرکه،درسال یاد شده ، فرانسه به فلورانس علیه حکومت خاندان مدیچی حمله وزمینه سازی کرد به تشکیل جمهوری مذهبی توسط ملا ساونا رولا/ ملای منتقد پاپ وقت. تاریخ فلورانس نشان می دهد که ساونا رولا از1494 تا 1498 برآن شهر مانند خامنه ای وملا عمر حکومت کرد وسرانجام حکومتش توسط پاپ الیکساندر ششم سرنگون وخودش طعه ای حریق شد. درسطح خاورمیانه هم ، ملاساونارولای ایران به جنگ وهابیت عربستان رفته است. جنگی که موصل را درعراق وتمام سوریه را ویران ودرحال ویران کردن یمن می باشد. بنابرآن،جمهوری اسلامی وحکومت اسلامی عربستان ،خاورمیانه را وارد جنگ های مذهبی 30 ساله ای اروپای پیشا مدرن از1618 تا 1648، کرده اند. جنگی های که امکان قرارداد وستفالی وپایان آن هم وجود ندارد. ازاین رو،نویسنده این مقاله هم در مقایسه سیاسی افغانستان وایران اشتباه کرده است هم دربررسی مقایسوی دیگرکشورها ودرباره مدرنیته ومدرنیسم هم داوری او بی پایه می باشد. واقعیت این است که،درکشورهای مسلمان استبداد شرقی یعنی بی اختیاری مردم وهمه کاره بودن حاکمان درمیان است. ازاین رو،کاربرد دولت - ملت ومدرنیته ومدرنیسم درباره آن ها بحث پادرهوامی باشد!