Tuesday, 16 January 2018

بلشویسم دین ستیز در روسیه مرد ، اما دنباله روان آن متوفا درایران، به دین ستیزی ادامه می دهند

ابراهیم ورسجی
بیست هفتم ماه جدی 1396
این تحلیل دررابطه به رسااله ای توهین آمیز زیرعنوان : " درنگ های درباره "رساله سه شیاد، موسی، مسیح -محمد" تهیه شده توسط حمید مجوی، پخش شده درسایت هفته، ازایه شده است. ازاینکه درصفحه فسبکم پخش شده است، لازم دانستم که دروبلاک اندیشه هم پخش شود تا دوستان آن را خوانده مستفید شوند! بعد ازفروپاشی کمونیسم دین ستیزاستالینی ، بسیاری گرایش ها درجهان سرعقل آمدند مگردرمانده های مانند حمید مجوی ،نوسنده ای همین متن توهین آمیزبه عنوان:" سه شیاد".ازاین رو،لازم می دانم که درباره ای آن ابرازنظرنمایم. درشروع ابرازنظر، به نوسنده یا نوسنده های این متن نفرت انگیزمی گویم که اگرزبان انگلیسی را صحیح نمی دانید ،به واژه شناسی های انگلیسی وفارسی، مراجعه کرده معنای مدرنیته را دریابید. بلی،پیش ازمراجعه او ورفقایش به کتاب های واژه شناسی ،بدومسئله اشاره می کنم:نخست، مدرنیته ؛ دوم،اندیشه پیشگامان نهضت روشنگری ونظرشان درباره دین ها. دررابطه به اصل نخست،به این بسنده می کنم که مدرنیته ، کثرت گرای واحترام متقابل همه گرایش ها نسبت باهم دیگرمی باشد. دررابطه به اصل دوم یا نهضت روشنگری ونظرپیشگامان آن درباره دین ها، باید بگویم که اندیشه ای سیاسی مدرن با ماکیاولی ونهضت اصلاح دینی با لوترشروع شد ودرواقع هردو پایه ای جهان مدرن راریختند. درنوشته های ماکیاولی سخنی علیه پاپ وکلیسا جزاشاره خفیف به جدای کلیسا ازحکومت یافت نمی شود ولوترهم که باپایه گذاری نهضت اصلاح مذهبی وآغازگرعصرسکولارشد. درادامه ای اندیشه ورزی ماکیاولی ولوتربود که ، هابز، لاک، اسپینوزا، روسو، منتسکیو، دید رو ودالامبربه میدان آمده کمک به ظهورانقلاب کبیرفرانسه کردند.انقلاب کبیرفرانسه هم شروع کشور- ملت وهویت یابی انسان به حیث فرد خود مختارمی باشد. جالب این است که ، درانقلاب کبیرفرانسه، روحانیان مسیحی همگام با روشنفکران بودند.
همچنان، انسان گرایان درحالیکه کوشش درجهت قطع رابطه انسان ها با آسمان کرد ند؛ اما هرگز توهین به پایه گذاران ادیان حتا کلیسای کاتولیک رومی نکردند. درمیان پیشگامان روشنگری، ژان ژاک روسو که توسط روحانیان تکفیرشده بود، به آن ها گفت که:" تکفیرنکنید اما ثابت کنید که خود تان مسیحی می باشید." نظراسپینوزا هم درباره دین ها بسیارمحترمانه می باشد. برخلاف، تنها ولتر ازواژه های بی ادبانه درباره پیامبران استفاده کرده است. جالب این است که، کارل مارکس نقد دین را خطرناکترین نقد نامیده ونظرهگل هم درباره دین بی ادبانه نیست.برتراندراسل بدون اینکه توهین به مسیح کند ، گفته است که به خدا ایمان ندارد. دین اسلام هم برای ملحدان کیفری تعیین نکرده است. بهرحال، ازاینکه ملحدان ایرانی ازجمله تهیه کننده های همین متن بسیارپاازگلیم خود بیرون کرده اند، برای آن ها می گویم که درسال 1358 درتهران بودم ودیدم که نورالدین کیانوری به نفع آیت الله خمینی علیه مهندس بازرگان بنام لیبرال مبارزه کرد ودرواقع کمک به پایه گرفتن آخوندیسم کرد.آخوندیسمی که بدکاری هایش شمارا دین ستیز، نه آخوند ستیزکرده است.
ازاین رو، با جرئت بدفاع ازموسی، عیسی ومحمد می پردازم که احمقانه به توهین آن ها پرداخته اید. خوب است.ازموسی شروع می کنم. کدام انسان خرد مند است که مبارزه فرعون درجهت نابودی قوم یهود را تایید ومبارزه موسی بدفاع ازقوم خودش را تایید نکند. من که کتاب" اسلام وسکولاریسم" را نوشته ام؛ یک استدلال قوی برای جدای دین ودولت ازحرکت موسی آورده ام وآن اینکه فرعون را غرق کرد وبجای گرفتن تاج وتخت او به صحرای سینارفت وثابت کرد که مسئولیت پیامبر حکومت کردن نیست.همچنان، به توهین کننده پیامبران می گویم که سریا ل یوسف را که هنرمندان غیرآخوندی ایران ساخته اند؛ تماشا کنند تادریابند که او یک سوسیالیست انسانی ومومن به خدا می باشد.همچنان، مسیح که سی سال عمرکرد نه وسیاست کرد نه جنگ کرد وتنها گفت وگورا تشویق کرد.اینکه پاپ ها هزارسال بنام امپراتوری مقدس روم جنایت کرد ند؛ چه ارتباط به مسیح دارد؟ درباره محمد ، به این مرد یا مردان توهین کننده می گویم که او دواصل را درقرآن درپیوند به سیاست پیش کش کرده است: عدالت وشورا.اینکه بعد ازمرگ او بنام خلافت چه کرده شد، من محمد را بی ارتباطه به آن می دانم.همچنان، محمد با رسیدن به مدینه یک قرارداد چهل یا پنجاه ماده ای با قبایل اوس وخزرج وقبایل یهود ومسیحی بنام قرارداد مدینه امضاکرد.من درقراردا نامبرده بهترین نمونه کثرت گرای وفدرالیسم امروزی را می بینم.افزون برآن، همه جنگ ها علیه محمد درمدینه توسط قبایل اشرافی مکه صورت گرفت. یعنی جنگ های هم که محمد کرده است همه دفاعی بودند نه تهاجمی.ازهمه مهم اینکه ، محمد مکه را بدون جنگ گرفت ونه اینکه انتقام گیری نکرد بلکه این فرمان را داد که همه را عفو کرده ام وهرکسی که به خانه ابوسفیان برود امن تراست.ابوسفیان که آن فرمان راشنیید، به زن خود ویا خورنده جگرحمزه کاکای محمد گفت که غلط کردیم وهردوشان نزد محمد رفته مسلمان شدند.دراخیر،به دین ستیزان بلشویکی- ایرانی می گویم که ازآدم تا خاتم یا محمد ،پیامبران خدا یک برمیلیون کشتارهای رفیق پل پت شما را نکرده اند.ازاین رو، به نفع تان می دانم که علیه توحش نظام سرمایداری وکاهش فقردرجهان مبارزه نمائید نه اینکه دین ستیزی احمقانه کرده کمک به توحش لبرال دموکراسی وتروریسم مذهبی دست ساخت آن نمائید!

Monday, 15 January 2018

استفاده ابزاری امریکا ازحقوق بشر؛ به اعتبارآن درجهان ضربه زده است

ابراهیم ورسجی
بیست وششم جدی 1396
این تبصره درپیوند با مقاله ای زیراین عنوان :" جایگاه حقوق بشردرریالیسم امپریالیستی" که نوسنده ای آن بریان کوک می باشد، پخش شده درسایت هفته ارایه شده بود.ازاینکه درصفحه فسبک بنده پخش شده است، بهتردانستم تا دروبلاک اند یشه هم پخش شود تا دوستان مستفید شوند! استفاده ابزاری امریکا ازحقوق بشردربرابر شوروی وبعد ازآن دربرابر حکومت های شریر؛ به اعتبار آن درجهان ضربه زده وبازی دوگانه آن را فاش کرده است. وقتیکه بازی امریکا با حقوق بشررا باحمایت آن ازحکومت های مستبد ازقاهره تا پاکستان وازآنجا تا فیلیپن جمع کنم، نتیجه ای که بدست می آید گسترش تروریسم وآشوب ازافغانستان تالیبیا وقوت گرفتن داعش درجنوب فیلیپین می باشد. جای تاسف این است که ، دراین بازی دوگانه ، بهره برداری ازاسلام گرای وتضعیف مسلمان های میانه روکمک به پیدایش تند روی وتروریسم مذهبی درکشورهای مسلمان کرده است. مثلا، درافغانستان دوره اشغال ارتش سرخ ، به حیث یک مهاجروفعال فرهنگی درپاکستان، شاهد بودم که امریکا بیشترین کمک را ازطریق پاکستان به حکمتیارکرد. وقتیکه شوروی فروپاشید،امریکا فرصت طلبانه عقب نشینی وافغانستان را بدست ارتش پاکستان سپرد تا کابل را توسط حکمتیار ودیگرفرمانده ها جهادی- ملیشگی ویران کند. وقتیکه ارتش پاکستان نتوانست استاد ربانی وفرمانده مسعود را که ازمیانه روی مذهبی نمایندگی می کردند ازکابل ویران شده بیرون نماید، طالبان والقاعده را به مشوره ای انگلیس وتایید امریکا وتمویل عربستان وامارات متحده عربی ساخت. طالبان والقاعده هم زمینه سازی برای اشغال افغانستان توسط امریکاکردند.اشغالیکه نتیجه ی آن به نفع پاکستان نبود. ازاین رو، باجذب کمک مالی امریکا به حیث عضو کمپ مبارزه علیه تروریسم وکمک عربستان، طالبان والقاعده را بازسازی وبه جنگ ناتو به افغانستان صادرکرد.
جالب این است که ، بخاطربازی دوگانه امریکا درافغانستان ،این ذهنیت درآن کشورپیداشده است که سی آی ای طالبان ریشو را به پاکستان اعزام وطالبان دریشی پوش را بنام تکنوکرات درکابل حاکم ساخته است.ازسوی دیگر، وقتیکه امریکا پیش ازنظام سازی درافغانستان درماه آوریل 2003 به اشغال عراق پرداخت،پاکستان مطمئن شد که بادارش دردولت سازی درافغانستان جدی نیست وعربستان ، امارات متحده ومصرهم که ازسپردن عراق پسا صدام حسین به شیعه های طرفداررژیم آخوندی ایران ناراحت شده بود ند،کمک به داعش کرد ند. ازهمه ترسناک این که ، خشونت شیعه های عراقی طرفدارشیعه گری ایران علیه عرب های سنی زمینه سازی برای ایجاد داعش درمیان عرب های سنی عراق کرد.ازهمه خنده داراینکه ،سپاه قدس ایران بجای جنگ درجهت آزادی قدس ، زیرفرمان نیروی هوای امریکا علیه داعش درعراق جنگید ودرعین دادن شعارهای نه شرقی ونه غربی، به کمک ارتش روسیه علیه داعش درسوریه برای بقای حکومت وحشی بشار اسد رزمید ومی رزمد.ازاین رو، می توانم بگویم که امریکای مدافع حقوق بشروحکومت آخوندی ایران برای تامین منافع خود دست به هرعمل مخالف حقوق بشرمی زنند. یعنی امریکا وحکومت های شریرمخالف وموافق آن متفقا علیه حقوق بشرفعالیت می کنند! مثلا،رائی دادن مصری ها به محمد مرسی، کاندید اخوان المسلمون درماه جون 2012 ، وکمک امریکا ، عربستان واسرائیل درسرنگونی حکومت منتخب او توسط ژنرال سیسی درماه ژوئیه 2013، وتوحش عربستان وایران علیه مردم یمن وسکوت امریکا یا کمک سیاسی آن به ریاض، نشان داد که منافع سیاسی امریکا برتری دارد بر حقوق بشرودموکراسی ودیگرارزش های انسانی.افزو برآن،کمک دوام دارامریکابه اسرائیل علیه حقوق ملی- تاریخی- بشریی فلسطینی ها،نشانگراین است که سیاست های آن کشورمخالف حقوق بشربود،می باشد وخواهد بود!

Friday, 12 January 2018

شاه درجهت بهبود وضع زنان عربستان تلاش می کند وشیخ درجهت بد بختی زنان ایران پرسه می زند

ابراهیم ورسجی
بیست و سوم جدی 1396
این تحلیل مختصردررابطه به یک گزارش راجع به عربستان زیراین عنوان :" روزتاریخی زنان عربستان ؛ آن ها وارد استدیوم ورزشی شدند"؛ بازتاب یافته درسایت فارسی بی بی سی ارایه شده است.ازاین که، درصفحه فسبکم پخش شده است، بهتردانستم دروبلاک اند یشه هم پخش شود تا دوستان ازآن مستفید شوند! ازوقتیکه مدرنیسم وارد شهرها درکشورهای مسلمان شد،سران قبایل وملاها که درمناطق بیرون شهری نفوذ تاریخی- فرهنگی- خرافاتی داشتند ودومی نان خوراولی بود، متفقا دربرابر آن ایستادند. ازاینکه درشهر ها رهبران سیاسی اغلبا نوکر استعمارغرب وغرب هم زادگاه مدرنیسم بود،خواسته وناخواسته جنبه های مادی مدرنیسم را که به نفع شان بود پذیرفتند. معلوم است که ، مدرنیسم رخنه کرده درشهرها آهسته آهسته روانه ای روستاها شد وزیرپای بزرگان قبایل وملاهای نان خورشان را داغ ترکرد. ازاینکه بزرگان قبایل سردرآخورشاهان وملایان سردرآخورآن ها داشتند،ایستادگی شان دربرابر مدرنیسم لنگ شد. لنگی ای که خود را درعربستان به نمایش گذاشته است. مثلا، همین که زنان عربستان ازسنت های قبایلی وملای بیرون شدند ووارد ستدیوم های ورزشی ، کسب حق راننده گی و...می شوند، نشان می دهد که سران قبایل وملاها دربرابر مبارزه زنان عربستان وکوشش های نوخواهانه شاه زانو زده اند. به سخن دیگر، سنت دربرابر مدرنیسم درعربستان درحال خم شدن یا کناررفتن می باشد.
برخلاف ،وضع زنان درایران وارونه ای وضع زنان درعربستان می باشد. به این معناکه، ملا ها درایران شاه ورئیس های قبیله ها وروشنفکران را فریب کارانه ازمیدان بیرون کرده وخود شان بر خرمراد سوارشده بیشترین انتقام را اززنان گرفته ومی گیرند. ازاین رو، بهتراست که موفقیت زنان درعربستان وتنگناهای زنان ایران را کمی بررسی نمایم "تا سیه روی شود هرکی دراو غش باشد"! روشن است که ، نگاهی به عقب جنگ مدرنیسم وسنت را درجامعه ای مسلمانی نمایان می کند. ازاین رو، ناگزیر مزاحم بحث مذهب ومدرنیسم یاسنت ومدرنیسم می شوم. البته که مذهب دراین بحث مجزا ازخرافات وجزمی گری نمی باشد. مثلا، نگاهی به مذاهب جعفری وحنبلی که نماد آن ها اکنون درایران شیعه صفوی ودرعربستان وهابیت می باشد؛ نشان می دهد که شیعه صفوی بسیار خرافاتی گری ووهابیت عربستان بسیار عقل گریزی ازخود نشان داده است. نتیجه خرافات زده گی ای شیعه صفوی درایران فربه شدن ملا گری وعقب زدن مدرنیسم پهلوی توسط ملایان تاریخ زده ودشمنی با حقوق زنان وحقوق بشرمی باشد. جالب این است که ، دردوره پهلوی ها، عربستان درعصر بوق بود.عصری که در آن بحث ازحقوق زنان قبل ازوقت می نمود. وارونه ای آن ، ایران گام های بلند درجهت مدرنیسم وبهبود وضع زنان برداشته بود.برعکس، اگنون ، آخوند ها ایران را به قرون وسطی برده اند وزنان را اسیرکرده اند وعربستان ازحالت قبایلی بیرون شده وباشتاب به سوی جهان مدرن روان است.

Tuesday, 9 January 2018

درافغانستان ، الفاظ به فحشا کشیده شده اند

ابراهیم ورسجی
بیستم جدی 1396
درسده ی گذ شته ، آلبرکامو گفته بود که :" الفاظ به فحشا کشیده شده اند! اکنون که استفاده نا درست از الفاظ برای به فحشا کشیدن آن ها را فراوان درافغانستان می بینم ، بیا دم همین سخن نغز آلبرکامو می آید. درحالیکه فکرمی کنم کامو بسیاردرست سخن گفته بود، اما با ستایش ازسخن نغزاو، این مطلب را می نویسم که درجامعه زمان او آن قدر الفاظ به فحشا کشیده نشده بود که درافغانستان امروز به فحشا کشیده شده اند! مثلا، نگاه ژرف به رسا نه های حکومتی وغیرحکومتی درافغانستان بیندازید تا دریابید که چگونه بر الفاظ بی چاره ناروای می شود. نا روای که ازروی آگاهی ونا آگاهی الفاظ را به فحشا کشیده ومی کّشد.
وقتیکه ازبه فحشا کشیده شدن الفاظ درافغانستان سخن گفته می گویم ، بهتراست که نمونه آوری نمایم تا مردم به خصوص آگاهان به عمق مظلومیت الفاظ متوجه شوند. درباره نمونه آوردن ، اگرچه الفاظ زیاد است ، اما به الفاظ زیرکه هم ماهیت دینی هم ماهیت اجتماعی- سیاسی وحقوقی دارند اشاره می نمایم: جهاد ، شریعت ، عالم ، طالب ، حکومت دینی ،شورای علما ، شورای صلح ،فتوا، وبرادری دینی. این ها که اغلبا ماهیت دینی دارند وبرخی شان کاربرد حقوقی وسیاسی هم دارند. درباره الفاظ حقوقی - سیاسی ،قانون وحکومت قانون ،شاهی مشروطه، جمهوریت،جمهوری دموکراتیک، جمهوری اسلامی، پارلمان ،احزاب سیاسی ، جا معه ای مد نی ، دموکراسی ، انتخابات ، روزنامه ، مجله ،تحلیل سیاسی ،وچند تای دیگرمی توانند افاده مطلب کنند.
درباره الفاظ یاد شده ،ازجنبه ای دینی وحقوقی وسیاسی آن ها یاد کردم. البته ، به این خاطرکه ، درسیاست پریروز، د یروز وامروز افغانستان ، دین والفاظ یا واژه های دینی بسیاربه قربانگاه سوء استفاده کشانیده شده اند. بد بختانه ، نا بکاری زمام داران پریروز ود یروز، کمک کرد به سوء استفاده ازواژه ها وشعارهای دینی توسط بسیاری فریب کاران وشیا دان برای پیدا کردن پول ورسیدن به قدرت. مثلا ، نابکاری ظاهرشاه به او موقع نداد که قانون احزاب سیاسی تصویب شده درپارلمان دست چین شده خود را امضا ومبارزات سیاسی را قانون مند بسازد. بنا برآن، نا آگاهانه مبارزات سیاسی را بزیر زمین سیاست راند.
درزیرزمین سیاست ، نو سیاست کاران به نفوذ یابی درمرکز قدرت ، یعنی ارتش وپولیس و دانشگاه متوجه شد ند . توجهی که دستاورد آن چپ گرایی افراطی ومذ هب گرای واکنشی- افراطی وقوم گرای درسیاست با ذهنیت توطئه زده بود. وقتیکه چنان ذهنیتی با رشد اسلام گرای واحساس خطر شوروی ازآن بخاطرجمعیت بزرگ مسلمانش درآنسوی آمو دریا همراه شد ،جمع اختلافات خانواده شاهی ونقش مسکو درارتش کود تای 26 سرطان 1352 ودرادامه ای آن کود تای هفتم ثور 1357 خورشیدی را رقم زد. کود تاهای احمقانه وقدرت طلبانه توسط قدرت خواهانی که گمان کرده بود ند با رسیدن به قدرت می توانند مشکلات متراکم شده درافغانستان را حل می کنند.
نتیجه نشان دا د که قد رت خواهان کود تاچی نه تنها مشکلات اجتماعی- سیاسی- اقتصادی- فرهنگی مردم را حل کرده نتوانستند بلکه به آن ها افزود ند. وقتیکه با چنان مشکل افزای ، پیاده شدن ارتش سرخ به افغانستان بتاریخ ششم جدی 1358 اضافه شد، مهاجرت مردم به پاکستان وایران، جهادی گری ، حکومت اسلامی خواهی ومداخلات قدرت های بزرگ ومنطقه ی وارد افغانستان ساخته شد ند. ورودی که به شکست کمونیسم روسی وپیروزی حکومت اسلامی خواهان وویرانی کابل وایجاد طالبان توسط همان قدرت های حامی جهادی گری برای سرکوب جهادی ها وایجاد وضع دیگری انجامید. وضعی که نه جهادی ها ونه طالبان وحامی منطقه ای آن ها توقع آن را داشتند.
شا یان ذ کراست که ، منظورم ازوضع دیگری ، تروریسم طالبان والقاعده ، ترورفرمانده مسعود ورویداد یازدهم سیپتامبر 2001 وجنگ امریکا وانگلیس علیه تروریسم می باشد. جنگی که حکومت طالب کرزی وتکنوکرات های جاهل همکارش وحکومت مستران: غنی وعبدالله وتیم های درمانده وفاسد وباصطلاح تکنوکرات آن ها را درپی داشت. ازنظرکارکرد ودستاورد ، دیده شد که جهادی ها وطالبان هم جهاد هم جنگ کرد ند هم کابل وشمالی وبت های بامیان را یران کردند هم بنام دولت اسلامی وامارت اسلامی واجرای شریعت اسلامی زیانی به نظریه ی حکومت اسلامی رسانید ند که تا مدت های زیادی نمی توان ازحکومت اسلامی وحکومت اسلامی خواهی دفاع کرد. خلاصه اینکه ، جهادی ها وطالبان حسابی واژه ها یا الفاظ دینی را بازاری ومسخره کرده اند.
بعد ازبازتاب مسخره سازی واژه ها یا الفاظ دینی توسط جهادی ها وطالبان ، به بی ارزش ساختن یا به فحشا کشانیده شدن الفاظ حقوقی وسیاسی توسط با صطلاح تکنوکرات ها مکث کرده نوشته را پا یان می دهم. ازنظرکارکردی ، شعارها وبد کاری ها درشا نزده سال وده روزگذ شته نشان دا د ند که این واژه ها یا الفاظ توسط تکنوکرات ها ازطالب کرزی تا مستران: غنی وعبدالله بی ارزش یا به فحشا کشانیده شده اند: قانون اساسی ، حکومت قانون ، دموکرسی ، انتخا بات ، پارلمان ، حقوق بشر،حزب های سیاسی، جامعه ای مد نی، حکومت وحدت ملی، وزارت امورزنان، وزارت مبارزه با مواد مخدر، آزادی بیان ورسانه ها .
همه آگاهان افغانستان می دانند که با قانون اساسی ریاستی، قدرت دردست نفراول متمرکز کرده شد آن هم درجامعه چند قومی وجنگ زده وگرفتارتروریسم . تمرکزی که موفق دراداره سازی درمرکزوولایت نشد وکمک به بحران وگسترش تروریسم کرد. درحکومت زاده چنان قانون اساسی ، وزارت های امورزنان ، وزارت مبارزه با مواد مخدر وکمیسیون حقوق بشر ساخته شد. نتیجه کاروزارت امورزنان افزایش خشونت علیه زنان وفرار زنان ازخانه های شوهران بخاطرخشونت های خا نواد گی به خانه های امن حکومتی وغیرحکومتی شد ودرچنان خانه های هم بزنان بی حرمتی وتجاوزصورت گرفت. دروجود وزارت مبارزه با مواد مخدر با هشت ونیم میلیارد دالرکمک های امریکا به آن ، افغانستان بدرجه اول کشورتولید کننده مواد مخدر درجهان تبدیل شد. کمیسیون حقوق بشرهم به همان راهی رفت که وزارت های امورزنان ومبارزه با مواد مخدر رفته اند. شورای علمای حکومتی نتوانست که طالبان یا شاگردان خود را ازتروریسم بازدارد وشورای صلح هم درآتش جنگ وتروریسم سوخت ودود شد. وزارت های آموزش وپرورش ، اطلاعات وفرهنگ وعدلیه هم درقناعت دادن کودکان زندانی که جمهوری اسلامی درافغانستان وجود دارد درمانده شده اند هم در آموزش کودکانی که با مادران زندانی شان درزندان به سن تعلیم گرفتن رسیده اند. حزب های سیاسی 56 گانه و4020 انجمن جامعه ای مدنی هم درتقویت فرهنگ سیاسی ومد نی درمانده شده اند. درعرصه رسانه ها هم ، رادیو وتلویزیون وروزنامه ها ومجله ها ازنظرکمی زیاد وازنظرکیفی به قهقرا رفتند. ازاین رو،به سال ها مبارزه پیگیرنیاز داریم تا ازالفاظ دینی وحقوقی وسیاسی وفرهنگی یاد شده اعاده حیثیت کنیم!

Monday, 8 January 2018

نگاهی به تفاوت بین سیاست مدار وسیاست کار

ابراهیم ورسجی
نزدهم جدی 1396
این تحلیل کوتاه را می نویسم تا نشان دهم که سیاست به معنای یونا نی اش درکشورهای مسلمان به خصوص افغانستان نیامده وعلت آن نظام های مستبد - سرکوبگر شاهی وشیخی می باشد. البته که منظورم ازنظام های شاهی وشیخی همان خلیفه گری ها وامامت گری های سنی وشیعه درتاریخ ناشاد مسلمان ها می باشد که اکنون حسب نیازروز چپن عوض کرده ودرجوهرهمان می باشند که بود ند. مثلا، واژه ای سیاست درمعنای رایج عربی اش زدن وبستن وخشونت وزورگوفتن وکوبیدن مخالفان وبه اسارت گرفتن مردم ودوشیدن آن ها درجهت ادامه قدرت ومنفعت شاه شیخ ودرباریان شان می باشد. شاهی وشیخی گری ای که درافغانستان اول درقالب امارت های قبایلی وبعدا شاهی وجمهوری گری های نمایشی ستمگرووابسته به قدرت های خارجی نام ومحتوا پیداکرده ومی کند.
برخلاف ، سیاست درمعنای یونا نی اش سامان بخشیدن به امورشهریاجعه همساز با مصلحت ومنفعت مردم می باشد. معلوم است که درباره سیاست به معنای یونا نی اش که ازآن سامان دهی به امورشهرمطابق خواست مردم یاد کردم،ارسطو ، فیلسوف سیاسی یونانی همان مفهوم یا گزاره را درباره ای نظام سیاسی این گونه بیان کرده است:" اگر امورشهریا کشورتوسط یک نفراداره شود ،نظام سیاسی شاهی است. اگرامورکشورتوسط چند نفرچرخانده شود ، نظام سیاسی آلیگاری است. اگرامورکشورتوسط مردم سروسامان داده شود ،نظام سیاسی دموکراسی می باشد." شا یا ن ذکراست که ، افلاطون ، استاد ارسطو،به این باوربود که:" درجایگاه نخست باید فیلسوف قراربگیرد که هم بسیارمی فهمد هم می تواند عدا لت را تحقق بخشد"!
با درنظرداشت گفته های بالا ، درتاریخ اند یشه سیاسی ،افلاطون آرمان گرا وارسطو واقع گرا نام گرفتند. به این خاطرکه ، نشاندن فیلسوف درجای پاد شاه یا رئیس جمهور یک امرآرمانی بود؛ وفیلسوفان سیاسی بعد ازافلاطون نظریه پردازی کردند ، اما سیاست نکرد ند. ازاین رو، درتاریخ سیاسی جهان اکثرا سیاست مداران با دانش متوسط داریم. معلوم است که ، این گونه سیاست مداران دو دسته می باشند: نخست، آن های که مشاوران خوب گرفتند ودرانجام مسئولیت های خود موفق شد ند ؛ دوم، آن های که مشاوران نادان وغرض ورزگرفته کشورهای خود را غرق یا بد بخت کرد ند.
بطورنمونه ، ظاهرشاه که مشا وران با سواد ترداشت ؛ کمترخراب کاری کرد ؛ وداود خان که مشاوران نا دان تر داشت هم خود را کشت هم پایه گذار وضع ناگوار کنونی افغانستان شد. ازاین رو، می توانم بگویم که ظاهرخان نیمه سیاست مدار وداود خان سیاست کارو فرصت طلب هم بود. منطورم ازسیاست کاراین است که نفر اول وکاسه لیسانش منافع وجیب های خود را می بینند وبه کشورتوجه نمی کنند. ازاینکه دردوره داود خان وجانشینان جنایت کارش ، یعنی تره کی وامین ، رسانه ها سا نسورشد ند وخشونت وسرکوب وکشتارآگاهان بی پایان صورت گرفت ؛ دودستا ورد برای افغانستان به میراث گذاشتند:نخست، خیزش مردم ومداخله ارتش سرخ وحکومت های بی هویت کارمل ونجیب الله ؛ دوم، جنگ علیه تهاجم اتحاد شوروی وحکومت جهادی ها ویرانی کابل وتروریسم طالبان وجاده سازی آن ها برای غالبان که اکنون شاهد آن می باشیم. دراوضاع پسا طالبان ، روشن است که سیاست کارانی مانند: کرزی ، غنی وعبدالله وهم کاسه های آن ها را داریم.
ازاین نگاه که سیاست کارانی نامبرده هم کمک های 125 میلیارد دالری امریکا وحد اقل یک بر سوم آن کمک های دیگرکشورها ومنابع مالی درونی را تلف کرد ند وافغانستان را گرفتار، فقر، گداگری،مواد مخدرو اعتیاد بی سابقه، تروریسم ،فرار مغز ها وفرارنسل نوبه سوی غرب کرده اند، به صراحت می گویم که آقا یان ودسته های کته شکم - تهی مغزآن ها سیاست کاران منفعت جو وغارتگرمی باشند.غارت گرانی که مانند شان که درتاریخ سیاست کاری جهان عقب مانده یافت نمی شود. به سخن دیگر،کرزی، غنی وعبدالله ودسته های هم کاسه شان بد ترین سیاست کاران درتاریخ سیاست کاران کشورهای عقب مانده وتاریخ سیاسی ناشاد افغانستان می باشند. بنابرآن ، دراخیر،به صراحت می گویم که راه بیرون رفت ازبحران ژرف ، فساد بی سابقه ای مالی واداری ،تفرقه اندازی های قومی - مذهبی ، گروهی ، تروریسم روبه گسترش، وابستگی مرگ بار به امریکا ودر واقع فاجعه ای که سیاست کاران خود غرض ونا بکارکنونی به مردم تحمیل کرده اند ، مبارزه پیگیر ودوام دارآگاهان ومبارزان سیاسی وفرهنگی درجهت تحقق سیاست به مفهوم یونانی آن می باشد. درغیرآن ، سیاست کاران خود محور، خود غرض ونابکارکنونی درهمراهی با تروریستان سرنوشت بد تری را برای مردم ستمزده ای افغانستان رقم می زنند!

Friday, 5 January 2018

سوریه شدن ایران ؛درصورت ادامه آخوند یسم ، حتمی به نظرمی رسد


ابراهیم ورسجی
شانزدهم جدی 1396
این تحلیل دررابطه به مقاله هادی کحال زداه به عنوان" آیا ممکن است ایران سوریه شود"،پخش شده درسایت ملی مذهبی ارایه شده است.ازاین که درصفحه فسبکم پخش شده است، بهتردانستم که دروبلاک اندیشه هم پخش شود تا دوستان ازآن مستفید شوند. طرح این سوال که آیا ایران سوریه می شود؟ به گذشته تعلق گرفته است. به این خاطرکه ، همین اکنون ایران تاحدی زیادی ازنظراقتصادی سوریه شده است.ازاین سبب که، در39 سال گذشته ، حکومت آخوندی ایران بجای توجه به حل مشکلات اقتصادی-اجتماعی-زیست محیطی مردم هم برای بقای خود شعارهای ضدامریکای- اسرائیلی داده هم ازاسرائیل وامریکا ازطریق کوریای جنوبی اسلحه گرفته درعراق جنگ کرده هم با جورج بوش متحد شده حکومت صدام حسین را برانداخته هم با سنی ستیزی درعراق کمک به پیدایش داعش کرده هم به کمک نیروی هوای امریکا علیه داعش هم سنگربا عربستان جنگیده هم به کمک روسیه درجهت دفاع ازحکومت جنایت کاربشار اسد که 50 برابر داعش والنصره مردم سوریه را کشته است،می جنگد. درافغانستان هم ،من شاهد بودم که حکومت آخوندی ایران علیه دولت اسلامی مجاهدین که رهبرآن پروفیسورربانی ، فارسی زبان ویک مسلمان میانه روبود، شیعه های طرفدارخود را به جنگ علیه آن تشویق وکمک برای پاکستان وعربستان کرد تا طالبان والقاعده را به کابل حاکم بسازند.بنابرآن، به صراحت می گویم که ماجراجوی های حکومت آخوندی ایران ازافغانستان تا جنوب لبنان ،چنان خشم علیه آن تولید کرده است که تنها با براندازی حکومت آخوندی خاموش می شود.
جالب این است که ، درعربستان قبایلی شهزاده سلمان رو به جهان نودارد ودرایران ، آخوندیسم روبه قهقرا دارد.مثلا، شهزاده سلمان حجاب زدای می کند وآخوندیسم ایران حجاب اجباری را براه انداخته زنان شهری وبا فرهنگ ایران را اذیت می کند.خوب است که خیزش سرکوب شده چند روزقبل نشان داد که آخوندیسم درحال افتادن است وازنهایت درماندگی شعارمی دهد که ایران ازعراق وافغانستان وسوریه بهتراست.درحالیکه درهرسه کشوریاد شده همین رژیم آخوندی است که تولید مصیبت کرده است.مصیبت یا مصیبت های که درحال سرازیرشدن به خود ایران می باشند.ازسوی دیگر، گسترش فاجعه ها دراطراف ایران ازافغانستان تا سوریه درزمانی مردم آزاری می کند که ترامپ بر امریکا حاکم است.مردی که احتمالا دارد بهرعملی دست بزند وبراندازی آخوندیسم را درسرفهرست سیاست خود جایداده واسرائیل وعربستان هم منتظرفرمان اومی باشند تا فرمان حمله به آخوندیسم را بدهد.رژیم آخوندی هم درمسکو پرسه می زند تا دربدل نوکری دربرابر شیطان بزرگ حفاظتش نماید. بهرحال،من که فارسی زبان افغانستانی وشهروند کانادا ونوسنده دنیای مجازی وواقعی می باشم؛برای مرگ آخوندیسم روزشماری وازسوریه شدن ایران هراس دارم.بلی، با آگاهی که درباره مردم با فرهنگ ایران دارم ،باورم این است که قبل ازسوریه شدن ایران، آخوندیسم را زباله می کنند!

همان گونه که حکومت ها علیه اسلام عمل می کنند ، ملا یان رسمی شان دشمن اسلام می باشند

ابراهیم ورسجی
پانزدهم جدی 1396
این تحلیل درپیوند به مقاله اکبرگنجی زیرعنوان" آخوند های مواجیب بگیر:مقدس یا نابود کننده اسلام؟" ؛ بازتاب یافته درسایت گویا خبر(1)، ارایه شده بود.ازاینکه درصفحه فسبکم پخش شده است، بهتردانستم که دروبلاک اند یشه هم پخش شود تا دوستان مستفید شوند! آقای کنجی مطلبی خوبی را مطرح کردید؛ اما به ریشه های تاریخی آن نرفتید! اینکه ازآخوند های درباری جیره خوارقدرت سخن گفتید؛ نباید سوا لیه می دادید! به این خاطرکه، آخوند های جیره خورحکومت مسلمان مانده نمی توانند. پس، بهتراست که بدون سوا لیه بگوئید که آن ها اسلام را نابود کرده اند. ازاین رو، درزمینه کمی توضیح تاریخی می دهم. واقعیت این است که ، درقرآن نه خلافت آمده نه امامت آمده ونه قشری به خصوص بنام ملا.البته که به وفورآمدن واژه های علم، فقه، بصیرت وچند تای دیگرتوجیه حضور دین ستیزانه ای قشرشکم کته وتهی مغزی بنام ملا وآخوند وروضه خوان وفقیه را نمی کند.ازاین رو، دردوره چهارخلیفه اول که به جزیکی سه نفردیگرشان توسط خود مسلمان ها کشته شدند، با پدیده ای بنام ملا مواجه نیسم وآن خلیفه ها تلاش کردند بدا نند که درقرآن راجع به مسایل روزدوره حکومت هایشان چه آمده است.درباره حدیث هم احتیاط کردند تا به پیامبر اتهام بسته نکنند.اینکه عمرخلیفه دوم به گناه سوء استفاده مالی ابوهریره یا پدرپشک را دره شرعی زد؛ درواقع، تمام حدیث های روایت کرده ای اورا باطل کرد. به این خاطرکه، فرد دره خورده شهادت داده نمی تواند؛ پس، همه حدیث های روایت شده توسط پدرپشک توسط خلیفه دوم باطل شده بود.
بهرحال، آن دوره با کشته شدن خلیفه چهارم توسط خوارج پایان یافت وخوارج هم کمک به برآمدن حکومت جنایت کارمعاویه وعمروابن عاص کردند. این دوجناب درحقیقت کمک بدوفاجعه کردند:نخست، زمینه سازی برای قتل فرزندان پیامبردرکربلاکردند؛ دوم، کمک به پیدایش حدیث سازان وملاهاکردند. پس ازمعاویه وعمروعاص، خلیفه های جنایت کاراموی به ملاهافرمان دادند که اسلام را به نفع ماتفسیر ومسلمان ها را بدوشید وآن هاهم موفقانه عوام را دوشیدند. من که سروکارم بتاریخ اندیشه وتاریخ مسلمان ها می باشد؛ بدرستی دریافتم که غیرازابوحنیفه موسس فقه حنفی که تاجربود ودرزندان خلیفه بغداد مرد یا شهید شد،همه یا اکثریت فقیهان کاسه لیسان خلیفه های جنایت کاربودند. این که داستان ناشاد اسلام فقهی- سنی می باشد. پس بهتراست که به اسلام شیعه وشکم پرستی ملایانش بپردازم.
درباره ملا یان شیعه، چهار قشررا سراغ دارم: قشر اول امام زید رفیق ابوحنیفه می باشد. قشردوم، جعفراست که ملاحظه کاری کرده ونان به نرخ روزخورد وقشر سوم هم تولید کننده های امام غایب هستند که بسیارخوب عوام دوشی وخرافه پروری کردند. قشرچهارم هم ملایان صفوی می باشند.اگرچه روانشاد دکتر شریعتی درکتاب "شیعه صفوی" بسیارخوب بی رابطه بودن خود آن ها ومذهب صفوی شان را با رسول الله وعلی نمایش داده است، اما من حکومت جنایت کارصفوی ها را ساخته وپرداخته ای قدرت های اروپای برای دفع خطر امپراتوری عثمانی می دانم. بازی کثیفی که توسط آن قدرت های اروپای هم کمک به جنگ های شیعه وسنی هم کشتارنیم میلیون مردم فارس یا ایران توسط قزلباشان صفوی کرد.ادامه شیعه صفوی هم خمینی می باشد که من شخصا درسال 1366 درتهران از زبانش شنیدم که گفت:" دولت می تواند توحید را برای حفظ خود تعطیل نماید"! وقتیکه جمهوری اسلامی به فرمان خمینی می تواند برای بقای خود توحید را تعطیل وشرک را استوارنماید،به نفع شماآقای گنجی ودیگراند یشه ورزان وعامه مردم ایران می دانم که ملایان جیره خورحکومت آخوندی وخود حکومت آخوندی را رسما دشمن اسلام اعلام نمائید!
1-NEWS.GOOYA.COM/2018/01/POST-10819.PHP