Monday, 2 October 2017

نیروهای امریکای در17 سال گذشته ، چه دستاوردی درافغانستان داشتند که در10 سال آینده داشته باشند؟

ابراهیم ورسجی
دهم میزان 1396
این تحلیل درپیوند با اعلامیه ی رئیس کمیته ی روابط خارجی مجلس سنای امریکا: " نیروهای امریکای حداقل یک دهه ی دیگر درافغانستان می مانند" ؛ باز تاب یافته درسایت هفته ، ارایه شده بود. باتوجه به اهمیت آن، بهتردانستم آن را در وبلاک اندیشه هم بازتاب دهم تا دوستان مستفید شوند.من به حیث یک نویسنده وتحلیل گرسیاسی افغانستانی که در40 سال گذ شته شاهد رخ داد های افغانستان ورقابت های بیهوده امریکا وشوروی متوفا درکشورم بودم ؛ به صراحت می گویم که حضور سربازان امریکای در10 سال آینده مانند 17 سال گذ شته دستاوردی نمی تواند داشته باشد. به این خاطرکه ، امریکا ازپیاده شدن ارتش سرخ به افغانستان درهفته پسین ماه دیسامبر 1979 تا کنون ، نگاه ابزاری درافغانستان داشت ودارد. نگاهی که کمک به ظهورتروریسم درافغانستان وجنگ شکست خورده امریکا علیه تروریسم دراین کشوربد بخت کرده است. دراین راستا، بهتراست که به اعتراف رابرت گیتس ، وزیردفاع سابق امریکا اشاره کرده تبصره ام را ادامه وپایان دهم. مسترابرت گیتس درکتاب خود" وظیفه " ، اعتراف کرده است که با وجود 20 سال مصروفیت ودرگیری درافغانستان ، ما چیزی درباره این کشورنمی دانیم! بلی، امریکای ها هم چیزی درباره افغانستان نمی دانند هم نمی خواهند بدانند.
آری ، اگربی اطلاعی امریکای ها درباره افغانستان را جمع سیاست ابزاری شان نسبت به این کشورنمایم، نتیجه ی که بد ست می آید ، شکست قطعی امریکا درامروز وفردا دراین کشورمی باشد. مثلا، امریکا ازجهادی ها علیه کمونیسم روسی حمایت کرد وبعدا ازطالبان والقاعده ازطریق پاکستان علیه جهادی های فارسی زبان استفاده کرده درواقع کمک به رشد وگسترش تروریسم درافغانستان کرد.وقتیکه امریکا بنام جنگ علیه تروریسم وارد افغانستان شد، اشتباهی بزرگ ترازگذ شته را کرد که جمع آوری هتل کاران واوباشان ازامریکا اروپا وپاکستان بنام بنام تکنوکرات وسپردن جای طالبان والقاعده وآی اِس آی درکابل به آن ها می باشد. جالب این است که ، اکثریت مطلق هتل چی های مشهورساخته شده بنام تکنوکرات طالبان دریشی پوش با داشتن تعهد به سازمان های سیا، ایم آی سیکس انگلیس وآی اِس آی پاکستان بودند ومی باشند.افزون برآن ، همه مزدوران چند طرفه به یک قوم درافغانستان چند قومی تعلق دارند. مزدورانیکه هم تبار طالبان ریشو می باشند.این هم درافغانستانی که دیگرقوم ها 70 درصد نفوس را تشکیل می دهند وطالبان دریشی پوش وطالبان ریشو را یکسان می دانند ودرعمل ثابت کرده اند که یکسان می باشند!
باتوجه به آنچه که گفته شد ، امریکا با اعزام طالبان ریشوی قبلا معاش خورخود به پاکستان وسپردن جای آن ها به طالبان دریشی پوش زیرنام تکنوکرات ؛ اشتباهی بزرگی را مرتکب شد که قابل تلافی نمی باشد. برای نمایش اشتباه امریکا درافغانستان ، بهتراست که به بررسی های سیگار/ بررسی کننده ی کمک های چند ین میلیارد دالریی امریکابرای دولت سازی وبازسازی اشاره نمایم. براساس بررسی های جان ساپکو/ شخص بررسی کننده ، امریکا تا سال 2015 ، یک صد و پانزده میلیارد دالر برای بازسازی ودولت سازی درافغانستان هزینه کرده است. هزینه ی بزرگی که نه کمک بدولت سازی ونه کمک به بازسازی اقتصادی کرده است. دراین پیوند ، روز پنجم ماه آوریل / شانزدهم ماه حمل/ فروردین ،جان ساپکو دردانشگاه آتوای کانادا سخنرانی داشت وبعد ازسخنرانی او ، من به اشتباهات امریکادرافغانستان انگشت گذاشتم. دراخیرجلسه ، با تشکرازمن، بررسی های را که کرده بود ودرسه جلد کتاب جمع وچاپ شده است، به من داد.
شایان ذکراست که درانتقاد به سخنرانی مسترجان ساپکو ، به اشتباهات امریکادرافغانستان این گونه اشاره کردم: نخست،کرزی هم عضوطالبان هم نوکرآی اِس آی هم نوکرسی آی ای هم نالایق ترین وفاسد ترین فرد درافغانستان بود. متاسفانه، امریکا همین فرد نالایق وطالب را در سرامورافغانستان نشاند وازاو اوباش ترها ونادان ترها را بنام تکنوکرات معاون او ووزیر ورئیس و... ساخت. افزون برآن ،امریکا ازشروع جنگ علیه تروریسم تا پسین روز ریاست جمهوری اوبا ما، مبلغ 19 میلیارد وچارصد میلیون دالربرای پاکستان کمک کرد تا طالبان والقاعده را بازسازی وبه افغانستان برگرداند. مثلا، دردوره حکومت ژنرال پرویزمشرف، بودجه وزارت آموزش وپرورش بلوچستان 200 میلیون کلدار وبودجه وزارت امورمذهبی آن 12 صد میلیون کلداربود. درواقع، هزارمیلیون کلدار بودجه وزارت امورمذهبی بلوچستان بودجه طالبان افغانستان بود. بودجه القاعده هم که ازعربستان می رسید.معلوم است که همین مبلغ هزارمیلیون کلدار بودجه طالبان ازکمک های امریکابرای پاکستان پرداخت شده بود.دراخیر، به صراحت می گویم که تمام کمک های امریکادر17 سال کذشته که بالغ به 125 میلیارد دالرمی شود،توسط طالبان دریشی پوش غارت وبه دوبی وبانک های غربی انتقال داده شده است.ازاین هم ترسناک اینکه ، طالبان دریشی پوش هم کمک های امریکارا غارت کردند هم جاده سازی برای طالبان ریشوکردند هم سیاست افغانی امریکا را شکست داده اند. ازاین رو، برای شکست تروریسم درافغانستان ، دو اختیاربرای امریکا می بینم: نخست،قبول نماید که ازطالبان دریشی پوش باجود ماندن امریکا برای ده سال آینده ، مانند 17 سال گذشته ، دولت سازی ومهارتروریسم صورت نمی گیرد. دوم،به نفع امریکا می باشد که طالبان دریشی پوش را مرخص وباجلب حمایت آگاهان افغانستان به خصوص مخالفان طالبان ،کمک درجهت دولت سازی نماید یا با پذیرش شکست افغانستان راترک گفته برود وبیشترازاین جیب های مردم خود را درجهت پرکردن جیب های طالبان درشی پوش وطالبان ریشوخالی نه نماید!

Sunday, 1 October 2017

همه پرسی جدای خواهانه درکردستان عراق ، زنگ خطر را درگوش همه کشورهای پوشالی - چند قومی ازلیبیا تا افغانستان نواخت

ابراهیم ورسجی
نهم میزان 1396
بتاریخ بیست وپنجم ماه سیپتامبر، برابر به سوم ماه میزان ، مسعود بارزانی ، رئیس جمهور بخش کرد نشین در شمال عراق ، همه پرسی برای استقلال / خود گردانی کردستان را برگزارکرد که درآن 92% مردم رای به جدای ازعراق وتشکیل کشور کردستان دادند. ازاین نگاه که کرد ها در چهارکشور: ترکیه ، ایران ، عراق وسوریه موجودیت دارند ، همه پرسی جدای خواهانه درکردستان عراق، در تمام منطقه حتا دورترازآن زمین لرزه سیاسی ایجاد کرد. تا اندازه ی که برگزاریی همه پرسی درکردستان عراق وواکنش ها درایران ، ترکیه ، عراق وسوریه را پیگیری کرده ام، دیده شد که عراق واکنش به گونه اخطاریه ی جنگی، ترکیه تهدید به محاصره اقتصادی ، ایران برخورد ملاحظه کارانه ، وولید معلم وزیرخارجه سوریه اصل خود مختاری کرد ها را قابل بحث یاد کرد. امریکا ، انگلیستان ، فرانسه وسازمان ملل ،همه پرسی جدای خواهانه درکردستان عراق را اختلال درمبارزه علیه داعش نامیده اند.
دراین باره که عراق ودیگرکشورهای دارای جمعیت کُرد درپیوند به همه پرسی درکردستان عراق موضع دشمنانه یا بد بینانه گرفته اند ، باید گفت که یک پهلوی مشکل را درراستای نگهداری تمامیت جغرافیای خود بیان کرده اند نه همه جنبه های آن را. واقعیت این است که ، درفردای جنگ جهانی اول که امپراتوری عثمانی فروپاشید وفرانسه وانگلیس به حیث میراث خواران آن کشورهای پوشالی عراق ، سوریه ، عربستان ، لبنان واردن را ساختند وزمینه سازی برای ایجاد اسرائیل درفلسطین راهم آغازکردند ؛ بدون شک، نسبت به سرنوشت کردها بی انصافی کردند. بی انصافی که به پیچیدگی اوضاع پساعثمانی وحضورکرد های بدون کشور درترکیه، ایران، عراق و سوریه بی پیوند نبود. یعنی اگرکردهای دارای حضوردرچهارکشوریاد شده آماده ساختن کشوربزرگ کردستان هم می شدند، کمک رسانی فرانسه وبریتانیا به آن ها کارآسانی نبود. به این خاطرکه ،هم جمع کردن کرد ها دشوارمی نمود هم انقلاب بلشویکی درروسیه صورت گرفته بود وبه حیث مزاحم استعمار های فرانسه وانگلیس بحرانزای ومشکل تراشی برای آن ها می کرد.
بهررو ، هم منافع میراث خواران عثمانی هم پراکندگی کرد ها درچهارکشورهم انقلاب بلشویکی وشعار بازی های آن موقع ندادند که کشوربزرگ کردستان شکل بگیرد. با وجود مانع های گونه گون ، کرد ها به خصوص کردهای عراق آرام نه نشستند. ازاین نگاه که ، درکشورهای مسلمان ، همواره جنگ سالاران وستمگران ودزدان بنام دین وقوم های خاص حکومت کرده اند که بهتراست ازآن ها بنام استبداد شاهان و شیخان ونظامی ها یاد نمایم! جالب این است که ، با برآمدن استعمارهای سیاه وسرخ ، استبداد شاه وشیخ وشبهه جمهوری های کودتای- موروثی خدمت گار استعمارهای سیاه ، سرخ ونو شده ا ند و نگذاشتند که جامعه های مسلمان وارد عصر کشور- ملت شوند. درواقع ، ادامه استبداد های شاهی وشیخی وجمهوری های تقلبی - کود تای- موروثی ، هم دین را ابزار ادامه ی خود کردند هم نگذاشتند که قومیت های گونه گون درساختار قدرت دولتی سهم مناسب خود را داشته باشند. همچنان ، رقابت های سرما یداری جهانی به رهبری امریکا وکمونیسم روسی ، مدت بیشتر ازنیم سده کمک به تحکیم حکومت های خود کامه ی شاهی- شیخی وحکومت های مسخره ی جمهوری- نظامی- موروثی کردند.
بنابرآن ، ازقبل آشکار بود که حکومت های خود کامه شاهی- شیخی وجمهوری نما- نظامی با نوکری به امریکای سرمایدار وشوروی کمونیستی ادامه وکمکی درحل مشکلات روزافزون مردم بویژه قوم ها نمی نمایند! باوجود بی ثبات بودن ، حکومت های ستمگربا سانسور رسانه ها وتحریف حقیقت ها درداخل و کمک های با داران سرخ وسیاه به عمرننگین خود لرزان ادامه داده ا ند. آری ، وقتیکه کمونیسم روسی درسال 1990م ، نابود شد وامریکا بنام نظم نوین جهانی درجهت پاسداری ازمنافع شرکت های نفتی ونظامی وسرمایداران بزرگ کوشش ها را شروع کرد ،حکومت های خود کامه ی جمهوری نما گرفتارمخمصه وحکومت های خود کامه ی شاهی- شیخی مانند گذشته برده ی آن شدند. حکومت های که به سرنوشت مسلمان ها بازی ومانع رشد وترقی مادی ومعنوی آن ها شده اند.
برای آگاهان حتا افراد عادی جامعه های مسلمان ، آشکارشده است که حکومت های خود کامه ی مسلمان نما بعد ازفروپاشی کمونیسم هم نوکری امریکا را وفا دارتر ازپیش بدوش گرفتند هم برای دوام عمرننگین خود کمک به گسترش تند روی مذهبی کردند تا ازترس آن غرب به خصوص امریکا حمایت شان نماید. امریکا که ازگروه های اسلامی علیه کمونیسم روسی درافغانستان بهره برداری کرده بود ؛ بعد ازوفات شوروی ، اسلامیزم یا اسلام سیاسی را درجای کمونیسم به حیث دشمن نشانده به کمک رسانی به حکومت های استبدادی شاهی- شیخی درکشورهای مسلمان وتجهیزآن ها برای خالی کردن بانک های شان سرعت بخشید. بلی، حکومت های مستبد شبه جمهوری - کودتای هم تابع داری مخلصانه ازغرب نکردند هم به خشونت علیه مخالفان مذهبی- قومی خود شدت بخشیدند که برخورد های خشونت بار قذافی، اسد ،حکومت های نظامی الجزایرومصر بامذهبی های سیاسی نماد آن می باشد. خشونت های که نارضایتی مردم ورشد اسلام گرای ودرنهایت تروریسم مذهبی را درپی داشت. درواقع ، خیزش های مذهبی باعث شد ند که استبداد های شاهی وشیخی وجمهوری نمای کودتای درباره ادامه موجودیت ننگین خود نگران شوند. نگرانی ای که انفجاراطلاعاتی ناشی ازفن آوری آگاهی بخش به د را زنا وفراخنای آن فزونی بخشیده است. من که رویداد های خوب وبد کشورهای استبداد زده ی مسلمان را ازفروپاشی کمونیسم روسی تا کنون پیگیری کرده ام ؛ برایم روشن شده است که درهمه بخش های جهان پس مانده ، سیاسی ها ونظامی های حکومت گر دراثرانفجاراطلاعاتی وگسترش آگاهی مردم سرعقل آمدند، اما درکشورهای مسلمان سرعقل نیا مده اند!
مثلا، درکشورهای عربی ، بعد ازآن که درهفدهم ماه دیسامبر2010 ، یک جوان تحصیل کرده ی سبزی فروش تونسی بخاطرتوحش پولیس خود را سوختاند ، مردم خشمگین به میدان آمده حکومت خود کامه زین بن علی را سرنگون وخودش را وا داربه فراربه عربستان کردند. تحولی که منجربه بهارعربی شد. ازنظرهم جواری ، انقلاب تونس اول به سراغ حکومت خودکامه مصر رسیده رژیم خود سر حسنی مبارک را زباله کرد. ازاینکه مردم کمربه تحقق دموکراسی، آزادی ، حکومت قانون ،رفع بیکاری واعاده ی حیثیت خود بسته بودند ، ارتش مصرمنافقانه حکومت موقت را شکل داد تا حکومت باصطلاح دموکراتیک زیرسایه خود را بایک انتخابات جعلی ایجاد نماید. مردم مصر که ازحکومت گریی بی حاصل 60 ساله ی نظامی ها رنجیده خاطربودند وگروه های دموکراتیک پراکنده یادارای ضعف پایگاه درمیان مردم بودند، به کاندید اخوان المسلمون / برادران مسلمان رای دادند. ارتش که می دانست امریکا ، اسرائیل وعربستان ،حکومت اخوان را نمی پذیرند ،با گرفتن میلیارد ها دالرازعربستان وامارات متحده، باکودتای نظامی حکومت منتخب مصری ها را که رئیس آن عضو اخوان بود، سرنگون کرد.
بعد ازمصر، بهارعربی درسوریه شروع وبه پایان دادن حکومت نظامی- کودتای فرقه علوی تمرکزکرد. فرقه علوی که افراد آن به کمک استعمارفرانسه درارتش جابجا شده بودند و40 سال با قانون اضطراروتوحش وکشتارحکومت کرده بودند؛ بجای لغو قانون اضطرار،به سرکوب مردم پرداخت. درعراق ، قبلا، جورج بوش وخامنه ی حکومت خود کامه صدام حسین را سرنگون وآشوب افریده بودند. خامنه ی قبل ازکمک به جورج بوش درسرنگونی حکومت صدام حسین ، خیزش سبزایرانی ها را کوبیده بود؛ وحکومت دموکراتیک ترکیه هم زیر ریاست رجب طیب اردوگان گرایش به سوی خود کامگی پیداکرد. درافغانستان ، ازقبل ، جورج بوش ، ژنرال پرویزمشرف وخامنه ی تخمه فاسدی را بنام دموکراسی پیریزی کرده بودند که کمک به بحران دوام دار وبازگشت تروریسم کرده بود. درپاکستان ، معلوم است که ائتلاف نظامی ها وملاها هم تروریسم را تقویت کرد هم احسا سات قومی را دامن زده کمک به خیزش جدای طلبانه دربلوچستان کرده است.
درچنان شرایطی بحرانزای ، درخاورمیانه یک اژدهای خفته ، یعنی سرنوشت کرد ها که درقرارداد سایک - پکو ، وزیران خارجه بریتانیا وفرانسه ( شکل گرفته درسال 1916) ، یا جریان جنگ جهانی اول، بعد ازپایان جنگ ، درجریان تقسیم میراث ترکیه ی عثمانی نادیده گرفته شده بود، سربلند کرد. واقعیت این است که کرد ها درترکیه ، ایران ، عراق وسوریه به ترتیب حضور پُررنگ دارند ، اما حضورشان درساختارقدرت هرچهارکشور نادیده گرفته شده است. مثلا، درپایان جنگ جهانی اول ، نظرفرانسه وانگلیس ، یا میراث خواران جنگ این بود که ترک ها باشند گان اصلی ترکیه نیستند وباشندگان اصلی آن کرد ها وارمنی ها می باشند. به سخن دیگر، نابود کننده گان امپراتوریی عثمانی درفکربرداشتن جنازه ترکیه هم بودند. برخلاف، انقلاب بلشویکی درروسیه وفاش شدن دسیسه های فرانسه وانگلیس توسط لینن کمک کرد به سرهنگ مصطفی کمال تا ترکیه ی کنونی را حفظ وبنام اینکه هرباشنده ترکیه ترک می باشد، هویت وحقوق کرد ها را انکارنماید.
درایران ، با اشغال این کشورتوسط امریکا وبریتانیا وشوروی درجریان جنگ جهانی دوم وپایان دادن به حکومت رضاشاه، فرزند رضاشاه بنام محمد رضا شاه جانشین پدرش شناخته شد،اما بحران وبی ثباتی رونماشد. ازاین رو، قاضی محمد درسال 1946م، جمهوری کردها را درمهاباد اعلام کرد که توسط محمد رضاشاه پهلوی سرکوب گردید. درعراق وسوریه ی دست ساخت فرانسه وانگلیس هم، کرد ها وضع مشابه با هم تباران خود درترکیه وایران حتا بد ترازآن ها را تجربه کردند. باوجود اینکه ، کرد ها درکشورهای یاد شده ناراض بودند ،اما تنها مولانا مصطفی بارزانی توانسته بود درعراق آوازحق خواهی کرد ها را بلند نماید. به گواهی اسناد تاریخی، بارزانی هم با حکومت بعثی عراق سازش هم رزمید ودریک برهه کمک شاه ایران را هم کمای کرد. البته ، به این خاطرکه ، نزاع میان ایران وعراق درشط العرب باعث شد که اولی ازبارزانی دربرابر دومی حمایت نماید. بعد ها ، وقتیکه درسال 1974 ، میان شاه وصدام حسین درالجزیره توافق امضا شد، تهران کمک خود به بارزانی را قطع نمود. بعد ازسرنگونی شاه وغارت انقلاب دموکراتیک مردم ایران توسط آخوند ها،احمد مفتی زاده وعلامه عزالدین حسینی، دورهبر مذهبی کرد های ایران درباره حقوق مردم خود با خمینی تماس گرفتند. برخلاف،خمینی مفتی زاده را زندانی کرد تا درزندان بمیرد وبا خشونت کرد ها را درکردستان سرکوب کرد. بلی،علامه عزالدین حسینی اول ازخیزش کرد های مخالف خمینی حمایت کرد ودوم بعد از سرکوب مخالفان توسط خمینی ،به سویس پناهنده شد ودر سال 2010 همانجا درگذشت. درواقع ،وفافت مفتی زاده در زندان ،سرکوب خواست مشروع کرد ها توسط حکومت آخوندی ایران ومرگ علامه حسینی در سویس ، عقده های زیادی را درکرد های ایران متمرکز کرده است که در زمان مناسب انفجارخواهد کرد.
آری، خمینی توانست خیزش کردها را خفه نماید، اما کرد های عراقی درجریان جنگ ایران وعراق ازکمک جمهوری اسلامی او بی نصیب نماندند. بعد از بیرون کردن عراق از کویت توسط جورج بوش پدر در سال 1992 ،امریکا منطقه کردنشین شمال عراق را که درآن مسعود بارزانی فرزند مولانا مصطفی بارزانی حاکم شده بود، منطقه پروازممنوع اعلام کرد. درواقع ،امریکا با منطقه پروازممنوع اعلام کردن کردستان عراق ،غیرمستقیم کمک کرد به مسعود بارزانی تا حکومت کردی خود را شکل بدهد. بعد ازآن که در ماه آوریل 2003 ، جورج بوش پسر به کمک خامنه ی ، حکومت صدام حسین را سرنگون وشیعه های افراطی عراقی طرفدار جمهوری اسلامی را حاکم بغداد ساخت، جلال طالبانی سیاست مدارکرد رئیس جمهور عراق ومسعود بارزانی رئیس جمهور کردستان عراق شد. رویداد های عراق زیر ریاست جلال طالبانی نشان داد که قدرت اصلی دردست نوری مالی رئیس داعش شیعه وطرفدار ایران بود ورئیس جمهور نمادین بود.
دراین راستا، بیماری وضعف جلال طالبانی به نوری مالکی موقع داد تا داکتر طارق هاشمی رهبر اخوان المسلمون عراق ومعاون رئیس جمهوررا برکنارووادارنماید که اول به کردستان رفته مهمان بارزانی شود ودوم به ترکیه رفته مهمان رجب طیب اردوگان اخوانی همفکر خود شود. بلی، بیماری طالبانی وحذف هاشمی توسط مالکی با عث شد که داعش شیعه در بغداد تقویت وکمک به پیدایش داعش سنی برهبریی ابراهیم ابوبکر بغدادی نماید. جالب این است که ، قبل از شهرت پیداکردن ابراهیم ابوبکر بغدادی ،عربستان زرقاوی اردنی واز یاران بن لادن را به کمک ارتش پاکستان از افغانستان به عراق برده بود. معلوم است که زرقاوی در حمله طیاره های امریکای کشته شد وابوبکرکه سندی درباره رابطه اش با القاعده نیست ،شهرموصل دومین شهر عراق بعد ازبغداد را در سال 2014 گرفته اعلام خلافت کرد. من که به حیث نویسنده دنیای مجازی ودارای تحصیل درعلوم سیاسی مسایل عراق را دنبال کرده ام، برایم روشن شده است که اگرامریکا به ائتلاف ضد داعش که عربستان هم عضوآن شد دست نمی زد ومانع پیشروی داعش نمی شد، درسال 2014 ، ابوبکر خلاف خود را دربغداد گسترش وداعش علی خامنه ی را درشط العرب غرق می کرد.
بهرحال، خواست مسعود بارزانی ، یعنی کسب استقلال برای کردستان عراق وخواست داعش های ابوبکر وعلی ،یا داعش های سنی وشیعه، خواست های متناقض درعراق وتمام منطقه می باشند. اگر خواست های ائتلاف سه گانه : ترکیه ، قطر واخوان المسلون ؛ و جمهوری اسلامی ، داعش شیعه دربغداد، فرقه علوی درسوریه وحزب الله لبنان ؛ وائتلاف مسعود بارزانی و داعش شیعه دربغداد علیه داعش سنی درموصل را درکنارهم بگذارم، بدون شک، به ابعاد بحران عراق وتمام منطقه می افزایند. و رفت وآمد هامیان نظامی های ایران وترکیه وهشدارهای حیدرعبادی نخست وزیربغداد به بارزانی وافزایش بم گذاری های داعش سنی دربغداد وجنوب عراق ، نشان می دهند که منطقه آبستن رخ داد های خطرزای می باشد.
با درنظرداشت گفته های بالا، ترکیه که از1984 تاکنون با خیزش مسلحانه ی کرد های خود مواجه می باشد، می خواهد همه پرسی مسعود بارزانی برای استقلال کردستان عراق را بی اثرنماید. معلوم است که دربی اثرساختن همه پرسی نامبرده ، ایران هم نظرترکیه می باشد. دراین بازی پیچیده ی سیاسی- امنیتی که قدرت های منطقه ی وجهانی آشکارونهان دست دارند، به نفع ترکیه می دانم که همان قراردادی را که با عبدالله اوجالان ، رهبرزندانی کرد ها دراستانبول امضا وبتاریخ 21 ماه مارس 2014 برابر به اول حمل 1393 درازمیر رسما اعلام شد، تطبیق نماید. به نفع حکومت شیعه ی عراق می دانم که دور از اثرگزاری ایران شیعه، قراردادی که با مسعود بارزانی داشته است را پیاده نماید. مثلا، درشبکه الجزیر، مصاحبه مسعود بارزانی را شنیدم که می گفت:"حکومت بغداد با ما این قرارداد را داشت که چند فرهنگی ، کثرت گرای ، فدرالیسم ودموکراسی را رعایت نماید. برخلاف، اکنون ، دربغداد ، یک حکومت استبدادی- فرقه ی بر قرارمی باشد." فکرمی کنم. اگر حکومت شیعه ی بغداد ، به همان تعهدی که با بارزانی داشته است، عمل نماید؛ به نفع بغداد واربیل وتهران وانقره درجهت حفظ وحدت عراق وعدم ظهورکردستان مستقل می باشد. در واقع ، قرارداد بارزانی وحکومت بغداد مبنی برتحقق فدرالیسم، کثرت گرای ، چند فرهنگی ودموکراسی ،قراردادی می باشد که عمل به آن به نفع همه کشورهای دارای جمعیت کُرد می باشد. درغیرآن ، ادامه ی تک محوری های قومی ومذهبی درایران ، ترکیه ، عراق وسوریه وبه حاشیه راندن کُرد ها مانند گذشته، آتش فشانی را مشتعل وگسترش خواهد داد که هم کشورهای دارای جمعیت های کُرد ی هم تمام کشورهای خاورمیانه حتا بیرون آن را زیانمند خواهد کرد.

Monday, 25 September 2017

نگاهی به سخنرانی های رهبران سیاسی کشورها درگردهمای سالانه سازمان ملل

ابراهیم ورسجی
چهارم میزان 1396
تا برافتد شیوه رزم دراین بزم کهن / دردمان جهان طرح نو انداخته اند
من ازاین بیش ندانم که کفن دزدی چند / برتقسیم قبور انجمنی ساخته اند
اقبال
ازماه فوریه 2011 که به نوشتن دردنیای مجازی شروع کرده ام ، تاکنون ، همه ساله به سخنرانی های رهبران سیاسی جهان درگردهمای سالانه سازمان ملل گوش می دهم ودرباره پیام های انسانی وشبه انسانی آن ها تبصره ها وتحلیل های درخورشان می نویسم. با نگاهی به گذ شته می توانم به صراحت بگویم که ، امسال ، بیانیه های رئیس جمهور امریکا ومخالفان ورقیبانش درگردهمای سالانه ی سازمان ملل وکناره های آن بسیارترسناک می باشند. به این خاطرکه، برخی سخنرانی ها هم بریده ازاخلاق مدنی هم مخالف منشورسازمان ملل هم مخالف حقوق بین الدول بودند. ازاین رو ،واکنش های خوبی درذهن وافکار شنوند گان وبیننده گان گردهمای مجمع عمومی درپی ندا شتند.
شایان یاد آوری می باشد که ، درمیان بیانیه های رئیس جمهورهای کشورهای مسلمان ونامسلمان که به آن هاگوش داده ام، به بیانیه ی محمد و بهاری، رئیس جمهور نیجریه فخر بی پایان کرده وازشخص او ستایش وتقد یرمی نمایم ! به این خاطرکه ، هم ازمسلمان ها هم ازنامسلمان های جهان جنگ ، تروریسم وسرمایداری لیبرال زده بدرستی نماینده گی کرد! واقعیت این است که ، رئیس جمهور نیجریه با اینکه بیمارهم بود وبیماری اش ازکسالت دربدن وروانش درجریان سخنرانی درمجمع عمومی سازمان ملل هویدا بود؛ باوجود آن، گرفتاری های جامعه های مسلمان ودرمجموع جامعه بشری را این گونه بیان کرد: درمیانمار، فاجعه ی انسانی جریان دارد که درسال 1995 در بوسنی هرزگوین ودرسال 1994 درروندا رخ داده بود ووجدان جامعه ی بشری را تکان داده بود.
آری ، دربوسنی هرزگوین ،بیشتر ازیک لک مسلمان های ستم دیده قربانی فاشیسم صرب ها شده بودند ودرروندا، جنگ های نژادی میان هوتو ها وتوتسی ها، هشت لک انسان بی گناه اغلبا متعلق به تبار توتسی رابه کام مرگ فروبرده بود ؛ ودر میانمار ، اکنون ، نظامی ها ومانک ها / ملاهای بودای خانه وکاشانه مسلمان ها را به آتش کشیده ، شماری زیادی آن ها را شهید وزخمی وبه زن های آن ها تجاوزجنسی کرده و430 هزارنفرآن ها را وادار به پناهنده شدن دربنگله دیش کرده اند. توحش وبربریت آشکاری مذهبی که تروریستان بودای برمسلمان های ولایت رخین تحمیل ووجدان بشریت غیر ازوجدان های خفته ی سران حکومت کمونیست - سرما یداری زده ی چین ونارند را مودی ، نخست وزیربنیاد گرای هند را تکان داده است.
ازاین رو، به صراحت می گویم که محمد و بهاری ، رئیس جمهور نیجریه ، با بیان اندوه ناک چنان جنایت ترسناکی ازچهره غم انگیز آن موفقانه درمجمع عمومی سازمان ملل پرده برداشت. افزون برآن ، محمد و بهاری به توحش جاری دریمن ، سوریه ومصیبت غیرقابل تحمل فلسطینی ها درغزه ودیگربخش های فلسطین اشغالی تماس گرفته ازجامعه جهانی خواست که مطابق حقوق بین الملل وقوانین بشردوستانه ی جهانی درباره آن ها تصمیم گیریی سازنده نماید. همچنان ، رئیس جمهور نیجریه به پدیده تروریسم ومهاجرت آسیای ها وافریقای ها به اروپا وبی توجهی به مهاجرین درکشورهای اروپایی اشاره کرده خواستاراین شد که سازمان ملل به عامل های این پدیده های شوم پرداخته درجهت رفع آن ها کوشش نماید. آری، رئیس جمهور محترم نیجریه به تروریسم وکشمکش های فرقه ی درکشورخود هم اشاره وقول داد که علیه آن ها مبارزه وکمک به ایجاد جامعه مملو ازصلح ودوستی درکشور چند مذهبی خود نماید.
بعد ازابرازنظروستایش درباره سخنرانی انسانی- اخلاقی محمد و بهاری ، رئیس جمهور نیجریه درمجمع عمومی سازمان ملل ، به سخنرانی تنش زای مستر ترامپ، رئیس جمهورامریکا وواکنش های متحدان ، مخالفان ورقیبان او پرداخته نویشته را ادامه می دهم. جالب این است که ، مسترترامپ درسخنرانی خود درمجمع عمومی سازمان ملل که نخستین سخنرانی اش می باشد، برخلاف قانون بین الدول ، اعلام کرد که کشورکوریای شمالی را نابود می کند. همچنان ، مسترترامپ معاهده اتومی با ایران را که رئیس جمهور اوباما وچهار عضو دائمی شورای امنیت وآلمان بنام پنج جمع یک درسال 2015 امضا کرده اند، بی اعتبار وایران را حامی تروریسم هم اعلام کرد. سخنرانی مسترترامپ ازاین نگاه برای من مهم است که رئیس جمهوران قبلی امریکا همه یا اکثرشان قانون بین الملل را درلفافه نقض می کردند؛ برخلاف ، او علنا درسازمان ملل مخالفت خود را با حقوق بین الملل درقالب نابود کردن کوریای شمالی ، عضودیگر سازمان ملل با راکت یارنامیدن رئیس جمهور آن اعلام کرد.
بعد ازنقض قانون بین الملل توسط مسترترامپ که تهدید به نابود کردن کوریای شمالی نماد آن می باشد ، بهتراست به واکنش های منفی ومثبت دیگرکشور ها به شمول رئیس جمهور ووزیرخارجه کوریای شمالی بپردازم. آری ، ریانگ هو ، وزیر خارجه کوریای شمالی در کناره ی مجمع عمومی سخن مستر ترامپ مبنی بر نابود کردن کوریای شمالی وراکت یارنامیدن رئیس جمهور کشور خود را غو غو سگ نامید وهمانند همین لفظ حتا بدترازآن را رئیس جمهور کوریای شمالی درپیانگیانگ علیه همتای امریکایی خود بکاربرد وافزون برآن تاکید کرد که دراقیانس آرام دست به تجربه بم هتروجنی می زند. جالب این است که ، وقتیکه نوبت ریانگ هو، وزیر خارجه کوریای شمالی درمجمع عمومی رسید، درسخنرانی خود ، راکتیارنامیدن رئیس جمهورکشور خود توسط ترامپ را اشتباه تلافی ناپذیرنامید. قابل ذگرمی دانم که قبل ازبیانیه ی ریانگ هو، حکومت کوریای شمالی طی بیانیه ی درپیانگیان گفته بود که رئیس جمهورامریکا مجمع عمومی را قرار گاه کانگسترها یا خشونت گران گمان کرده است. ازهمه جالب تراینکه ، مون جی اِن ، رئیس جمهور کوریای جنوبی درسخنرانی خود درمجمع عمومی با اتخاذ موضع نرم تر نسبت به کوریای شمالی ، نظر رئیس جمهور امریکا را رد کرد. ایمانویل مکرون ، رئیس جمهور فرانسه هم تاکید ترامپ برنابود کردن کوریای شمالی را رد وخواستار حل نزاع امریکا با آن کشور ازطریق گفت وگو شد. همچنان ، رئیس جمهورفرانسه معاهده اتومی با ایران را معتبردانسته خواستار حفظ آن شد. وزیران خارجه: روسیه وچین که درسازمان ملل به نمایندگی از کشورهای خود سخن می گفتند ، بدون یاد کردن ازفاجعه بشری درروهنگیای برما،هم صدای رئیسان جمهور کوریای جنوبی وفرانسه درباره کوریای شمالی شدند. بهرحال ، دیده شود که مستران ترامپ وکیم اون جنگ ، رئیس جمهوران امریکا وکوریای شمالی که اولی دومی را راکتیار ودومی اولی را دیوانه نامیده است ؛ بعد ازتجربه بم هتروجنی پیانگیانگ دراقیانوس آرام که بزودی به گفته رئیس جمهور کوریای شمالی صورت می گیرد ،چه می کنند؟ بعد ازجنگ لفظی ترامپ وهمتای کوریای شمالی اش، اولی هواپیماهای جنگی امریکا مستقر درژاپان را برمنطقه ی ممنوعه میان کوریای جنوبی وشمالی برای تهدید پیانگیانگ به پروازدرآورد ودومی تهدید کرد که آن ها را سرنگون می کند.
بهررو، باید یاد آورشوم که ترامپ تنها کوریای شمالی را به نابودی تهدید نکرد بلکه به بیرون شدن ازپیمان اتومی با ایران نیز تاکید نمود. حسن روحانی ، رئیس جمهور ایران نرم تر ازجنگ لفظی ترامپ وکیم اون جنگ، سخنان ترامپ درباره کشورخود را جاهلانه ونفرت انگیزخواند. ازاین که شیعه صفوی حاکم برایران به تقیه ، یا روز شعار وشب سازش عملا مهر تایید گذاشته است ،فکر نمی کنم که مناسبات تهران وواشنگتن روبه خرابی بیشتربگذارد. درباره کمک ایران به تروریسم هم ،فکر نمی کنم که شرکت های تولید اسلحه درامریکا به ترامپ اجازه دهند تا آخوندیسم ایران را خفه نماید. به این خاطرکه، شرکت های یاد شده ترس ازتهران درذهن عرب های نفتی را بزرگ ساخته برای آن ها میلیارد ها دالراسلحه فروخته ومی فروشند. به سخن دیگر، آخوندیسم ایران هم عرضه تولید بم اتومی مانند کوریای شمالی را ندارد هم با شعارهای توخالی اسرائیل وعرب های نفتی را می ترساند تا جیب های آن ها را شرکت های تسلیحاتی ونفت خوارامریکای خالی نمایند. همین که ازموضع ترامپ درباره معاهده ی اتومی با ایران ، تنها اسرائیل وعربستان حمایت کرده اند ، نشان می دهد که تهدید او از شعار قدمی به سوی عمل نمی گذارد.
ازاینکه تهدید های رئیس جمهور امریکا علیه کوریای شمالی واصرار بر بیهوده بودن معاهده اتومی با ایران ،مسئله نزاع برانگیز درمجمع عمومی سازمان ملل شد ،معلوم می شود که جامعه جهانی هم از نابسامانی ذهنی- روانی ترامپ نگران است هم با وردارد که نهاد های فکری- سیاسی پخته کارامریکای اجازه نمی دهند که رئیس جمهور کم تجربه شان درسیاست مشکل آفرینی برای کشورشان نماید! بنابرآن ، بحث درباره تهدید های ترامپ به پیانگیانگ وتهران را پایان داده به بحث درباره دیگر سخنرانی های رئیسان جمهور ووزیران خارجه کشورها می پردازم. دراین راستا،شیخ حسینه واجد ، نخست وزیربنگله دیش ، فاجعه انسانی زاده ی سیاست های جنگی حکومت میانمار علیه مسلمان های آن کشوررا بدرستی بیان وازسازمان ملل واعضای آن خواست که هم به 430هزارمسلمان آواره روهنگیای پناهنده شده دربنگله دیش کمک کنند هم کمک درایجاد سرزمین امن برای مسلمان های آواره درولایت رخین درمیانمار نمایند تا محترمانه به خانه های سوختانده شده خود برگردند.
درزمینه ، مسئله غمبار این است که حکومت میانمار به روزنامه نگاران ، نهاد های حقوق بشری ، عفو بین الملل ، هلال احمربین المللی ، حتا به بخش آواره گان سازمان ملل اجازه نمی دهد تا به منطقه رفته وضع را ازنزدیک ببینند! با وجود خود داری حکومت وحشی میانمارازاجازه دادن به خبرنگاران وبشردوستان حتا نماینده های سازمان ملل متحد ،دید بان حقوق بشر،عفو بین الملل وصلیب سرخ جهانی توسط ماهواره عکس های که ازمحل زیست سوختانده شده ی مسلمان های پناه گرفته دربنگله دیش گرفته اند ،نشان می دهند که ارتش میانمار هم خانه های مسلمان ها را آتش زده است هم مرزمشترک با بنگله دیش را ماین گذاری کرده است تا مسلمان ها به جای بود وباش خود در ولایت رخین برگشته نتوانند! خوب است که بخش خوراک وبهداشت سازمان ملل هم وارد میدان شده به دریافت های نهاد های یاد شده درباره ی مسلمان ستیزیی بودای های میانمار مهرتائید گذاشته است! افزون برآن ، رسانه ها ونهاد های منطقه ی وجهانی چنان ازتوحش بودای های میانماربرمسلمان های آن کشورپرده برداشته اند که خانم آن سان سوچی نخست وزیرآن کشورجرئت نکرد درمجمع عمومی سازمان ملل شرکت نماید. ازسوی دیگر، بیشتراز200 هزارنفرازسراسرجهان نامه ها وپیام های اعتراضی به نهاد جایزه صلح نوبل درناروی ارسال وازآن خوا ستند که جایزه ی داده شده به این خانم دشمن صلح وقاتل مسلمان ها را بگیرد. جالب این است که ، درمیان نامه نویسان ، چندین جایزه صلح نوبل گرفته هم حضوردارند! آنچه که گفته شد ،درباره شرق آسیا می باشد، دربخش جنوب غرب آسیا یا خاورمیانه وافریقا، رئیس جمهور ترکیه جز هشدار به رئیس حکومت خود گردان کردستان عراق در رابطه همه پرسی جدای طلبانه ازبغداد، وبیان مختصردرباره ی مشکلات مسلمان های میانمار ،سخنی دیگری برای گفتن نداشت. خوب است که رئیس جمهور ترکیه دربازگشت ازمجمع عمومی به استانبول، دریک تماس تلفونی باخانم آن سان سوکی به او گفت که دین بودای مخالف توحش جاری برمسلمان ها می باشد. یعنی سکوت شما برجنایت بودای ها به مسلمان هم قابل سرزنش هم مخالف دین بودای می باشد! ازبخش دیگرخاورمیانه، نخست وزیر اسرائیل تنها ازموضع ترامپ دفاع وخواستار عملی شدن تهدید او علیه ایران شد. فتاح السیسی ، رئیس جمهور کود تاچی مصر که 50 هزار زندانی سیاسی - عقید تی دارد ؛ خواستارحل مشکل فلسطینی ها با اسرائیل وتطبیق نظریه ی دو کشور فلسطینی - یهودی شد. جالب این است که، محمود عباس ، رئیس حکومت خود گردان فلسطینی ها در راملا، درمجمع عمومی سازمان ملل اعلام کرد که همه ی خاک فلسطین را اسرائیل اشغال کرده است ودیگر خاکی نمانده است که او درآن کشور فلسطینی را بسازد! ازاین رو ، ازکشورهای عضو سازمان ملل خواهش کرد که کمک به عقب نشینی اسرائیل به مرزهای 1967 نمایند.
درمیان رئیس جمهوران ووزیران خارجه ی دیگرکشورها که درمجمع عمومی سازمان ملل سخنرانی کردند ، سخنرانی رئیس جمهورغنی ، رئیس جمهور دست ساخت وزیرخارجه قبلی امریکا برای افغانستان تنها به ستایش ازرئیس جمهور ترامپ بخاطرافزایش شمارسربازان امریکای درکشور خود پرداخت وچیزی دیگری برای گفتن نداشت حتا علیه پاکستان یا صا درکننده ی تروریسم به افغانستان هم سخنی درچانته نداشت. شاهد خاقان عباسی ، نخست وزیرپاکستان همان سخن های تکراری قبلی سلف خود درباره کشمیررا درمجمع عمومی علیه هند تکرارکرد وسخنی درباره مصیبت مسلمان های میانماری پناهنده شده در بنگله دیش نگفت تا چین را خفه نکند! به این خاطرکه ، چین ازتوحش حکومت میانماربرمسلمان ها حمایت کرده است. ازاینکه سازمان ملل ،کشمیررا یک ولایت هند می داند ، سخنان نخست وزیرپاکستان بیهوده گویی بیش نمی باشد. ازهمه خنده داراینکه ، نخست وزیرپاکستان سخنی درباره تروریسم وبستن مرکزهای تربیتی تروریستان درخاک خود علیه افغانستان نه گفت. شایان ذکراست که ، سخنرانی مسترغنی رئیس جمهورامریکای افغانستان هم درباره تروریسم بسیارکمرنگ بود. برخلاف، تواد یرا، رئیس جمهور جمهوری افریقای مرکزی که کشورش وضع مشابه افغانستان دارد ودرگیربا 14 گروه جنگی وخشن می باشد، هم بسیارخوب مشکلات کشورخود را بیان کرد هم راه بیرون رفت ارایه کرد هم خواستارکمک جامعه جهانی برای سیاست های آشتی جویانه ی خود شد!
ازکشورهای جنگ ، تروریسم واستبداد زده که سوریه یکی ازآن ها می باشد ، ولید المعلم ، وزیرخارجه آن زنده باد رئیس جمهور ومرده باد مخالفان اورا بسیارخوب ابرازکرد. بیانیه ی که شایسته ی سوریه ی گرفتار حکومت مستبد وتروریستان زاده توحش آن نمی باشد. ابراهیم جعفری ، وزیرخارجه عراق گرفتارداعش شیعه و داعش سنی که داعش دومی به کمک حکومت آخوندی ایران وحکومت های لیبرال دموکرات بارک اوباما وترامپ تضعیف کرده شده است، درمجمع عمومی تنها ازخطرهمه پرسی کرد های عراقی سخن گفت. برخلاف او،مسعود بارزانی رئیس جمهور حکومت خود گردان عراق که بیانیه اش را از شبکه الجزیره شنفتم، چنین گفت:" حکومت بغداد به ما فدرالیسم ،کثرت گرای ،چند فرهنگی ودموکراسی را وعده سپرده بود؛ برخلاف، اکنون یک حکومت مستبد وفرقه گرارا تحویل داده است. ازاین رو،ماهمه پرسی را برگزارمی نمائیم." ازپاد شاهی عربستان که عادل الجبیر ، وزیرخارجه آن نمایند گی می کرد ، درسخنرانی درمجمع عمومی خواستار آشتی ملی دریمن شد. می دانم که خواستارآشتی ملی شدن وزیرخارجه عربستان در یمن ؛ اعتراف به شکست جنگ این کشور علیه یمنی ها می باشد. منصورهادی، رئیس جمهوریمن که مورد تایید عربستان می باشد وچند کیلومترمربع ازخاک کشورخود را زیرکنترول دارد وبقیه آن به شمول صنعا پایتخت آن کشوردرکنترول علی عبدالله صالح رئیس جمهورقبلی وهوتی هامی باشد، سخنی قابل قبولی درمجمع عمومی سازمان ملل نداشت. بلی، نماینده گان عربستان وامارات که کشورهای آن ها درجنگ فاجعه باریمن مصروف می باشند ، ازقطرخواستند که خواسته های سیزده ماده ی آن ها را پذیرا شود. ازاینکه درجریان سخنرانی آن ها، نماینده قطربیرون رفته بود وقبلا موضع کشورهای آن ها را مخالف قانون بین الدول اعلام کرده بود، معلوم می شود که عرب ها مانند افغانستان وپاکستان درگردهمای امساله ی سازمان ملل بی پیام می باشند. آری ، ازعرب ها، تنها محمود عباس رئیس اداره خود گردان فلسطین پیام داشت وآن اینکه اسرائیل همه سرزمین فلسطینی ها را اشغال وخاکی باقی نگذاشته است درآن کشورفلسطین ساخته شود!
ازاروپای شرقی ، وزیرخارجه روسیه گفته بود که جهانی سازی باید ما را همسوبسازد نه اینکه جدا بسازد. بخش عمده ی سخنرانی رئیس جمهور فرانسه تامین صلح درجهان درروشنای قانون بین الدول بود ؛ وسخنرانی نماینده انگلیستان را نه شنفتم. ازاین که ،انگلیستان زیرسایه امریکا درجهان انگلوساکسون می باشد؛ بازتاب سخنرانی رئیس جمهورامریکا بسنده می باشد. بلی، برایم شنفتن سخنرانی نماینده آلمان مهم بود، اما ازاینکه درآن کشور انتخابات جریان داشت ، ممکن است باعث به تعویق افتادن سخرانی نماینده آن شده باشد. ازاین نگاه که فرانسه مکرون وآلمان مرکیل ،هم نظری درباره مسایل اروپا وجهان دارند،بازتاب نظر رئیس جمهور فرانسه درمجمع عمومی که بازتاب داده شد بس است. ازامریکای جنوبی ومرکزی،مکزیک وپورتوریکو وجمهوری دومینیکن گرفتار زمین لرزه وتوفان بحری بودند، ازاین رو، نتوانستند به مجمع عمومی بروند. برازیل گرفتار سیاست مداران فاسد وکولمبیا مصروف آشتی با مارکسیست های روبه صلح آورده وآرژانتین گرفتارکشمکش چپ وراست می باشند. ازاین رو، ازمنطقه ، نخست وزیروینزیویلا درمجمع عمومی به صراحت گفت که ستیج مجمع عمومی ستیج بیان صلح می باشد؛ برخلاف، رئیس جمهور ترامپ آن را به ستیج اعلام جنگ تبدیل کرد! و اسپوتنیک، خبرگزاری روسیه گزارش داد که ایوامورالیس ، رئیس جمهور بولیوی درصفحه تویترخود نویشته است که ترامپ بدترین تهدید برای کره ی زمین وبشریت می باشد که با تحریم های غیرقانونی می خواهد وینزیویلا را منزوی نماید.
با درنظرداشت بازتاب همه یا اغلب نگاه های انسانی وغیر انسانی رهبران کشورها درمجمع عمومی سازمان ملل ،ازمحمد و بهاری ، رئیس جمهورنیجریه ، باز ستایش وازآنتنیو گوترز، منشی عمومی سازمان ملل هم بخاطراداره خوب گردهمای سران کشورها وتا کید ش بر مصیبت تحمیل شده برمسلمان های میانمار که ازآن بنام نسل کشی یاد کرد،قدردانی می نمایم! با توجه به قدرت نمای کشورهای بزرگ وعدم توجه آن ها درگردهمای جاری سازمان ملل به ریشه های تروریسم ومسئله آواره گان وفقروحکومت داری های غیرمسئول درجهان پس مانده که بحرانزاوتروریسم آفریده اند ، بهتر می دانم درباره مواضع غیرانسانی بسیاری کشورها به خصوص قدرت های بزرگ درمجمع عمومی، این شعر اقبا ل درباره جامعه ملل سلف سازمان ملل را بازتاب ونویشته را پایان دهم:
تابرافتد شیوه رزم دراین بزم کهن / درد مندان جهان طرح نو انداخته اند
من ازاین بیش ندانم که که کفن دزدی چند / برتقسیم قبور انجمنی ساخته اند
واقعیت این است که ، جامعه ملل بعد ازجنگ جهانی اول تشکیل شده بود تا نگذارد جنگ تکرار شود؛ ازاینکه جنگ جهانی دوم تباه کننده تروکشُنده ترازجنگ جهانی اول براه انداخته شد، بیهوده بودن جامعه ملل را به نمایش گذاشت. آری ، بعد ازجنگ جهانی دوم ، سازمان ملل متحد ساخته شد تا صلح را درجهان تامین نماید. برخلاف، جنگ سرد توسط قدرت های بزرگ دامن زده شد وجنگ های گرم به نفع قدرت های بزرگ با استعمال کردن کشورهای کوچک ودرمیانی براه انداخته شد. یعنی سازمان ملل نتوانست حقوق بین الملل ومنشورجهانی خود را تطبیق نماید. ازاین که ، امریکا ، بزرگترین قدرت جهان تهدید به نابود کردن کوریای شمالی کرده است ؛ وچین وروسیه ؛ درباره مصیبت مسلمان های میانمار، خاموش نشسته اند! ودرگردهمای جاری سازمان ملل، تعهدی به محمود عباس درجهت عقب راندن اسرائیل به مرزهای سال 1967 داده نمی شود ؛ ومشکلات آواره گان وتروریسم وحکومت های غیرمسئول و تروریست پرور وآواره زا به کمک قدرت های بزرگ ادامه می دهند، روح اقبال شاد که جامعه ملل را انجمن تقسیم کننده گان قبور نامیده بود. نامی که به سازمان ملل ، جانشین جامعه ملل بسیارخوب می تواند کاربرد داشته باشد!

Tuesday, 19 September 2017

نشستن برسربیضه های استعماروپشتون خواهی ومبارزه کردن علیه دیگرقوم های افغانستان ؛ بسیار مسخره می باشد

ابراهیم ورسجی
بیست وهفتم سنبله 1396
سیا ست کاران درکاخ شیشه ی زندگی می کنند
مقوله سیاسی
این تحلیل که درباره طرح 12 ماده ی- تفرقه انگیزانه ی ارگ نشینان متعصب وتاریخ زده که ازآدرس ثواب الدین مخکش ، یک کارمند اداره ی امور فاش شده وتوسط نشریه ی اطلاعات روزنشر شده است؛ ارایه شده است.ازاین که آن رادرصفحه ی فسبکم پخش کرده ام، لازم دانستم که دروبلاک اندیشه هم پخشش نمایم. متن گزارش 12 ماده ی را که فاشیست های پشتون متمرکزکرده شده درارگ توسط مسترغنی؛ علیه قوم های غیرپشتون افغانستان که 70 درصد نفوس این کشوررا شکل می دهند؛ تهیه کرده بودند ؛ وازآدرس ثواب الدین مخکش، کارمند اداره امورفاش شده وتوسط روزنامه اطلاعات روز،پخش شده است، خواندم. واقعیت این است که ، درتهیه طرح تفرقه انگیزانه ی 12 ما ده ی ، شخص مسترغنی مسئول است وکوشش دارد که با مستعفی اعلام کردن مخکش، بر سیاست خائنانه ووحدت شکنانه ی دستگاه متعصب وتاریخ زده ریاست جمهوری نقاب پوشانی نماید. نقاب پوشانی درشرایط وزمانیکه کشوربحران وتروریسم زده افغانستان بیشترازهربرهه وزمانی دیگری به وحد ت وهمسوی دربرابر دشمنان بومی وغیربومی خود نیازمبرم دارد.
اگرچه برای بیان منافقت وتفرقه انگیزیی دستگاه وطن ستیزانه ی ریاست جمهوری ، لازم است که درباره طرح خائنانه ی 12 ماده ی بررسی مفصلی نمایم، اما برای خود داری از طولانی شدن نویشته ، کوشش می کنم که به مهم ترین آن ها تماس گرفته فرهنگیان وروشنفکران همه ی قوم ها به خصوص تاجیکان را هشداردهم که ازکناراین طرح خائنانه سرسری نگذرند. روشن است. مد تی می شود که دستگاه ریاست جمهوری به تفرقه انگیزی آشکاردست زده است ؛ واین تفرقه انگیزی که با کارشکنی درتطبیق تفاهمنامه باصطلاح حکومت وحد ت ملی دست ساخت جان کری ، وزیرخارجه قبلی امریکا شروع شده بود؛ با دوسیه سازی برای ژنرال دوستم معاون اول ارگ باتهام کلان کردن مقعد احمدایشچی گسترش وبا دسیسه گری علیه استاد عطامحمد نور والی موفق بلخ به بهانه دروغین لت وکوب یک عضوپشتوزبان یا ناقل شورای ولایتی آن ولایت به اوج رسید.دوسیه سازی های یاد شده چنان بازارگند سیاست دست ساخت ارگ را گرم کرده بود که محقق گفت که نمی دانم ارگ نشین ها چه دوسیه ی را به من درنظرگرفته اند؟
آری، پایگاه مرد می ژنرال دوستم واستاد نور وموفقیت دومی درتامین امنیت وبازسازی ولایت بلخ وکشمکش میان ارگ وسپیدار؛ باعث شد که اقدام درجهت برکناریی والی بلخ نشود. البته که، ازپیاده شدن هواپیمای حامل ژنرال دوستم درمیدان هوای مزار ممانعت به عمل آورده شد. درزمینه، برداشت من این است که ، بخاطر اعلام رسمی ائتلاف نجات افغانستان درکابل که توسط آقایان: دوستم، ربانی، نور، ومحقق درترکیه شکل گرفته بود، ازپیاده شدن هواپیمای حامل نفردوم کشوردرمیدان هوای مزارممانعت به عمل آورده شد. افزون برممانعت ازپیاده شدن هواپیمای یاد شده درمزار، عده ازنوکران آی اِس آی درشهرجلال آباد ابرازموجودیت دربلند مدت صفری کردند، تا ارگ نشان دهد که بدون طرفداردرجنوب نیست!
بهرحال، اقدامات یاد شده نمایشی بود برای اینکه ارگ نشین ها نشان دهند که دردامن زدن به نفرت های میان قومی هم ماموریت دارند هم هنرمند می باشند. هنرمند یی که با فاش شدن طرح خائنانه ی 12 ماده ی به اوج رسید. درطرح یاد شده تمرکز برتقرری های نمایشی ازافراد دیگرقوم ها،تمرکزبرپشتون های فارسی زبان شده درهرات درحالیکه همه مرکزهای ولایت های جنوب ازلشکرگاه تا جلال آباد دارای پشتون های فارسی زبان شده می باشند وممانعت ازورود افراد نا متعهد دیگر قوم ها به ارگ وتوجه به وزیران پشتون طرفدارارگ ویکی دو ماده دیگرطرح یاد شده زیاد قابل توجه می باشند.
درباره تقرری های منافقانه ی یاد شده درارگ و...، تاحدی که اینجانب آن ها را پیگیری کرده ام، معلوم شد که برای منزوی کردن ژنرال دوستم چند جوان نوکارازبیک را ازتخاروجاهای دیگر دراداره امور تعیین ونمایش داده اند که به نسل نو تمرکزمی شود.اکنون که طرح 12 ماده ی فاش شده است، معلوم می شود که برطرفی های مقام های دفاعی وامنیتی بنام خون تازه دادن بد ستگاه دفاعی هم بخشی ازهمین طرح ننگین می باشد. درباره پشتون های فارسی زبان شده درهرات و...هم، بهترمی دانم که به مسئله دیگراشاره نمایم وآن اینکه ازنادرغدارتا هاشم جنایت کارحتابعدازآن جناورها،برای عده زیادی فارسی زبان ها درجنوب غرب وجنوب وجنوب شرق بزور وتطمیع تذکره / شناسنامه پشتون داده شد تا نفوس پشتون ها اکثریت جلوه داده شود.افزون برآن، فارسی زبان ستیزی هم کرده شد! وقتیکه موفق دراکثریت سازی نشدند وفارسی ستیزی هم شکست خورد، از مناطق قبایلی شرق خط دیورند پشتون ها را آورده در شمال وجنوب وغرب زمین دادند. جالب این است که ، همان پشتون های پاکستانی دردوره اشغال ارتش سرخ به زادگاه های خود رفته دوباره تذکره پاکستانی گرفتند وارتش پاکستان آن ها را بنام طالبان به افغانستان برگشت داد تا مردم این کشوررا قتل وترورنمایند.قبلا، شرق خط دیورندی ها دراردو ،برخی طیاره ها وچرخبال های اردوی افغانستان را بعدازشکست کودتا علیه حکومت دکترنجیب الله ، به پاکستان برده بودند! ازآن هم خنده داراینکه ، باگذاشتن ریش های درازاعضای طالبان هم شدند تا منافقت خود راخوب تر نمایش دهند!
شایان ذکراست که ، قبل ازبرگشت شرق خط دیورندی ها به زادگاه های خود یا پد ران شان، امین وتره کی مردم شماری کرده بودند، وقتیکه شمارپشتون ها از32% زیاد نبودند، به 150 هزارکوچی یک صفر اضافه کردند تا پشتون ها 40% شوند. این است مسئله اکثریت بودن قوم تهیه کننده های طرح 12 ماده ی. بهرحال ، توده هابه خصوص گروه های قومی به میدان سیاست آمده اند وانفجاراطلاعاتی زاده فن آوری مدرن دیگراجازه نمی دهند که اقلیت خود را اکثریت نمایش دهد وتفرقه انگیزی هم نماید.
دراین راستا، مسئله جالب این است که امریکا بادارحکومت کابل ودرواقع با دار تهیه کننده های طرح منافقانه ی 12 ماده ی هم دریافته است که آقایان درباره اکثریت بودن قوم شان دروغ می گویند. بطورنمونه، مجله نشنل جغرافیا درشماره ماه نوامبریا اکتوبر 2002 خود ، ترکیب قومی نفوس افغانستان را بررسی وبارنگ آمیزی به نمایش گذاشته است. درزیرنمایش یاد شده، با سوالیه مطرح کرده است که درلشکرگاه، مرکزقندهار، غزنی، گردیز، جلال آباد وکابل، کسی بزبان پشتو سخن نمی گوید وهمه فارسی سخن می گویند! پس، کجاست اکثریت بودن قوم طرح 12 ماده ی سازان؟ بادرنظرداشت گفته های یاد شده، درهرات پشتون های پشتو فراموش کرده وجود ندارند! مثلا، در سال های آغازین پیاده شدن ارتش سرخ به افغانستان ، من درمشهد وتهران با شماری ازپشتون های باصطلاح فارسی زبان شده هراتی تماس ودوستی داشتم که پشتون بودن را به خود توهین می دانستند! معلوم است. وقتیکه پشتون های فارسی زبان شده ی هراتی پشتون بودن را بخود توهین بدانند ، فکرنمی کنم که ابزارتفرقه انگیزان شده علیه فارسی زبان ها وازبیک ها و...کارنمایند!
درباره بستن دروازه ارگ به افرادی که ابزارپشتونیزم نمی شوند واستخدام نادان ها وفرصت طلب ها به نمایندگی ازدیگرقوم ها جمع کاربا وزیران پشتون طرفدارارگ ،نظرمن این است که هم عملی نیستند هم پختگی سیاسی مردم وافراد وسیع النظر درمیان پشتون ها نمی گذارند که موثرواقع شوند. اگرچه موثرواقع نمی شوند، اما خوب است که خبث باطنی متعصبان تاریخ زده را برملا کرده ومی کند. بنابرآن ، به سازند گان طرح ننگین 12 ماده ی می گویم که زمان را عوضی گرفته اید!!! مثلا، شما که در 17 سال گذشته با وجود نشستن درسربیضه های استعمارنتوانستید بزاد گاه در جنوب افغانستان رفت وآمد نمائید ودرواقع ازاین طریق کمک کردید به اشغال منطقه توسط تروریستان ؛ پس، چگونه می توانید با طرح ننگین 12 ماده ی تان دیگرقوم ها را منزوی وحکومت کابل را فاشیستی- قبایلی بسازید؟
ازاین رو، برای شما طرح سازان تفرقه اندازمی گویم که بدانید که درکاخ شیشه ی سیاست نشسته اید! یعنی هم مردم به خصوص آگاهان نظاره گرمنافقت های شما می باشند هم کاخ شیشه ی تان با سنگ ریزه های کوچگ فرومی ریزد! معلوم است که هم تروریستان هم حریفان تان سنگ ها را بد ست گرفته درحال هدف گیری کاخ شیشه ی تان می باشند! بنابرآن، هم به شما هم به سران گروه های قومی ومذهبی دیگرقوم ها پیشنهاد زیررا پیش کش ونویشته را پایان می دهم. نخست، به شما فتنه گران وتفرقه انگیزان تهیه کننده ی طرح 12 ماده ی می گویم که پایگاه قبیلگی تان را طالبان درجنوب اشغال کرده اند ودرکابل نشسته برسربیضه های استعمار سیاست می کنید. خوب است که استعمارگرهم فهمیده است که برده آن می باشید وبدن حضورنظامی آن مرگ یا فراربا هزاران ملیون دالر به سراغ تان می رسد.ازسوی دیگر، تحولات جاری به گونه ی رقم خورده است که باحتمال قوی حضورنظامی بادارهم زمین را درزیرپاهایتان آرام کرده نمی تواند.
اکنون که ، گفته شد که حضورنظامی استعمارهم زمین را درزیرپای نوکرانش یا نشسته ها برسربیضه های آن آرام کرده نمی تواند ، چه ماند به اینکه پشتون گرایی منافقانه ی آن ها را تقویت نماید! به نیروها وافراد گروه های مذهبی وقومی ای دیگرقوم ها پیشنهاد می کنم که دوکارزیررا انجام دهند: نخست،طرح تفرقه انگیزانه ی 12 ماده ی را جدی گرفته هوشمندانه کمردرجهت کنارزدن آن بسته نمایند؛ دوم، احتمال سازش طرح سازان با تروریستان ویا جاده سازی شان برای تروریستان هم تبارشان قویا درمیان است.ازاین رو،برای دفع طرح 12 ماده ی ضد ملی ای تفرقه انگیزان،طرح ملی تهیه وبه میدان بیاورند تا سیه روی شود / هرکه دراو غش باشد! درغیرآن ، نیروهای مذهبی وقومی دیگرقوم ها بدانند که تفرقه انگیزان ارگ نشین ،تروریستان وحکمتیار شکست خورده که به کالبد مرده ومتعفن سیاسی اش تازه توسط نوکران شبکه های جاسوسی درارگ و... نفس مصنوعی دمیده شده وبرای دامن زدن به تفرقه های مذهبی- سیاسی به میدان سیاست وارد کرده شده است ،درجهت منافع دشمنان منطقه ی وفرامنطقه ی افغانستان وضع خطرناک وضد ملی را رقم خواهند . وضعی که بزیان مردم افغانستان حتا پشتون ها تمام خواهد شد!
منبع طرح:
Etilaatroz.com/51618

Saturday, 16 September 2017

حکمتیاری بی حکمت ؛ ازسکوت کنی ، به نفعت می باشد

ابراهیم ورسجی
بیست وپنجم سنبله 1396
این تحلیل انتقادی را پیشتر درپیوند با گفت وگوی مسترحکمتیاربا خبرنگار بخش فارسی بی بی سی کرده ودرصفحه فسبکم پخش کرده بودم؛ ازاین رو، بهترانستم که آن را دروبلاک اندیشه نیزپخش نمایم تا خوانند گان ازآن بهره مند شوند! این است متن تحلیل: دراین شکی نیست که ایران درافغانستان مداخله می کند، اما دراین هم شکی نیست که مداخله ایران درافغانستان درمقایسه با مداخله پاکستان بسیارناچیزمی باشد.ازاین رو، وقتیکه حکمتیارمداخله ایران رادرافغانستان بزرگ وبرمداخله حتا اشغالگری پاکستان درافغانستان چشم می بندد، ادای نوکری به آی اِس آی می نماید.دررابطه به این ادعای حکمتیارکه دردوران اقامتش درایران زندانی سیاسی بوده است، بیاد او بدهم که دراخیرماه دلو1375 ، من با شما واستاد ربانی وچند عالی جناب دیگرازمیدان هوای کندز تا میدان هوای مزار وازآنجا تامشهد وتهران همراه بودم؛ ودرتهران دریک کنفرانس راجع به افغانستان شما واستاد ربانی ، مجددی ، محسنی ،محمدی و...سخنرانی کردید ودرکاخ سعد آباد مهمان بودید نه زندانی. وقتیکه من ازایران بخاطرتوهین اطلاعاتی های جمهوری اسلامی درروزباصلاح قدس درمشهد ، به پاکستان رفتم، شمادرهمان قصرمهمان جمهوری اسلامی ایران بودید. سال ها بعد،درپشاور،یک مقاله ازشما درروزنامه وحدت بزبان پشتو چاپ شد که درآن گفته بودید که پاکستان درباره تان کم مهری کرده است. بعد ازآن بود که خبرشدم ازایران به پاکستان تشریف آورده درمهمان خانه آی اِس آی اتراق کرده اید وازهمان مهمان خانه علیه حضورنظامی امریکا وناتوتا چند ماه قبل اعلامیه ها صادرمی کردید وجهاد علیه امریکارا فرض عین اعلام می کردید.بلی، من؛ نویسنده کتاب دوجلدی" جهاد افغانستان وجنگ سرد قدرت های بزرگ"، به سراغ جهاد ننگین شماکه کابل را ویران کرد وطالبان وتروریسم شان را به تدبیرانگلیستان واجراکاری ارتش جنایت کارپاکستان تولید کرد، فاش کرده ام.
اگرچه درباره شما وجفنگیات گوی تان بسیارسخن هادارم که دراین تبصره کوتاه جای نمی گیرد. بهرحال،نهایت شرمساری به شما این است که درجنگ جلال آباد زیرفرماندهی ژنرال حمید گل جنایت کار، پای حنیف اتمرخرد ضابط خاد را قطع کردید واکنون با امضای معاهده ننگین صلح با همان خرد ضابط بی سویه که چند جمله انگلیسی را انتلجنس سرویس انگلیس وآی اِی آی برایش داده داده اند امضا ودرنهایت ذلت به کابل آمده ای. شایان ذکر است که ،پیش ازامضای معاهده نامبرده، یکی ازمتعهدان حزب شبه اسلامی شما ازنیوزلند مطلبی را ازطریق فسبک برایم ارسال وخواست که تبصره نمایم وتاکید داشت که به شما بی حکمت پیشنهاد داده بود که با حکومت ننگین کابل مصالحه نه نمائید! من، به عضو وفادارحزب شما می شناسیدش گفتم که توضیح بده که رهبرت خودش با امضای معاهده ننگین صلح به کابل می آید یا اعزامش می دارند.ازاینکه می دانست اعزام می شوی، درپاسخم چیزی نگفت وهمین دیروز مطلبی بسیار زننده علیه شما بدون نام بردن ازشما درصفحه فسبک نویشته بود.
بهررو، برای تفرقه اندازی قومی درافغانستان ،درباره نسل کشی پشتون هادرشما ل هم دروغ هم می گوئی. به این خاطرکه، درشمال نسل کشی قومی نیست، بلکه تروریستان همتبارشما هستند که پشتون ها وغیرپشتون هارا زیرفرمان افسران آی اِس آی زخمی وشهید می کنند. مثلا، دوسال قبل، دوجوان ویک موی سفید پشتون ازجوزجان را درکابل دیدم که ازستم های طالبان برپشتون هادرولایت های جوزجان وفاریاب اول وازستم بی حکومتی درگام دوم به همه به من سخن گفتند.بلی، درشمال وجنوب وشرق وغرب ومرکز،درنتیجه ناتوانی جاسوسان امریکا وانگلیس ازقوم شما درارگ و...دردولت سازی وتامین امنیت که 200 هزارمیلیون دالرکمک های جامعه جهانی برای دولت سازی وبازسازی را غارت کرده اند ونه دولت ساختند ونه بازسازی کرده اند!!! درواقع، مردم افغانستان را گرفتارتروریسم طالبان ومصیبت های بی شماردیگرکرده اند. ازهمه مسخره اینکه ، بی حکمت آقا،برای تفرقه انگیزیی قومی درافغانستان چند قومی، ازنسل کشی پشتون ها برخلاف واقعیت درخلاف واقعیت درشمال سخن می گوی، اما از کشتار مردم هزاره میرزاولنگ توسط طالبان همزبانت وازحملات تروریستی داعش درمساجد شیعه ها درکابل وهرات توسط داعش یا طالبان نام داعش داده شده وازحمله یک عضو جنایت کارحزب خودت درمسجدی تخارسخنی بزبان نمی آوری! بهرحال ، دراخیر،دیروز سخنرانی طولانی مولوی هبت الله رهبر طالبان درباره شمارا ازطریق یوتیوب شنیدم، ازاین رو، برای شناخت بهترخودت ،بهتراست که سخنرانی یاد شده را بشنوی تادرسی شود برایت تا سکوت پیشه کنی.سکوتیکه به نفعت می دانم!

وقتیکه سخن گوی طا لبان درباره استقلال افغانستان ومبارزه علیه امریکا سخن می گوید ، ازخنده روده درد می شوم

ابراهیم ورسجی
بیست وپنجم سنبله 1396
این تحلیل را درپیوند با گفت و گوی خبرنگار خبرنگاریی مهر با سخن گوی طالبان زیرعنوان"طالبان برادرعربستان است"به عمل آورده ودرصفحه فسبک خود پخش کرده بودم؛ ازاین رو، بهتردانستم آن را دروبلاک اندیشه هم بازتاب دهم تا خوانند گان آن مستفید شوند! ومتن تحلیل ازاین قرارمی باشد:خوب شد که سخن گوی طالبان هم مدافع استقلال افغانستان وامریکاستیزشد! من که هم زبان اردو می دانم هم زبان انگلیسی وهمه روزه رسانه های پاکستانی را پیگیری می کنم؛ با خواندن سخن های سخن گوی طالبان دریافتم که تنها سخنان سخن گوی وزارت خارجه پاکستان را جع به افغانستان وحکومت کابل وهند را تکرارکرده ومی کند.ازاین رو،من طالبان را شاخه ریشوی ارتش پاکستان ودشمن خودمختاریی افغانستان می دانم. بنابرآن، بهتراست که باسناد مراجعه نمایم؛ تاسیه روی شود هرکه دراو غش باشد! مثلا، درکتاب “ جنگ های اشباح“ نویشته ستیف کول، نویسنده مشهورامریکای آمده است که از1979تا 1989 یا شروع پیاده شدن ارتش سرخ تا عقب نشینی آن ازافغانستان،“ از36 تا 46 میلیارد دالراسلحه وارد افغانستان کرده شده بود.“ پاکستان که به حیث سگ زنجیری امریکادرمدت یا د شده عمل می کرد ونزاع مرزی با افغانستان هم داشت؛ بعد ازعقبب نشینی ارتش سرخ، اول ازحزب اسلامی حکمتیاراستفاده کرده کابل را ویران کرد ودوم ازمناطق جنوبی وجنوبی غربی وجنوب شرقی افغانستان، پایگاه های دفاعی افغانستان رابرچید وسلاح های آن هاراغارتکرد.
درحالیکه پاکستان به حیث حامی قوم پشتون بدشمنی با فارسی زبان ها وازبیک های افغانستان برخاسته بود،هم حکومت جهادی ها دردست فارسی زبان ها افتاده بود هم پایگاه های دفاعی این کشوردرکابل وهرات ومزار، دردست فارسی زبان ها وازبیک هادست نخورده وبدوراز دسترس پاکستان باقی مانده بود. بلی، پاکستان که خلع سلاح کامل افغانستان را پیگیری می کرد وموفق نشده بود توسط حزب اسلامی حکمتیاراین کاررا بکند؛طالبان را به حیث شاخه ریشوی ارتش خود ساخته بنام تطبیق شریعت وارد افغانستان کرد. طالبانی که 90% اعضای آن توان قرائت قرآن را نداشتند شدند مجری شریعت درافغانستان.ازهمه خنده داراینکه ، طالبان جاهل هم مجری شریعت شدند هم مدافع استقلال افغانستان شدند، درحالیکه فرماندهی شان دردست ژنرال نصیرالله بابروزیرداخله پاکستان، رحمن ملک معاون او وکرنیل امام افسر آی اِس آی بود.ازهمه خنده داراینکه ، مطابق مصاحبه بی نظیربوتو نخست وزیر قبلی پاکستان درسال 2001 با روزنامه لوموند فرانسوی،پروژه طالبان را انگلیس با موافقت امریکاساخته بود وتمویل آن را عربستان واجرای آن را ارتش پاکستان بدوش گرفته بود.ازاین رو، وقتیکه طالبان درهفته اخیر سیپتامبر 1997به کابل رسیدند،پاکستان وعربستان وامارات متحده اداره وحشی آن هارا برسمیت شناختند. طوریکه درکتاب“ طالبان“ نویشته احمد رشید آمده است، معاش ماهوار افراد اداره طالبان را سی آی ای / سازمان اطلاعات مرکزی امریکا ازطریق وزارت خزانه داری پاکستان می پرداخت. بلی، آی اِس آی ازپشتون های مقیم غرب به خصوص امریکا وانگلیستان دسته های را بکارگرفت تا برای طالبان تبلیغ کنند. مثلا، درکتاب “ جنگ اشباح“، آمده است که خلیلزاد درامریکا فعال ساخته شد تا اداره طالبان درکابل را تنها عامل تامین امنیت دراین کشورجابزند همچنان مانع تامین رابطه میان احمدشاه مسعود فرمانده جهادی مخالف طالبان وامریکا درزمانی شود که دردوطرف هندوکش دربرابر طالبان ووآی اِس آی ایستاده بود. برای اینکه عربستان دوامدار حامی طالبان بماند، آی اِس آی، القاعده راساخته درکنارطالبان ایستاد کرد وبه عرب ها این گونه تلقین کرد که علیه نفوذ ایران درافغانستان می رزمد.
درآن شرایط، معلوم است که اداره وحشی طالبان والقاعده حمایت های عرب ها، امریکا وانگلیس را داشت؛ وآی اِس آی کوشش کرد که ژنرال دوستم ازقوم ازبیک را که درمزار قدرتمند بود فریب داده با تطمیع ژنرال ملک که مادرش ازپشتون های ناقل فاریاب بود براندازد.ازاینکه بازی پاکستان دغلکاری وفریب بود،دوستم وملک درکنار احمد شاه مسعود قرارگرفته طالبان را ازمزار تا بادغیس فراری دادند.درهرات هم ، طالبان با فریب کاری پاکستان پیشرفته بودند.درجنوب خط دیورند هم، طوریکه درکتاب های جنگ های اشباح وفرورفتن درآشوب آمده است،دالرهای امریکا وریال های عربستان درجهت تطمیع جهادی های پشتو زبان موثرواقع شده بود وآی اِس آی کوشید که سلاح های سبک وسنگین افغانستان را جمع ودردیپوهای نظامی خود ذخیره نماید.
درچنان شرایطی، رویداد یازدهم سیپتامبر2001 رویداد وامریکا وانگلیس بنام جنگ علیه تروریسم وارد افغانستان شدند. به سخن دیگر، طالبان به حیث جاده صاف کن غالبان نقش بازی کردند. طرفه اینکه جورج بوش وتونی بلیروبدون خون کردن بینی طالبان ریشو، طالبان دریشی پوش را که قبلا درغرب وپاکستان فعال کرده شده بودند،درکابل بریاست طالب کرزی به قدرت نصب کردند.درجنگ های اشباح آمده است که کرزی درشروع پروژه طالبان، 50 هزاردالربه این گروه پرداخته بود ودرکتاب احمد رشید“ فرورفتن درآشوب“ آمده است که کرزی کوشش کرد تانماینده طالبان درسازمان ملل شود وامضای ملاعمررا گرفته به وزارت خارجه پاکستان رفت. ازاینکه قبلا ملاحکیم مجاهد درمقام یاد شده توظیف شده بود، کرزی در فهرست انتظارگرفته شد.انتظارکرزی هم به رئیس جمهورساخته شدنش درکابل توسط جورج بوش، تونی بلیر وپرویزمشرف انجامید! ارتش پاکستان که درظاهر کمک به حکومت طالبان دریشی پوش زیرریاست کرزی کرده بود، بعد ازاشغال عراق توسط امریکا وانگلیس، دریافت که سی آی آی درساختن اداره درکابل جدی نیست، طالبان والقاعده را بازسازی وروانه افغانستان کرد. درافغانستان هم، این دوگروه تروریستی جزکشتن مردم افغانستان زیانی قابل چشم دیدی به سربازان امریکای رسانده نتوانستند.عربستان هم که ازسپرده شدن عراق بدست شیعه های طرفدارایران توسط امریکا وانگلیس ناراحت شده بود؛ القاعده را به کمک ارتش پاکستان به عراق برده داعش را ازآن درست کرد وبعد ازبهارعربی درسوریه، گروه النصره را ازآن درست کرد. بنابرآن، طالبان، القاعده ، داعش، النصره ،ملیشه های ریشوی پاکستان وعربستان درجهت تامین منافع امریکا ازافغانستان تاسوریه ؛وحشد شعبی عراق، داعش شیعه جعفری زیراثرایران وحکومت بشاراسد، داعش شیعه علوی درخدمت روسیه وایران می باشند ونتیجه کارشان هم تباهی مسلمان ها وفایده رساندن به امریکا، انگیستان وروسیه می باشد و بس.

Sunday, 10 September 2017

رقابت های مذهبی ایران وعربستان وائتلاف نظامی ها وملاها درپاکستان ؛ باعث پیدایش وگسترش جهاد گرای شده اند

ابراهیم ورسجی
بیستم سنبله 1396
ازآنجا که، این نویشه به گونه ی تبصره به نویشته ی پپه اسکوبار زیرعنوان :" چرا اجازه نخواهند داد که جهاد طلبان ازبین بروند"؟ پخش شده درمرکزمطالعات جهانی سازی که ترجمه فارسی آن درمجله هفته پخش شده است؛ ارایه شده بود.وازاین نگاه که افغانستان به حیث مرکز وپایگاه آغازین جهاد طلبان به حمایت امریکا، انگلیستان وعربستان با اجراء کاریی پاکستان مورد بهره برداری قرار گرفت ؛ ودرادامه آن ،آی اِس آی
شبکه اطلاعاتی- امنیتی ارتش پاکستان ، طالبان والقاعده را به کمک مالی عربستان وامارات متحده ساخته ازافغانستان به حیث پایگاه تروریسم بهره برداری کرده زمینه سازی برای رویداد 9/11 وجنگ امریکا وانگلیستان علیه ی تروریسم کرد، بهتردانستم که آن را هم درصفحه فسبکم هم دروبلاک های انسان گرای واندیشه بازتاب دهم.
درباره پایان نیافتن ذهنیت وعملکرد جهادی گری ،بهتراست که به عامل ها وکمک کننده های آن توجه شود. من که بیشتر از چهاردهه می شود که شاهد پیدایش ورشد جهادی گری وتبدیل آن به تروریسم درافغانستان
وپاکستان می باشم؛ باورمند شده ام که حماقت کمونیست های بی سواد وجانی افغانستان که تنها دردوره چیزی کمتر ازدوسال حکومت تره کی وامین هم 32 هزارانسان های تحصیل کرده شهید کردند هم جاده سازی بر پیاده شده ارتش سرخ به افغانستان کردند ؛ وشخص تره کی بی سواد قبل ازرهبران جهادی اصطلاح جهاد را رایج ساخته بود،انگیزه دهنده ودرواقع پایه گذارجهادی گری درافغانستان بود. دربیرون مرزهای افغانستان هم ،پاکستان که هم با افغانستان نزاع مرزی داشت ودارد هم اسلام شعارو ازنظراسلام منافق می باشد،پناه داد به افراد ودسته های افغانستانی که هم مواد خام جنگ علیه کمونیسم روسی شدند هم ابزار تجارتی برای خودش هم ابزار برای امریکا تا انتقام شکست خود درویتنام را ازشوروی بگیرد. به این خاطرکه،شوروی حامی درجه اول مبارزان ویتنامی علیه امریکا بود؛ افغانستان باید به ویتنام آن تبدیل می شد که شد.
تا اندازه ی که من شاهد بودم ،تره کی احمق با اعلام جهاد علیه اخوانی ها واژه جهاد را مطرح ورهبران جهادی آن را علیه تره کی ودسته جاهل وآدم کش او ابزارکردند.ازاینکه حکومت تره کی درمیان مردم بی پایه ومنفور بود،جهادی ها با کمک های سازمان های اسلامی پاکستان وعربستان ومنابع درونی وکمک ناچیز آی اِس آی ، موفق در تضعیف هرچه بیشترآن شدند. با درنظرداشت نفرت بی پایان مردم افغانستان ازحکومت تره کی وامین وگسترش جهاد گرای درسراسرکشور ،اتحاد شوروی ازترس تاثیر اسلام گرایی افغانستان بر مسلمان های آسیای مرکزی،دست به پیاده کردن ارتش سرخ وحاکم ساختن ببرک کارمل درجای امین زد. امینی که کوشش داشت پاکستان باوی معامله کند وحتا به سوی گلبدین حکمتیارهم دست معامله گری دراز کرد.ازاینکه امین قبلا تره کی را زباله کرده بود وکارمل وجناح او در بیرون ودرون افغانستان علیه او موضع گرفته وفعال بودند،اتحاد شوروی با حفظ ساختارحکومتی درکابل،امین را حذف وکارمل را درجای او نشاند. شوروی با ورنداشت که به واکنش سخت غرب وتحریک مردم افغانستان علیه خود دست زده است.
برخلاف،پیاده شدن ارتش سرخ به افغانستان هم کمرجهادی ها را بست هم عامل مهم تجارت برای پاکستان شد هم امریکا وعربستان را درپشت سر جهادی های افغانستان ازطریق پاکستان قرارداد. دراین راستا، من شاهد بودم که هم تند روان مذهبی پاکستانی وعرب هم دالر های امریکای وپوند انگلیسی وریال عربستان جمع ابزار- آلات جنگی در اختیار نظامی های پاکستانی قرار گرفت تا با تحویل دهی آن ها به جهادی ها،کمر کمونیسم روسی رادرافغانستان بشکنند. بنابرآن، هجوم جهانی مذهبی های تند روبه سوی افغانستان ،درماندگی وبحران مشروعیت حکومت دست نشانده ارتش سرخ درکابل وبحران اقتصادی سرگیجی درمسکو ایجاد کرد. درواقع ،برآمد گورباچوف وفضای بازش کوشش برای بیرون شدن ازهمان سرگیجی بود. گورباچوف با اعلام سیاست نو گمان کرده بود که ریگان ومارگریت تاچر، دومحافظه کارسرسخت کمکش دربیرون شدن ازافغانستان می نمایند.نتیجه برعکس شد وتاوان سیاست رهبر تازه کارشوروی را افغانستان پرداخت.
تاوان پردازیی افغانستان این گونه بود که ، نظامی ها وملاهای پاکستانی این کشوررا به میدان بازی جهادی گری بی اخلاق وتهی مغز خود تبدیل کردند. درچنان شرایطی، ایران که درجنگ با عراق مصروف بود،ازآن رهاشده متوجه افغانستان شد. متوجه شدنی که پاکستان وعربستان یا دوسهم دارمهم تند روی درافغانستان را ترساند. با درنظرداشت توجه ایران به افغانستان که با زوال توجه امریکا همزمان شده بود،پاکستان مسئله فارسی وپشتورادرافغانستان راه اندازی کرده خود را مدافع پشتون های جهادی وایران را مدافع فارسی زبان های جهادی معرفی وحمایت عربستان را هم به این مسئله نفاق انگیز درافغانستان جلب گرد.ازخوب یابد رخ داد ها،جهادی های فارسی زبان جانشین حکومت دست نشانده اتحاد شوروی متوفا درکابل شدند نه جهادی های پشتوزبان طرفدارپاکستان.
ازاین رو،پاکستان وعربستان ازحزب اسلامی حکمتیار که پشتون بود علیه جمعیت اسلامی استادربانی فارسی زبان حمایت کردند ؛ وایران هم به حمایت ازشیعه های هزاره پرداخته هم کابل را ویران کردند هم میانه روی مذهبی را تضعیف کردند. پاکستان وعربستان که با همه کمک ها وتلاش های خود موفق دربیرون کردن جهادی های میانه رو فارسی زبان ازکابل نشده بودند،طالبان والقاعده را ساخته وارد افغانستان کردند. آری، با ورود طالبان والقاعده به افغانستان،پاکستان وعربستان موفق در گرفتن کابل شدند اما بر دوطرف هندوکش مسلط شده نتوانستند.ایران که غلط کرده بود،منافقانه وناوقت پشت سر جهادی فارسی قرارگرفت.هند که با توجه به جمعیت بزرگ مسلمانش ازتروریست پروری پاکستان ترسیده بود،به کمک مخالفان القاعده وطالبان پرداخت.درواقع ،بازی بزرگ درقالب نو درافغانستان شروع شد.
بعد ازآن که رخ داد 9/11 درامریکا روی داد ،جورج بوش وتونی بلیر اعلام جنگ علیه تروریسم کرده طالبان ریشو را عازم پاکستان وطالبان دریشی ونیکتای پوش را درافغانستان رئیس جمهور ووزیرساختند وبرای فریب کاری چند جهادی کته شکم وتهی مغزرا هم شریک آن هاساختند. درآن برهه،طوریکه دیده شد،جورج بوش وتونی بلیرقبل از دولت سازی درافغانستان ، درماه آوریل 2003 ، به اشغال عراق شتافتند.از رفتن جورج بوش وتونی بلیر به عراق قبل از دولت سازی درافغانستان،ارتش پاکستان این گونه برداشت کرد که امریکا درنهاد سازی درافغانستان جدی نیست. ازاین رو،طالبان والقاعده را باز سازی ودوباره روانه افغانستان کرد. درعراق،ازاینکه بوش وبلیر شیعه های طرفدارایران را دربغداد حاکم ساخته بودند،عربستان وامارات ودرواقع همه عرب ها ناراحت شده بودند. درچنان شرایطی،خامنه ی داعش شیعه را زیر فرماندهی نوری مالکی نخست وزیر امریکای عراق ساخته بجان سنی ها انداخت وعربستان به کمک ارتش پاکستان ،القاعده را به عراق برد؛واین گروه خود را درعراق بنام داعش نمایان ساخت. وقتیکه بهارعربی به سراغ حکومت فرقه علوی در سوریه رسید ، بشاراسد رئیس آن حکومت به خشونت دست زده کمر تندروی وتروریسم مذهبی را بسته کرد ؛ وتند روان وتروریستان بخش بزرگ عراق وسوریه اشغال کردند. درافریقا،صومالی که قبلا حکومت نداشت ودرآن آشوب وتند روی دست بالا داشت،با براندازی حکومت قذافی توسط فرانسه،انگلیس وامریکا وبحران یمن،از لیبیا تا افغانستان تبدیل شد به میدان رشد ونموی جهادی گری. درباره مهارجهادی گری، معلوم است که دولت های ناکام وشبکه های جاسوی باعث پیدایش وگسترش آن شده وتنها حکومت داری خوب می تواند به عمرآن پایان دهد.متاسفانه،تلاشی درجهت ایجاد حکومت داری خوب درکشورهای جهادی گری خیز دیده نمی شود که نماد آن افغانستان می باشد.ازاین رو،جهادی گری با وجود سرکوب داعش درعراق ریشه کن نمی شود وممکن است که به اشکال گونه گون ادامه یابد.