Wednesday, 26 April 2017

با ل وپرم را نشکن ! اولین سرود فارسی بود که درکاخ سفید نواخته شد

ابراهیم ورسجی
ششم ثور1396
لحظه قبل ، دریوتیوب، دیدم که که زیرعنوان» با ل وپرم را نشکن»، اولین سرود فارسی توسط خانم مژده و تیم هنری اش از افغانستان، درکاخ سفید البته دردوره ریاست جمهوری بارک حسین اوبا ما خوانده شد.درحالیکه، شنیدن سرود یاد شده به آواززیبای فارسی خانم مژده ازافغانستان برایم دلگرم کننده بود، اما عنوان سرود « با ل وپرم را نشکن» تکانم داد! به این خاطرکه ، وضع ناگوارزنان افغانستان را درکاخ سفید بازتاب می داد.آن هم دردوره ریاست جمهوری بارک حسین اوبامای مسلمان وافریقای که درد های زنان آفریقا را می‌داند ودرک می‌کند که درد های زنان افغانستان نماد دردهای زنان افریقا باشد.
آری ، سرود خوانی فارسی خانم مژده ؛ هم برایم خوشایند هم ناراحت‌ کننده بود. خوشایند به این خاطرکه ، یک زن فارسی زبان ازافغانستان با زبان زیبای فارسی اولین بار درکاخ سفید سرود خواند! وناراحت‌ کننده ازاین نگاه که، درد زنان افغانستان در خود افغانستان درمان وگوش شنوابرای درمان ندارد . متأسفانه ،این گوش ناشنوی ها سرخود را درزیر سایه دین پنهان کرده است! درحالیکه، به حیث یک نویسنده فارسی زبان ودارای معلومات ومطالعات درحوزه فرهنگ اسلامی،وضع زنان را درافغانستان دردناک می دانم؛ به این اصل نیز تأکید می‌ورزم که، اسلام هرگزچنین وضعی غم انگیزرا برای زنان روانداشته است.ازاین رو ،خدمات خانم فاطمه مرنسی ، دانشمند مراکشی ومدافع حقوق زنان بیادم آمد که درکتابش» تفسیر زن گرایانه ازقرآن» بسیارموفقانه ازحقوق زنان دفاع ومبارزه اش برای زنان وطنش میوه داده است. واقعیت این است که روانشاد مرنسی درکتابش تأکید ورزیده است که احادیث مربوط بزنان باید اززنان پیامبرص گرفته شود نه راویانی مانند ابوهریره / پدرپشک.خانم مرنسی درکتاب خود، یاد کرده است که « عایشه رض درکوچه های مدینه ابوهریره را می‌دواند که این همه حدیث های مخالف زنان را رسول ص چرابرای زنانش ازجمله من نه گفت که برای توگفت؟
جای تأسف این است که ، درزن ستیزی درجامعه های مسلمان ،تنها حدیث های مخالف قرآن نقش بازی نکرده اند،بلکه فقه هم بسیار زن ستیزانه علیه حقوق زنان سنگرگرفته است. فقهی که طالبان میوه تلخ سیاسی‌اش درافغانستان وپاکستان می باشند.وقتیکه زن ستیزی طالبان را با نظامی گری وملاگری درپاکستان وتروریسم وزن کشی شان درافغانستان جمع کنم که جمع هستند،زندان بزرگ بنام افغانستان برای زنان درست می شود.زندانی که خانم مژده یکی اززندانی هایش درکاخ سفید می سراید که" بال وپرم را نشکن»! من درحالیکه سرود خانم مژده واعضای تیمش ومشکل هم نوعانش را درافغانستان درک می کنم، برای ملایان وشورای صلح وکمیسیون حقوق بشر و4020 انجمن با صطلاح جامعه مدنی و106 حزبک های سیاسی وشبه دانشگاه‌ها یا پوهنتون های افغانستان می‌گویم که بشرمید! بلی، شرمیدن کافی نیست. پس،کمربسته کمک به بیهبود وضع زنان کنید. زنانیکه ناله شان با سرود "با ل وپرم را نشکن»، درکاخ سفید نواخته شد!

Tuesday, 25 April 2017

افغان خریده نمی شود؛ کرایه می شود

متل انگلیس
ابراهیم ورسجی
ششم ثور 1396
باتوجه به حضوربی شمار امیران افغان دریوزه گر دردربارهای شرکت هند شرقی ، بعدا هند برتانیه ؛ روسیه تزاری ودرادامه ی آن اتحاد شوروی، انگلیس های فرمان را برهند برتانیا، این متل خنده آوررا ساخته بودند که ( افغان خریده نمی‌شود بلکه کرایه می شود.) اگرافغانستان برای بیشتر ازدو ونیم سده ، گرفتار دوره باطل وابستگی به کهنه – سرخ استعمارگری ماند ودرادامه آن گرفتار جهاد وتروریسم زاده آن وتشریف آوری ناتو بنام مبارزه با تروریسم وحکومت مسخره کرزی وحکومت کنونی غرق دروابستگی به امریکا مانده است، علت آن را درموجودیت افغان های سیاست کار- کرایه ی باید جویاشد.
آری، این تبصره مختصر- دردناک را به این خاطرمی نویسم که لحظه ی قبل درسایت خبرگزاری روسیه بزبان فارسی دری،این گزارش را خواندم که کرزی به مسکو رفته وملاقات با لاوروف ،وزیرخارجه روسیه داشته است.اگرچه کرزی به حساب امروز، یک مهره سوخته است وبیهوده تلاش می‌کند بعد ازکرایه شدن به آمریکا وانگلیس، درکرایه روسیه درآید! اما ، برای من زمان سفرکرزی آماده کرایه شدن به مسکو مهم است. به این خاطرکه،سه روزقبل، جیمزماتیس، وزیردفاع آمریکا به افغانستان آمده بود وگفت که روسیه برای طالبان کمک می‌کند واخطارهم صادرکردتا مشوق غنی- عبدالله شود که صند لی های لرزان شان زمین بوس نمی شود.
اگرچه ، دریک تبصره کوتاه درخبرگزاری روسیه بخش فارسی دری، بعید دانستم که مسکو برای طالبان کمک نماید.همچنان، لاورف ، وزیرخارجه روسیه ادعای وزیردفاع آمریکا مبنی برکمک کشورش به طالبان را رد وبی ربط نامیده است. باوجود آن، رفتن کرزی به مسکو وستایش او ازموضع روسیه درباره اوضاع افغانستان هم خنده آورهم جالب است.خنده آور به این خاطرکه، کرزی زمان را عوضی گرفته است.ازاین لحاظ که، دوره کرایه شدن کرزی برای مسکو گذشته است، البته از دونگاه:نخست،درداخل افغانستان قوت های دیگری حضور دارند که توی دهن افغان های کرایه ی بخصوص کرزی می کوبند؛ دوم،افغان های کرایه شده ی دیگر هنوزهم درکابل دوره کرایه ی شان به امریکا تمام نشده است.جالب ازاین نگاه که، کرزی بسیارشتاب زده به‌ سوی کرایه گیر یا مسکورفت.درحالیکه، کرایه گیرتاکنون شتابی درزمینه ازخود بروزنداده است! ازسوی دیگر، امریکا برنامه بلند مدت درافغانستان دارد وبه مسکو اجازه نمی‌دهد که کرزی کرایه ی را ارگ نشین نماید.ازهمه مهم اینکه ، روسیه درموقعیتی نیست که کرزی را کرایه کرده ارگ نشین نماید. بلی،کوشش های روسیه وچین ودیگر بازی گران منطقه ی ازمجرای سازمان ملل درجهت مهارتروریسم درافغانستان عملی ودرست است، اما نه درسمت کرایه سازی افغان های کرایه شونده ازگونه ی کرزی. زیراکه، تاریخ کرایه شدن کرزی ها سپری شده است ؛ ومردم به میدان آمده‌اند ومبارزه می‌کنند تاموقعیت خود را تارسیدن به خود گردانی ومهرباطل زدن به دور باطل کرایه ی ها تثبیت کنند!

Monday, 24 April 2017

حمله فاجعه بارطالبان برقرارگاه سپاه شاهین؛دستاورد حکومت ننگین کرزی وضعف حکومت کنونی می باشد

ابراهیم ورسجی
پنجم ماه ثور1396
حمله تروریستی طالبان برقرارگاه سپاه شاهین درولایت بلخ ؛ ولایتی که بسیار با ثبات معلوم می شد، نشان داد که اوضاع سیاسی- اجتماعی- امنیتی- دفاعی افغانستان بسیارشکنندهشده است وامید واریی کمتری وجود دارد که بهبودی دراوضاع رونما شود.ازاین رو، دراین نویشته ، کوشش می‌کنم که به عامل های گستاخ ترشدن تروریستان ولرزان ترشدن حکومت وبحران اعتماد درمیان مردم نسبت به حکومت بپردازم. واقعیت این است که ، شکننده بودن اوضاع اجتماعی- امنیتی- سیاسی افغانستان ؛ عامل های دارد که پرداختن به آن‌ها ونشان دادن راه بیرون رفت ضروری به نظرمی رسد.
من ؛ به حیث نویسنده ، تحلیل گرسیاسی با پیشینه ی تحصیل درسیاست وتاریخ وشاهد تمام رویداد های دردناک افغانستان ازکودتای ماه سرطان 1352 تا کنون،می توانم عامل های بحران کنونی وگستاخ ترشدن تروریستان وحامی آن‌ها را این‌گونه ردیف بندی نمایم: نخست،دست های خرد وبزرگ پشت سرجهادی ها وطالبان وتبدیل اخیری به یک جریان تروریستی ونشاندن القاعده درکنارآن ها، پیش و بعد ازرویداد یازدهم سیپتامبر 2001 ، و درقرارداد ننگین بن بتاریخ پنجم ماه دیسامبر 2001 ،بدترین مهره هارا برای حکومت داریی پسا طالبانی درکابل بالا کشیدند؛ دوم، بنام جنگ علیه تروریسم ، بدون خون کردن بینی یک طالب واعضای القاعده ، آن‌ها را به مرکزشان، یعنی پاکستان اعزام کردند؛ سوم،باتوجه به بالاکشیدن مهره‌های دزد وراهزن ونابکار درسیاست واداره افغانستان، توجهی به دولت سازی کرده نشد ؛ چهارم،کرزی وبرادران وهمکارانش ازقبایلی ها، تفنگ داران بی‌فرهنگ جهادی- طالبانی وتکنوکرات های بی‌خبر ازاداره، کمک‌های 140 هزارمیلیون دالری آمریکا واروپا ودیگرکشورها را غارت کردند؛پنجم،غارت کمک‌های بیرونی توسط کرزی وسهم داران سفره حکومتش به شمول غارت منابع مالی درونی، مردم افغانستان را درفقربی سابقه فروبرده به نارضایتی نسبت به حکومت یا شبه حکومت دامن زد . درواقع ،ازهمان نارضایتی بود که ، طالبان وحامی شان کتابچه قطور سربازگیری را درجنوب ومانطق مشخصی دردیگربخش های افغانستان بازکردند؛ ششم،نوکریی کرزی وهمکارانش به پاکستان، به ارتش آن کشور موقع فراهم کرد تا طالبان والقاعده را بازسازی وبه افغانستان برگرداند.
اگرچه بحران سیاسی جاری وگسترش بی سابقه تروریسم درافغانستان ، عامل های دیگری هم دارد، اما برای طولانی نشدن نویشته ، ازآن ها صرف نظر کرده تنها به بررسی عامل های یاد شده به حیث عامل های مهم بحران وگسترش تروریسم پرداخته راه بیرون رفت مورد نظرخود را ارایه می کنم. ازنگاه من، شاهد همه رویداد های چهاردهه به‌خصوص 16 سال گذشته ،افغانستان پسا طالبانی به سیاست مداران ومدیران کارفهم ودرست کار نیازداشت نه دغل کاران تجمع کرده درحکومت بیمار- مسخره کرزی. حکومت مسخره ی که تالاب حفرکرده اش،حکومت کنونی راکه مهره‌های مهمش سهم دادستارخان ر آن بودند، ازکله تا ناخن پا غرق وبه تروریستان وحامی شان موقع داد تا شهروروستاکه خیر، حتا دربیمارستان چهارصد بسترارتش درکنارارگ وسفارت آمریکا درکابل ، وپایگاه لشکر شاهین دردهدادی درمزار، یا امن ترین شهر رخنه کرده به گونه ی بی سابقه سربازوافسرکشی کرده افغانستان را تکان دهند!
دراین راستا، سؤال این است که چگونه ده تروریست عضوطالبان با بهره برداری ازدوموتر امبولانس ارتش توانستند به مرکز لشکر شاهین رفته سربازان وافسران را بعد ازادای نمازجمعه ودروقت بیرون شدن ازمسجد شهید وزحمی نمایند؟ ازنگاه من، پیگیری کننده رویداد های افغانستان، حمله تروریستی یاد شده به دوعامل زیرپیوند پیدا می کند: نخست،خدمت کرزی به ارتش پاکستان درساختن ستون پنجم دردرون دستگاه دولت به‌خصوص نهادی های دفاعی- امنیتی افغانستان؛ دوم، ناتوانی رئیس غنی وغبد الله درپاکسازی ستون پنج ازنهاد های امنیتی- دفاعی. وقتیکه ناتوانی یاد شده را با نارضایتی مردم وچند دستگی درحکومت ودسته بندی های بیرون حکومتی وخوش خدمتی کرزی به برادران طالبش جمع کنم،تنها نتیجه ی که بدست می‌آید نابسامانی هرچه بیشتردرحکومت وگستاخ ترشدن تروریستان وحامی آن‌ها دررابطه به افغانستان می باشد.
جای تأسف این است که، درارگ وریاست اجرائیه ، برنامه وسیاست سنجیده ی برای مبارزه با گستاخ ترشدن تروریستان وحامی آن‌هاد یده نمی شود. زیراکه ، گزینش مهره‌ها درهردو اداره نه براساس فهم وتجربه ودرست کاری افراد بلکه بر اساس باند بازی ، واسطه گری ، دلالی وداد وبستان های پشت پرده می باشد. معلوم است.اگرچنان شیوه در گزینش مهره های مهم حکومتی وکمک اعضای فاسد پارلمان درکارنبود،نابکاران ونوکران دشمن وزیر،وکیل،دبیر،منصب دارو...نمی شدند ومردمهم شاهد کشتارفرزندان شان درلشکرشاهین نمی بودند.اگرچه وزیردفاع وفرمانده ارتش ازجمله نالایقان گزینش شده زیر فشار افکارعامه یا فشاررئیس جمهورغنی استعفی کرده اند، اما این کافی نیست. به این خاطرکه، شماری زیادی ازجمله رئیس امنیت ومشاور امنیتی ریس غنی ورئیس اجرائیه ووزیرداخله و...هم همزمان با استعفی دومقام یاد شده با ید مستعفی می شدند.ازاینکه مستعفی نشدند، معلوم می‌شود که بزرگان حکومت درمانده ازترس ستون های پنجم به‌خصوص ستون پنجم پاکستان که اکثراعضای ستون پنجمش به سمت خاص تعلق دارند، فشاربر دیگر سزاواران استعفی وارد نکرده اند.
با درنظرداشت مسایل یا شده ،به صراحت وقاطعیت می‌توانم بگوبم که هم دشواری هاعام فهم شده اند هم نیاز به فهم برنامه وسیاست مهارکردن دشواری ها.دشواریهای که برخی ازآن ها به حیث عامل های بحران وگسترش تروریسم ردیف بدی ودرباره شان به گونه مختصر سخن هم گفته شد.دراین زمینه ، درسیاست وامنیت، قاعدده براین است که ضعف‌های درونی شناسای ودرجهت مهارشان کوشش می شود.متاسفانه، نه درجهت شناسای دشواری ها درحکومت افغانستان کارکرده می شود ونه درسمت مهارآن هاگامی برداشته می شود؛.وعلت این نابکاری وبی خاصیتی هم ضعف تیم های متمرکز درارگ وکاخ سفیداروکمبود فهم شان دربرنامه ریزی وتطبیق برنامه هامی باشد.
ازاین رو ، درجهت بیرون رفت ازبحران مدیریت ومدیریت بحران ومهارکردن تروریسم ؛ به انجام کارهای زیر توسط مسئولان تأکید می کنم: نخست، هم رئیس جمهور هم رئیس اجرائیه توجه کنند که تیم هایشان بجای کمک درمهاربحران وتروریسم، با گروه گرای وسمت گرای بحران زایی می کنند؛ دوم، بی لیاقتی هردو تیم ورقابت های نادرست شان نهاد لرزان دولت را نابسامان و لرزان ترکرده است. نابسامانی قابل مهارکه مشوق تروریستان وحامی آن‌ها، یعنی پاکستان شده است تابه گونه ی گسترده‌تر ترورافزای کند. اگرچه ،در روزهای اخیر، مقام های امریکای هم متوجه لرزان ترشدن حکومت کابل وخطر فروپاشی آن شده وبه رفت وآمد های خود به افغانستان افزوده اند، اما نگاه آن‌ها به بحران وتروریسم درافغانستان نگاه بیرونی می باشد.یعنی نگاه بیرونی کمترموفق دردرک ژرف بحران وفشار تروریسم برحکومت لرزان کابل می شود..
بهرحال ،درحالیکه حساسیت بیشترمقام های امریکای کمک موقت درتضعیف روحیه تروریستان وحامی شان می کند،اما این‌گونه کمک سرسری وناپایداربوده ومی باشد. بنابرآن،به نفع مسئولان حکومتی می‌باشد که درکنار تشویق های امریکا، به تصفیه کاری درتیم های نادان شان درسمت آوردن اصلاحات وکارآمد سازی نهاد دولت به‌خصوص نهاد های دفاعی وامنیتی بپردازند. زیراکه ، تنها دراصلاح وکارآمد سازی نهادهای دولتی است که پاکستان وادار به بازنگری درسیاست حمایت گری اش ازتروریستان می شود.همچنان، مسئولان حکومت افغانستان بدانند که هیچ گونه سیاست خارجی ندارند، و ازفقدان سیاست خارجی آن هاست که پاکستان استفاده کرده حتامشوق مسکو وتهران درحمایت ازطالبان شده است.

Sunday, 23 April 2017

درافغانستان ، نبود یک یا دوحزب سیاسی فراقومی، برای مهاربحران وتروریسم مشهود می باشد

ابراهیم ورسجی
درفرهنگ سیاسی وحقوق سیاسی ، وظیفه ومسئولیت حزب سیاسی قرارزیرمی باشد: نخست،آموزش وپرورش سیاسی- حقوقی مردم تا هم دموکراسی را نهادینه کنند هم مشوق حکومت درانجام مسئولیت های قانونی اش شوند؛ دوم، حزب سیاسی دراصل دولت درسایه می باشد. به این معناکه ، درحالت ها وشرایط بحرانی جانشین حکومت ناموفق درمهاربحران شده با مهاربحران صلح وامنیت را درکشوری بحران - تروریسم زده ی مانند افغانستان تامین می کند.
متاسفانه ، در16 سال گذشته ، برای مردم افغانستان ، هم بنام دموکراسی حکومت غیردموکراتیک ساخته شد هم برخلاف دموکراسی که دنبال عدم تمرکز قدرت می گردد، برای ما قانون اساسی تمرکزگراساختند هم بیشترازصد حزب سیاسی و4020 گروهک بنام انجمن های جامعه ی مدنی ساختند؛ ونتیجه یا دستاوردآن ها رادیدم که گسترش تروریسم، بی حکومتی ، تلف شدن 140 هزارمیلیون دالر کمک های امریکا واروپا برای باز سازی صورت نگرفته درافغانستان می باشد.
ازاین رو، با این نویشته کوتاه ، تصمیم دارم که باب یک بحث تازه سیاسی را بازکنم تا توجه آگاهان افغانستان را به سوی دموکراسی اصلی ودموکراسی جعلی رایج وتحمیلی بر افغانستان جلب نمایم. دموکراسی جعلی که درنبود حزب سیاسی فراقومی کمک به غارت کمک های خارجی ومنابع درونی وبحران اداره واداره بحران کرده است.واقعیت این است که ، نبود حزب سیاسی هم کمک به ادامه حکومت داری فاسد- نابکارهم کمک به معرفی شدن باند های تباه کار شبه سیاسی-مذهبی بنام حزب های سیاسی کرده است. باند های که در 16 سال گذشته ازحکومت مسخره کرزی وحکومت نابسامان غنی- عبدالله به حیث یک شرکت سهامی بهره برداری وافغانستان به بحران ژرف وتروریسم روبه گسترش گرفتارکرده اند.
طوریکه گفته شد،اکنون ، با این نویشته تحلیلی - کوتاه ، می خواهم باب بحث درباره دموکراسی وحکومت قانون را بازکنم تا ازاین طریق آگاهان به خصوص نسل نو را متوجه نمایم که بنام های حکومت قانونی ، حزبک های بی شماربنام سیاسی ودسته های تباه کار باصطلاح جهادی ، کمیسیون مسخره حقوق بشر ونهادک های جامعه مدنی نما،نهادک های دزد غیردولتی، سرمردم وکشورما کلاه کشاد گذاشته شده است.ازاین رو، بهتراست که با استفاده ازانفجار اطلاعاتی که فن آوری آگاهی- رهای بخش فراچنگ مان کرده است، دوکارزیررا بکنیم: نخست،ماهیت حزب سیاسی، جامعه مدنی ومسئولیت آن ها درنهادینه کردن دموکراسی وحکومت قانون را به گونه درست تشریح ومردم را متوجه اهمیت وارزش آن ها نمائیم؛ دوم،برای مردم وتحصیل کرده ها روشن نمائیم که تروریسم وگسترش فقر زاده حکومت داریی بد وباند بازی های شبه سیاسی می باشد. بدون شک، اگرما این گونه روشنگری را دوام دارکنیم،هم گام موثر درسمت ایجاد حکومت خوب برمی داریم هم تروریسم را مهارمی کنیم. زیراکه، تنها باحکومت داری خوب وتامین امنیت وتحقق عدالت است که مردم به حکومت اعتماد وآن را درجهت مهارتروریسم کمک می نمایند. درغیرآن،تروریسم وبحران وحکومت داری بد ادامه وکشوررا به سمت فاجعه می راند. فاجعه ی که یک نماد آن رخنه تروریستان در مسجد ونان خانه سپاه شاهین وشهادت وزخمی کردن صدها سربازوافسر ارتش می باشد! ادامه دارد.

Saturday, 22 April 2017

کرزی که ژنرال داود را ترورکرد؛ درواقع، کمک به گسترش تروریسم درشمال نمود

ابراهیم ورسجی
دوم ثور1396
من که رویداد های افغانستان را منظم پیگیری می کنم؛ بیاد دارم که کرزی که عضو طالبان ونوکرآی اِس بود،همراه تیم خود فروخته اش اول کمک به ارتش پاکستان درجهت بازگشت طالبان به جنوب کرد ودوم آن ها را به شمال انتقال داد. درشمال، ژنرال داود ، درحال ریشه کن کردن طالبان بود که توسط کرزی،ترورشد ؛ وازچگونگی تروراو همه تخاری ها به شمول آقای تقوی والی وقت تخار وازتیم کرزی اطلاع دقیق دارند.مثلا،افراد عادی درشهرتالقان،ژنرال ویسا، نفرخاص کرزی را مجری برنامه ترورژنرال داودمی دانند!
معلوم است که ، ترور ژنرال داود داود بخاطرگسترش تروریسم درشمال واقع شده بود.ازاین رو، طالبان درادامه تروریزه کردن شهرهای کندز وبغلان ، درمسجد داخل قول اردوی شاهین به ترور 140 سرباز وزخمی کردن 160 سربازدیگر دست زدند. بلی، طالبان درلباس سربازان ونظامی ها ونمره موتراردو وارد ساحه حساس شده وبه تروردست زدند. واقعیت این است که بدون کمک درون سیستمی ها؛ هرگزطالبان موفق به چنان تروری نمی شدند. ازاین رو، غنی که به محل واقعه رفته است، بهتراست که قومندان قول اردوی شاهین را مرخص وبه داد ستانی معرفی نماید.
همچنان ، ازقومندان عطا والی بلخ پرسان می کنم که چه شد آن همه بوق وکرناکه درباره نظم وامنیت ولایت بلخ زیرفرمان شمابلند کرده شده بود؟ بلی، عطا صاحب، شمارا ملامت نمی کنم. به این خاطرکه، شما رئیس اجرائیه جمعیت اسلامی هستید که درانتخابات ریاست جمهوری سال 1393،رئیس میراثی جمعیت وشما درکنارعبدالله، احمد ضیا معاون جمعیت درکنار غنی واسماعیل خان رهبر دیگرجمعیت درزیرریش استاد سیاف ایستاده بود. پس، گروهی به این پیمانه نابسامان حق دارد که درولایت زیرفرمان رئیس اجرائیه اش طالبان درمسجد اردو شماری زیادی سربازان را شهید وزخمی نمایند!
بهرحال، آقای والی بلخ ، شما دررسوای ناشی ازحمله طالبان به سربازان درمسجد قول اردوی شاهین تنها نیستید، بلکه رئیس جمهور غنی هم که به مزاررفته ولحظه قبل عکسش رادرکنارشما درمزاردیدم، بیشترازشما دررسوای یاد شده شریک می باشد. افزون بر رئیس جمهور ووالی اش دربلخ، اعضای پارلمان هم قابل سرزنش می باشند ! به این خاطرکه ، به وزیران نالایق دفاع، داخله ورئیس امنیت ملی بعد ازرویداد بیمارستان اردو، رای ادامه کارداده اند! بنابرآن، ازرئیس جمهورغنی می خواهم که کارهای زیررا بکند:نخست، کرزی را به دادستانی معرفی نماید تا دوسیه اش را تکمیل وروانه محکمه نمایدش ؛ دوم، پارلمان وقت تیرشده را مرخص نماید؛ سوم، وزیران داخله، دفاع و رئیس امنیت ملی را برکنارودرجاهایشان افراد شایسته راتعیین نماید.همچنان ، ازقومندان عطا، می خواهم که خودش از مقام ولایت بلخ استعفی ودرجهت سازمان دهی جمعیت فعالیت سیاسی نماید.

Friday, 21 April 2017

طالبان ؛ باحمله به سربازان درمسجد، نامسلمانی وتوحش خود را به نمایش گذاشتند

ابراهیم ورسجی
دوم ماه ثور1396
تاریخ آئینه ی می باشد که خوبان وبدان را خوب ترتبارزمی دهد. به این خاطرکه، درنبود تاریخ وادامه استبداد وسانسور، بسیاری حقیقت سوزی ها وبربریت ها پنهان می ماند. خوب است که هم تاریخ به حیث بیانگر حقیقت های تلخ حضوردارد هم انفجاراطلاعاتی زاده فن آوری مدرن - آگاهی بخش،با به میدان پیکارآوردن توده ها، استبداد وریاکاری های قومی- ایدئولوژیک - مذهبی را فاش و زمین بوس کرده ومی کند.
افزون برتاریخ وفن آوری مدرن - آگاهی- رهای بخش، دردین اسلام هم معیارهای داریم که چهره ناپاک ریاکاران وستمگران شبه مذهبی را فاش ورسوا می نماید. مثلا،پیامبرص وخلیفه ها وقتیکه دسته های را به ماموریت های رزمی اعزام می کردند، به آن ها به خصوص سردسته هایشان فرمان می دادند که به معبد نشینان معابد دین ها ، کودکان، زنان ومردان کهنه سال تجاوزنکنند! مثلا،دریک مورد،خالد ابن ولید، رئیس یک قبیله را که ایمان آورده بود؛ بخاطرگرفتن ن زیبایش کشت. وقتیکه موضوع را مبارزان به رسول ص گفتند، به خالد گفت که "چرا این گونه عمل کردی"؟ خالد گفت که اسلام نیاورده بود ومنافقت می کرد! رسول ص فرمود! آیا قلب اورا شق کرده بودی که اسلام نیاورده بود؟ بعدا، پیامبرص روبه آسمان کرده گفت: خدایا ازآنچه که خا لد کرده است، بتو پناه می جویم"! این است که کارکرد انسانی آن بزرگ مرد تاریخ بشر!
برخلاف آنچه که گفته شد، طالبان وحشی ودرواقع مدعی های دروغین اجرای دین والای آن سردسته اشرف مخلوقات؛ با حمله به سربازان درحال ادای نمازجمعه درمسجد درولایت بلخ ، نشان دادند که رابطه میان اسلام وآن ها وجود ندارد! ازاین رو،به نفع اسلام و مردم افغانستان می دانم که به این گروه جاهل وقاتل ودشمن اسلام وانسانیت نفرین نثارکنند! همچنان ، ازسران حکومت درمانده ونابکارافغانستان می خواهم که دوکارزیررا انجام دهند:نخست، ستون پنجم پاکستان دردستگاه لرزان دولتی راپاکسازی کنند؛ دوم،با راه اندازی یک دیپلماسی هوشمند درسطح منطقه وجهان شروع بکارکرده طالبان وحامی شان را خوب ترمعرفی نمایند. درغیرآن ،شاهد آدم کشی های بیشترطالبان مدرسه نادیده درمسجد ها ومجتمع های مسکونی خواهیم بود!

اقبال غزل خوان را کافرنتوان گفتن / عشق برسرش افتاد ، ازمدرسه برون به

ابراهیم ورسجی
امروز21 ماه آوریل ،برابر به اول ماه ثور، 79 مین سال درگذ شت اقبال ، فیلسوف، شاعرفرهیخته درزبان های فارسی واردو، نو اندیش مسلمان ومبارز راه آزادی هند ازاستعمارانگلیستان بود. شخصیت دینی- فرهنگی- فلسفی- سیاسی که درهزارسال اخیرتاریخ مسلمان ها بی مانند می باشد. اقبال، که اشعارحماسی - انقلابی- فلسفی- عارفانه اش دردوزبان فارسی واردو پخش شده است. افزون بر گنجینه های شعری،کتاب های بنام خطبات مدراس واحیای فکری دینی دراسلام راهم نویشته وتز دکترایش درباره سیرفلسفه درایران می باشد. من که دروقت دانشجوی دربخش علوم سیاسی دردانشگاه پنجاب درلاهوربودم؛ بارهابه مرکزاقبال شناسی درلاهور می رفتم، دیدم که درباره هیچ شخصیت درتاریخ اندیشه، فلسفه وفرهنگ اسلامی مانند اقبال کارنشده است. تاحد ی که بیاد دارم، بیشتراز500 عنوان کتاب درباره این بزرگ مرد اندیشه وتفکراسلامی توسط مسلمان ها ونامسلمان ها نویشته شده است. اگرمقالات نویشته شده درباره این شخصیت بزرگ را جمع کتاب های نویشته شده درباره شخصیت وافکارش نمایم، بدون شک، گفته می توانم که یکی ازچهره های دوران سازوبی همتای تاریخ دانش ومعرفت اسلامی - انسانی می باشد.
بیاد دارم، وقتیکه دردوره لیسه درشهر تالقان متعلم بودم، تقریبا 90 درصد شعرهای فارسی این این چهره بی مانند ادبیات وتاریخ اندیشه ونوگرای اسلامی را بیاد داشتم. درادامه آن ، وقتیکه دراول حمل 1357 به حیث دانشجو وارد دانشگاه کابل شدم و37 روزبعد ازآن کودتای ننگین ثوررویداد وبه پشاورمهاجرت کردم ،علاقمندی به اقبال باعث شد که زبان اردورا یاد بگیرم. درواقع، با فهم زبان اردو، متوجه شدم که این ابرمرد اندیشه وحماسه سرای فارسی درزبان اردو هم بی مانند است. با وقوع انقلاب ایران، به ایران رفتم وتمام نویشته های اندیشه ورزان ایرانی درباره اقبال را خواندم. درمیان نویشته های ایرانی ها،ما واقبال ازعلی شریعتی بیشتربرایم جاذبه داشت. همچنان،ترجمه فارسی احیای فکردینی دراسلام اززبان عربی به فارسی را هم خواندم. همین که که احیای فکردینی اقبال را عباس محمود العقاد ازانگلیسی به عربی ترجمه کرده بود واحمد آرام آن را ازعربی به فارسی ترجمه کرده بود، دریافتم که مترجمان عربی وفارسی احیای فکردینی اقبال مهم هستند واقبال هم ارجمند نزد آن ها. درچنان شرایطی، عزم کرده بودم که دردانشگاه تهران دانشجوشوم، اما دانشگاه بنام انقلاب فرهنگی بسته شد وبرگشته به پشاور وشروع به تقویت زبان انگلیسی کردم وبعدا دانشجوشدم دردانشگاه پنجاب درلاهور.درلاهورهم ،هفته یکبار یا دوباردردرب ورودی مسجد شاهی ، بزیارت این حماسه سرای زبان فارسی می رفتم.
آری، درنویشته های اقبال ، دومسئله برایم مهم می باشند:نخست، اهمیت فزاینده ی که او به فارسی زبان ها وزبان فارسی قایل بود.ازاین رو،تزدکترای خود را سیر فلسفه درایران برگزید ونویشت وازیکی ازدانشگاه های انگلیستان دکترای ممتازگرفت.درباره عشق وعلاقمندی اقبال به زبان فارسی وفارسی زبان های جهان همین بس است که گفته است:می رسد مردی که زنجیر غلامان بشکند/ دیده ام ازروزن دیوارزندان شما/ این جوانان عجم جان من وجان شما/ پاره لعلی که دارم ازبدخشان شما. دوم، انتقاد اقبال ازتمدن مادی غرب، توجهم را جلب کرد.اما اکنون که غرب را خوب شناختم ،براقبال صدآفرین گفتم! اگرچه آل احمد، شریعتی ، سید قطب ، ابوالاعلی مودودی وشماری دیگرازاندیشه ورزان مسلمان منتقد غرب بودند؛ امادراین میان، اقبال جای خاص خودش را درذهن وکله من دارد و زبان اردورا بخاطر اقبال یاد گرفتم. بهرحال، برمی گردم به انتقاد این فرهیخته ازغرب.مثلا، اقبال درباره غرب گفته است: فریاد زافرنگ ودل آویزی افرنگ / فریاد زشیرینی وپرویزیی افرنگ / عالم همه ویران زچنگیزیی افرنگ /ازخوب گران، خواب گران ، خواب گران خیز/ ای غنچه خوابیده چونرگس نگران خیز / کاشانه مارفت به تاراج غمان خیز/ ازناله مرغ چمن ازبانگ اذان خیز/ ازگرمی هنگامه آتش نفسان خیز/ ازخواب گران، خواب گران،خواب گران خیز.ازخواب گران خیز.روشن است که منظوراقبال ازافرنگ ،غرب وتمدن غربی می باشد.